
بهترین فیلمهای جهان را در قالب فهرستی کامل برایتان آماده نمودهایم که در این میان به 250 فیلم imdb نیز اشاره شده است.
همانطور که میدانید دنیای فیلم، هرساله میزبان صدها اثر در ژانرهای مختلف است. آثاری که میتوانند فهرست imdb top 250 movies را دستخوش تغییرات قرار دهند و جایگاه برخی فیلمها را تغییر دهند. در این زمینه رسانه پارسی مگ تلاش کرده تا در یک مقاله کامل و جامع تمامی این آثار تا سال 2025 را برایتان فراهم کند. شما عزیزان به معنای واقعی کلمه میتوانید با بهترین فیلمهای جهان آشنا شوید که برای آنها لینک نیز درنظر گرفته شده است.
بهترین فیلمهای جهان
در ادامه، گزیدهای از 250 فیلم برتر تاریخ سینما بر پایه معیارهای ترکیبی لیست IMDb 250، رأی منتقدان و بررسیهای آکادمیک با توضیحی مختصر ارائه میشود. این آثار، طیف گستردهای از فرهنگها، دورهها و سبکهای سینمایی را دربرمیگیرند. با اینحال فرصت مناسبی پیش آمده تا شما عزیزان با همراهی پارسی مگ بتوانید با این آثار آشنا شوید و اگر نسبت بههریک از فیلمها دیدگاه یا نقدی داشتید، آنرا برایمان به اشتراک بگذارید. در ادامه با پارسی همراه باشید.
۱. رستگاری در شاوشنک (The Shawshank Redemption)

- سال انتشار: ۱۹۹۴
- امتیاز کاربران: ۹.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۲
- دانلود فیلم رستگاری در شاوشنک دوبله فارسی
این شاهکار سینمایی، داستانی عمیق و تأثیرگذار درباره امید، صبر و قدرت روح انسان است که شاید هیچوقت از تماشای آن سیر نشوید. ماجرا از جایی شروع میشود که یک بانکدار جوان و موفق بهنام اندی دوفرین با بازی تیم رابینز، به اتهام کشتن همسر و معشوقهاش به حبس ابد در زندان مخوف شاوشنک محکوم میشود؛ جرمی که او همواره انکارش میکند. اندی برخلاف سایر زندانیان، در برابر فشارها و خشونتهای محیط زندان نمیشکند. او بهآرامی و طی دو دهه، با هوش و متانت خود نهتنها احترام زندانیان و حتی رئیس زندان را جلب میکند، بلکه دوستی عمیقی با یک زندانی باسابقه و کاریزماتیک بهنام رد با بازی درخشان مورگان فریمن برقرار میکند.
۲. پدرخوانده (The Godfather)

- سال انتشار: ۱۹۷۲
- امتیاز کاربران: ۹.۲
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
بسیاری از منتقدان و تماشاگران، این اثر را بزرگترین فیلم تاریخ سینما میدانند؛ روایتی حماسی از جنایت، خانواده و وفاداری در قلب نیویورک دهه ۴۰ میلادی. داستان حول محور دون ویتو کورلئونه با بازی فراموشنشدنی و اسطورهای مارلون براندو میچرخد که رئیس یکی از پنج خانواده بزرگ مافیایی است. وقتی دون ویتو حاضر نمیشود وارد تجارت کثیف مواد مخدر شود، مورد سوءقصد قرار میگیرد و تعادل قدرت در دنیای زیرزمینی بههم میریزد. در این میان، پسر کوچک خانواده، مایکل با بازی آل پاچینو که قهرمان جنگ است و همیشه سعی کرده خود را از کسبوکار خشن پدرش دور نگه دارد، ناخواسته وارد معرکه میشود.
۳. شوالیه تاریکی (The Dark Knight)

- سال انتشار: ۲۰۰۸
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۸۴
- دانلود فیلم شوالیه تاریکی دوبله فارسی
این اثر کریستوفر نولان، فراتر از ژانر ابرقهرمانی رفت و به یک تریلر جنایی و روانشناختی تمامعیار تبدیل شد که هنوز هم رقیبی ندارد. بروس وین یا همان بتمن با بازی کریستین بیل، به کمک جیم گوردون و دادستان جدید شهر، هاروی دنت، توانسته عرصه را بر خلافکاران گاتهام تنگ کند. اما درست وقتی که آرامش نزدیک بهنظر میرسد، یک آنارشیست نابغه و دیوانه با صورتی رنگشده بهنام جوکر وارد بازی میشود. هیث لجر فقید با اجرایی که مو را به تن سیخ میکند، نقشی را آفرید که نماد هرجومرج خالص است. جوکر نه پول میخواهد و نه مقام؛ او فقط میخواهد اصول اخلاقی بتمن را بشکند و نشان دهد که تمدن انسانها چقدر سست و شکننده است.
۴. پدرخوانده: قسمت دوم (The Godfather Part II)

- سال انتشار: ۱۹۷۴
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۰
این فیلم یک دستاورد سینمایی بینظیر است که همزمان نقش دنباله و پیشدرآمد قسمت اول را بازی میکند و دو داستان موازی را در دو زمان مختلف پیش میبرد. در خط داستانی اول، مایکل کورلئونه با بازی آل پاچینو را در دهه ۵۰ میبینیم که حالا قدرتمندتر اما تنهاتر از همیشه است و سعی دارد امپراتوری خود را به نوادا و کوبا گسترش دهد، در حالیکه خیانت در نزدیکترین لایههای خانوادهاش رخنه کرده است. در خط داستانی دوم، به اوایل قرن بیستم سفر میکنیم و جوانی ویتو کورلئونه با بازی درخشان رابرت دنیرو را میبینیم؛ مهاجری فقیر در محلههای خشن نیویورک که برای دفاع از خانوادهاش، قدمبهقدم به پدرخوانده تبدیل میشود.
۵. ۱۲ مرد خشمگین (12 Angry Men)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۷
شاید باورش سخت باشد که فیلمی که تمام ۹۶ دقیقهاش در یک اتاق کوچک و گرم میگذرد و فقط دیالوگ دارد، بتواند تا این حد پرتعلیق و جذاب باشد. داستان درباره ۱۲ عضو هیئت منصفه دادگاه است که باید درباره حکم اعدام یک پسر نوجوان متهم به قتل پدرش تصمیم بگیرند. در رأیگیری اولیه، ۱۱ نفر رأی به گناهکار بودن میدهند و میخواهند زودتر به خانههایشان بروند، اما نفر هشتم با بازی هنری فوندا، تنها کسی است که تردید دارد و رأی مخالف میدهد. او معتقد است نباید بهسادگی جان یک انسان را گرفت.
۶. ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه (The Lord of the Rings: The Return of the King)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۴
پایانبندی حماسی و باشکوه سهگانه پیتر جکسون، تمام احساسات شما را درگیر میکند و استانداردهای سینمای فانتزی را کیلومترها جابهجا کرده است. سائورون تمام نیروهای تاریکی خود را فراخوانده تا به شهر میناستریت، آخرین دژ مستحکم انسانها حمله کند. در حالیکه آراگورن با بازی ویگو مورتنسن باید میراث پادشاهی خود را بپذیرد و ارتشهای پراکنده را برای نبردی غیرممکن متحد کند، سرنوشت اصلی دنیا در دستان دو هابیت کوچک است. فرودو و سم به کوه نابودی رسیدهاند، اما فرودو زیر بار سنگین حلقه و فریبهای گالوم در حال فروپاشی است. صحنههای نبرد در این فیلم عظیم و خیرهکننده هستند، اما لحظات احساسی مثل وفاداری سموایز گمجی یا سخنرانیهای قبل از جنگ، همانقدر تأثیرگذارند.
۷. فهرست شیندلر (Schindler’s List)

- سال انتشار: ۱۹۹۳
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۵
- دانلود فیلم فهرست شیندلر دوبله فارسی
استیون اسپیلبرگ با ساخت این فیلم سیاه و سفید، یکی از دردناکترین و در عین حال انسانیترین آثار تاریخ سینما را خلق کرد. داستان واقعی درباره اسکار شیندلر با بازی لیام نیسون است؛ یک تاجر زیرک، عیاش و عضو حزب نازی که در ابتدای جنگ جهانی دوم فقط به فکر استفاده از نیروی کار ارزان یهودیان برای کارخانه مهماتسازیاش و کسب ثروت است. اما با مشاهده جنایات هولناک نازیها و تماشای نسلکشی بیرحمانه، وجدان او بیدار میشود. شیندلر تمام ثروت و زندگیاش را قمار میکند تا با تهیه لیستی از کارگرانش، جان بیش از ۱۱۰۰ یهودی را از فرستاده شدن به اردوگاههای مرگ نجات دهد.
۸. ارباب حلقهها: یاران حلقه (The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- امتیاز کاربران: ۸.۹
- امتیاز منتقدان: ۹۲
این فیلم دروازهای جادویی به دنیای سرزمین میانه است که با جزئیاتی حیرتانگیز ساخته شده است. داستان از شایر سرسبز و آرام شروع میشود، جایی که بیلبو بگینز حلقهای جادویی را برای برادرزادهاش فرودو با بازی الایجا وود به ارث میگذارد. گاندالف جادوگر متوجه میشود که این همان حلقه یگانه متعلق به سائورونِ ارباب تاریکی است که میتواند جهان را به بردگی بکشد. برای نابودی حلقه، شورایی در ریوندل تشکیل میشود و گروهی متشکل از چهار هابیت، دو انسان، یک الف، یک دورف و یک جادوگر با هم پیمان میبندند تا حلقه را به کوه نابودی ببرند. این سفر پرمخاطره آنها را از میان کوهستانهای برفی، معادن تاریک موریا و جنگلهای مرموز عبور میدهد. موسیقی متن هاوارد شور و فضاسازیهای فیلم، چنان قدرتمند است که از همان لحظه اول شما را مسحور میکند.
۹. داستان عامهپسند (Pulp Fiction)

- سال انتشار: ۱۹۹۴
- امتیاز کاربران: ۸.۹
- امتیاز منتقدان: ۹۵
کوئنتین تارانتینو با این فیلم، ساختار کلاسیک قصهگویی در سینما را منفجر کرد و سبکی جدید و دیوانهوار آفرید. فیلم روایتی غیرخطی دارد و چهار داستان مختلف از دنیای جنایتکاران لسآنجلس را بههم گره میزند که در ظاهر جدا هستند اما در نقاطی عجیب بههم میرسند. ماجرا شامل دو آدمکش حرفهای با بازی جان تراولتا و ساموئل ال. جکسون که درباره ماساژ پا بحث فلسفی میکنند، یک بوکسور که حاضر به باختن مسابقه نمیشود، و همسر رئیس مافیا که اوردوز میکند، میشود. چیزی که این فیلم را خاص میکند، دیالوگهای طولانی، طنز سیاه، خشونت ناگهانی و ارجاعات فراوان به فرهنگ عامه است.
۱۰. خوب، بد، زشت (The Good, the Bad and the Ugly)

- سال انتشار: ۱۹۶۶
- امتیاز کاربران: ۸.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۰
این فیلم تعریف نهایی وسترن اسپاگتی است؛ خشن، پرگرد و خاک و بهشدت استایلیش. داستان در بحبوحه جنگ داخلی آمریکا میگذرد و درباره سه هفتتیرکش قهار است که هرکدام بهدنبال گنجی از طلاهای مسروقه هستند. خوب یا همان بلوندی با بازی کلینت ایستوود، جایزهبگیری خونسرد و کمحرف است؛ بد یک مزدور بیرحم و سادیسمی است؛ و زشت یک راهزن پرحرف و حیالهگر. این سه نفر با وجود نفرت و بیاعتمادی شدیدی که به هم دارند، مجبور میشوند برای پیدا کردن محل گنج با هم همکاری (و خیانت) کنند. موسیقی شاهکار انیو موریکونه با آن سوت مشهورش، و کارگردانی سرجو لئونه که با کلوزآپهای شدید از چشمهای بازیگران تنش را به اوج میرساند، سکانس دوئل پایانی را به یکی از مشهورترین صحنههای تاریخ هنر تبدیل کرده است.
۱۱. ارباب حلقهها: دو برج (The Lord of the Rings: The Two Towers)

- سال انتشار: ۲۰۰۲
- امتیاز کاربران: ۸.۸
- امتیاز منتقدان: ۸۷
پس از جدا شدن یاران حلقه، داستان در سه مسیر جداگانه دنبال میشود. فرودو و سم در مسیر خود بهسوی موردور گم شدهاند و متوجه میشوند که موجودی مرموز بهنام گالوم آنها را تعقیب میکند. آنها گالوم را اسیر میکنند و تصمیم میگیرند به او اعتماد کنند تا آنها را به دروازه سیاه برساند، هرچند سم به این موجود شک دارد. در سویی دیگر، مری و پیپین توسط اورکها اسیر شدهاند و آراگورن با بازی ویگو مورتنسن، بههمراه لگولاس و گیملی، روز و شب در دشتها میدوند تا آنها را نجات دهند. این تعقیب آنها را به سرزمین روهان میرساند؛ پادشاهی که شاه آن توسط سارومان طلسم شده است. سارومان در حال ساخت ارتشی بینهایت بزرگ در برج آیزنگارد است تا نسل انسانها را نابود کند و حالا قهرمانان باید مردم روهان را برای نبردی نابرابر در قلعه هلمز دیپ آماده کنند.
۱۲. فارست گامپ (Forrest Gump)

- سال انتشار: ۱۹۹۴
- امتیاز کاربران: ۸.۸
- امتیاز منتقدان: ۸۲
- دانلود فیلم فارست گامپ دوبله فارسی
فارست گامپ با بازی تام هنکس، مردی سادهدل با ضریب هوشی پایین است که روی نیمکت ایستگاه اتوبوس نشسته و داستان زندگی عجیب و باورنکردنی خود را برای غریبهها تعریف میکند. او با وجود محدودیتهای ذهنی و جسمی در کودکی، قلبی مهربان و ارادهای قوی دارد که او را به مسیرهای شگفتانگیزی میکشاند. فارست ناخواسته در مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر آمریکا حضور پیدا میکند؛ از تبدیل شدن به ستاره فوتبال و قهرمان جنگ ویتنام گرفته تا دیدار با رئیسجمهورها و دویدن طولانیمدت دور کشور. اما در تمام این سالها و موفقیتها، ذهن او فقط درگیر یک نفر است: جنی، عشق دوران کودکیاش که زندگی پرفراز و نشیبی را طی میکند و مدام از فارست دور میشود. این فیلم روایتی است از اینکه چطور یک آدم معمولی میتواند تأثیری بزرگ بر دنیای اطرافش بگذارد.
۱۳. باشگاه مشتزنی (Fight Club)

- سال انتشار: ۱۹۹۹
- امتیاز کاربران: ۸.۸
- امتیاز منتقدان: ۶۶
- دانلود فیلم باشگاه مشت زنی دوبله فارسی
یک کارمند اداره که نامش مشخص نیست با بازی ادوارد نورتون، از بیخوابی شدید رنج میبرد و زندگیاش در روزمرگی و مصرفگرایی غرق شده است. او برای آرام کردن خود به گروههای حمایت از بیماران میرود، اما آرامش واقعی را زمانی پیدا میکند که با یک فروشنده صابون کاریزماتیک و بیقید و بند بهنام تایلر داردن با بازی برد پیت آشنا میشود. تایلر معتقد است که تنها راه احساس زنده بودن، درد کشیدن و رها کردن تعلقات مادی است. آنها با هم یک باشگاه زیرزمینی تأسیس میکنند که در آن مردان خسته از زندگی مدرن، با هم مبارزه فیزیکی میکنند. این باشگاه بهسرعت محبوب میشود و اعضای زیادی پیدا میکند، اما تایلر نقشههایی فراتر از مشتزنی دارد و میخواهد این خشونت کنترلشده را به یک جنبش آشوبطلبانه در سطح شهر تبدیل کند که کنترل آن از دست خارج میشود.
۱۴. تلقین (Inception)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- امتیاز کاربران: ۸.۸
- امتیاز منتقدان: ۷۴
- دانلود فیلم تلقین دوبله فارسی
دام کاب با بازی لئوناردو دیکاپریو، یک دزد حرفهای و خاص است که تخصصش دزدی اموال نیست، بلکه دزدی اسرار از ضمیر ناخودآگاه افراد در زمانی است که آنها خواب میبینند. او که بهدلیل اتهام قتل همسرش نمیتواند به کشورش برگردد و فرزندانش را ببیند، با پیشنهادی وسوسهکننده از سوی یک تاجر قدرتمند روبهرو میشود. مأموریت این بار دزدی نیست، بلکه کاشت یک ایده در ذهن یک وارث ثروتمند است؛ کاری که بسیاری آن را غیرممکن میدانند. کاب تیمی از متخصصان شامل یک معمار، یک جعلکننده هویت و یک شیمیدان را جمع میکند تا لایهبهلایه وارد خوابهای تودرتو شوند. اما در حین انجام مأموریت، خاطرات همسر مردهی کاب مانند یک ویروس به خوابها نفوذ میکند و نهتنها عملیات، بلکه جان تمام اعضای تیم را در دنیای رویا و واقعیت به خطر میاندازد.
۱۵. جنگ ستارگان: قسمت پنجم – امپراتوری ضربه میزند (The Empire Strikes Back)

- سال انتشار: ۱۹۸۰
- امتیاز کاربران: ۸.۷
- امتیاز منتقدان: ۸۲
- دانلود فیلم جنگ ستارگان: قسمت پنجم – امپراطوری ضربه می زند دوبله فارسی
پس از نابودی ستاره مرگ، نیروهای شورشی به سیاره یخزده هوث پناه بردهاند. اما دارت ویدر که وسواس زیادی برای پیدا کردن لوک اسکایواکر دارد، مخفیگاه آنها را پیدا میکند و حملهای همهجانبه را آغاز میکند. شورشیان مجبور به فرار میشوند و گروه از هم میپاشد. لوک اسکایواکر با بازی مارک همیل با راهنمایی روح اوبیوان، به سیارهای دورافتاده و باتلاقی میرود تا نزد استاد جدای کهنسال، یودا، آموزش ببیند و قدرت فورس را بیاموزد. در همین حین، هان سولو با بازی هریسون فورد و پرنسس لیا در حال فرار از دست امپراتوری هستند و به شهر ابری پناه میبرند که توسط دوست قدیمی هان اداره میشود. اما آنها نمیدانند که دارت ویدر تلهای مرگبار برای آنها پهن کرده است تا از رنج آنها برای بیرون کشیدن لوک از مخفیگاهش و کشاندن او به سمت تاریکی استفاده کند.
۱۶. ماتریکس (The Matrix)

- سال انتشار: ۱۹۹۹
- امتیاز کاربران: ۸.۷
- امتیاز منتقدان: ۷۳
توماس اندرسون، یک برنامهنویس کامپیوتر است که شبها با نام مستعار نئو به هک کردن سیستمها میپردازد. او همیشه احساس میکند چیزی در دنیای اطرافش درست نیست. این حس زمانی تأیید میشود که زنی مرموز بهنام ترینیتی با او تماس میگیرد و او را بهدیدار مورفیوس با بازی لارنس فیشبرن میبرد. مورفیوس به او حقیقتی هولناک را نشان میدهد: دنیایی که نئو در آن زندگی میکند، یک شبیهسازی کامپیوتری پیچیده بهنام ماتریکس است که توسط ماشینهای هوشمند ساخته شده تا انسانها را خواب نگه دارد و از انرژی بدنشان تغذیه کند. نئو با بازی کیانو ریوز انتخاب میکند که از خواب بیدار شود و بهگروه مقاومت بپیوندد. او باید یاد بگیرد که چگونه قوانین فیزیک را در دنیای ماتریکس بشکند و با مأموران قدرتمند و بیرحم سیستم مبارزه کند، چرا که مورفیوس معتقد است نئو همان منجی موعود است.
۱۷. رفقای خوب (Goodfellas)

- سال انتشار: ۱۹۹۰
- امتیاز کاربران: ۸.۷
- امتیاز منتقدان: ۹۲
- دانلود فیلم رفقای خوب دوبله فارسی
هنری هیل با بازی ری لیوتا، از کودکی آرزو داشت گانگستر شود، چون فکر میکرد آنها پادشاهان محله هستند. او کارش را با پادویی برای مافیای محلی شروع میکند و بهتدریج وارد حلقه اصلی اعتماد آنها میشود. هنری با دو نفر دیگر همراه میشود: جیمی کانوی، یک دزد حرفهای با بازی رابرت دنیرو، و تامی، یک گانگستر خشن و غیرقابل پیشبینی با بازی جو پشی. آنها با هم دزدیهای بزرگ انجام میدهند، کامیونها را میدزدند و زندگی لوکسی برای خود میسازند. اما هرچه بالاتر میروند، طمع و پارانویا بیشتر میشود. هنری برخلاف دستور رئیسش وارد تجارت مواد مخدر میشود و تامی بهخاطر خشم غیرقابل کنترلش دردسرساز میشود. این فیلم روایتی سریع و واقعگرایانه از صعود پرشور و سقوط دردناک زندگی مافیایی است، جایی که وفاداری تنها تا زمانی معنی دارد که پای پلیس و زندان وسط نباشد.
۱۸. میانستارهای (Interstellar)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۸.۷
- امتیاز منتقدان: ۷۴
- دانلود فیلم در میان ستارگان دوبله فارسی
در آیندهای نزدیک، کره زمین بهدلیل قحطی، طوفانهای شن و نابودی محصولات کشاورزی در حال مرگ است و نسل بشر رو به انقراض میرود. کوپر با بازی متیو مککانهی، خلبان سابق ناسا که حالا کشاورز شده، بهطور اتفاقی مختصات یک پایگاه مخفی را پیدا میکند. در آنجا دانشمندان نقشهای جسورانه دارند: سفر به کرمچالهای که در نزدیکی سیاره زحل کشف شده و راهی میانبر به کهکشانهای دیگر است. کوپر باید بین ماندن کنار فرزندانش و ترک کردن آنها برای نجات بشریت، دومی را انتخاب کند. او بههمراه گروهی از فضانوردان راهی سفری بیبازگشت میشود تا سیارهای قابل سکونت پیدا کند. اما قوانین فیزیک در آن سوی کرمچاله متفاوت است؛ یک ساعت در آن سیارات معادل سالها در زمین است. کوپر در حالیکه در فضا با ناشناختهها میجنگد، با غم از دست دادن لحظات رشد دخترش روی زمین دستوپنج نرم میکند.
۱۹. پرواز بر فراز آشیانه فاخته (One Flew Over the Cuckoo’s Nest)

- سال انتشار: ۱۹۷۵
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۸۴
- دانلود فیلم دیوانه از قفس پرید دوبله فارسی
رندل مکمورفی با بازی درخشان جک نیکلسون، یک مجرم سسابقهدار است که برای فرار از کار اجباری در زندان، خود را به دیوانگی میزند و بهیک آسایشگاه روانی منتقل میشود. او که فکر میکند دوران راحتی در پیش دارد، با پرستار راچد روبهرو میشود؛ زنی سرد و دیکتاتور که با قوانین خشک و تحقیرآمیز، بیماران را کنترل میکند و اعتمادبهنفس آنها را از بین برده است. مکمورفی که روحیهای سرکش و آزاد دارد، نمیتواند این شرایط را تحمل کند. او شروع بهنافرمانی میکند، برای بیماران مسابقات ورزشی راه میاندازد و سعی میکند شور زندگی را به آنها برگرداند. این رفتارها باعث میشود جنگی روانی بین او و پرستار راچد شکل بگیرد. مکمورفی تلاش میکند دوستان جدیدش را بیدار کند تا علیه سیستم سرکوبگر بیمارستان قیام کنند، اما نمیداند که این مبارزه هزینهی سنگینی برایش خواهد داشت.
۲۰. هفت (Se7en)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۶۵
- دانلود فیلم هفت دوبله فارسی
در شهری همیشه بارانی و تاریک، کارآگاه ویلیام سامرست با بازی مورگان فریمن که تنها یک هفته تا بازنشستگی فاصله دارد، مجبور میشود با یک کارآگاه جوان و کلهشق بهنام دیوید میلز با بازی برد پیت همکاری کند. آنها با صحنه قتلی روبهرو میشوند که بسیار عجیب و وحشتناک است. با پیدا شدن جسد دوم، سامرست متوجه میشود که با یک قاتل زنجیری باهوش و فلسفهباف طرف هستند که قتلهایش را بر اساس هفت گناه کبیره (شکمپرستی، طمع، تنبلی، خشم، غرور، شهوت و حسادت) طراحی میکند. قاتل قربانیانش را بهشکل نمادین مجازات میکند تا پیامی به دنیا بدهد. سامرست و میلز سعی میکنند با رمزگشایی از کتابهای ادبی و مذهبی، قدم بعدی قاتل را حدس بزنند، اما قاتل همیشه یک قدم جلوتر است و بازی پیچیدهای را برای کشاندن این دو کارآگاه به مرحله نهایی نقشهاش چیده است.
۲۱. چه زندگی شگفتانگیزی (It’s a Wonderful Life)

- سال انتشار: ۱۹۴۶
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۸۹
در شب کریسمس، جورج بیلی با بازی جیمز استوارت، مردی که تمام زندگیاش را صرف کمک به مردم شهر بدفورد فالز کرده، بهدلیل گم شدن هشت هزار دلار از سرمایه شرکتش در آستانه ورشکستگی و زندان قرار میگیرد. جورج که احساس میکند تمام فداکاریهایش بیهوده بوده و خانوادهاش را ناامید کرده، تصمیم میگیرد خودکشی کند تا آنها بتوانند از پول بیمه عمرش استفاده کنند. در لحظهای که او قصد پریدن از پل را دارد، فرشتهای بهنام کلارنس مأموریت پیدا میکند تا به زمین بیاید و نظر او را تغییر دهد. کلارنس برای اینکه ارزش زندگی جورج را به او نشان دهد، کاری میکند تا جورج ببیند اگر هرگز بهدنیا نمیآمد، سرنوشت شهر، دوستان و خانوادهاش چقدر تغییر میکرد و به چه ویرانهای تبدیل میشد.
۲۲. سکوت برهها (The Silence of the Lambs)

- سال انتشار: ۱۹۹۱
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۸۶
کلاریس استارلینگ، دانشجوی جوان و نخبه افبیآی با بازی جودی فاستر، مأموریت پیدا میکند تا با یک قاتل زنجیری و آدمخوار زندانی بهنام دکتر هانیبال لکتر با بازی آنتونی هاپکینز مصاحبه کند. هدف افبیآی این است که از هوش بالای لکتر برای پیدا کردن یک قاتل سریالی دیگر بهنام بافلو بیل استفاده کند؛ قاتلی که پوست قربانیانش را میکند. لکتر که روانپزشکی نابغه اما خطرناک است، حاضر به همکاری ساده نمیشود و بازی روانی پیچیدهای را با کلاریس آغاز میکند. او در ازای دادن سرنخهایی درباره بافلو بیل، از کلاریس میخواهد که بدترین و دردناکترین خاطرات دوران کودکیاش را بازگو کند. کلاریس برای نجات جان آخرین دختری که دزدیده شده، مجبور میشود وارد ذهن تاریک لکتر شود و در عین حال ردپای قاتل را در دنیای واقعی دنبال کند.
۲۳. هفت سامورایی (Seven Samurai)

- سال انتشار: ۱۹۵۴
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۹۸
در قرن شانزدهم ژاپن، اهالی یک روستای فقیر کشاورزی متوجه میشوند که گروهی از راهزنان قصد دارند پس از برداشت محصول به آنها حمله کنند و همه چیزشان را غارت کنند. روستاییان که توانایی جنگیدن ندارند، تصمیم میگیرند چند سامورایی را برای محافظت از خود استخدام کنند، اما چون پولی ندارند، تنها میتوانند برنج به آنها بدهند. آنها موفق میشوند کامبی، یک سامورایی باتجربه و خسته از جنگ را راضی کنند. کامبی پنج سامورایی دیگر و یک شمشیرزن عجیب و پرخاشگر بهنام کیکوچیو با بازی توشیرو میفونه را دور هم جمع میکند. این گروه هفتنفره وارد روستا میشوند و در حالیکه زمان کمی تا حمله باقی مانده، شروع به آموزش کشاورزان ترسو و ساخت استحکامات دفاعی میکنند تا در برابر چهل راهزن مسلح ایستادگی کنند.
۲۴. نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

- سال انتشار: ۱۹۹۸
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۹۱
- دانلود فیلم نجات سرباز رایان دوبله فارسی
پس از نبرد خونین در سواحل نرماندی در جنگ جهانی دوم، فرماندهی ارتش آمریکا متوجه میشود که سه برادر از خانواده رایان در جنگ کشته شدهاند و مادرشان در آستانه دریافت سه تلگراف تسلیت همزمان است. برای جلوگیری از فروپاشی کامل این خانواده، دستور صادر میشود که پسر چهارم، جیمز رایان، پیدا شده و بهخانه بازگردانده شود. کاپیتان میلر با بازی تام هنکس مأموریت میگیرد تا با گروهی از سربازانش بهپشت خطوط دشمن نفوذ کند و رایان را پیدا کند. در حین عبور از شهرهای ویرانشده و درگیری با نیروهای آلمانی، افراد گروه دچار تردید میشوند و از کاپیتان میپرسند که آیا منطقی است جان هشت سرباز را برای نجات دادن فقط یک نفر بهخطر بیندازند؟ میلر باید ضمن حفظ جان افرادش، رایان را که از موقعیت خود بیخبر است، پیدا کند.
۲۵. مسیر سبز (The Green Mile)

- سال انتشار: ۱۹۹۹
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۶۱
- دانلود فیلم مسیر سبز دوبله فارسی
پل اجکامب با بازی تام هنکس، سرنگهبان بخش اعدامیان زندان کلد مانتین در دهه ۳۰ میلادی است. وظیفه او مراقبت از زندانیانی است که منتظر صندلی الکتریکی هستند و باید مسیر سبز (راهروی زندان) را برای آخرین بار طی کنند. روزی یک زندانی جدید و عظیمالجثه سیاهپوست بهنام جان کافی با بازی مایکل کلارک دانکن بهاین بخش منتقل میشود. او بهجرم قتل وحشیانه دو دختربچه محکوم به اعدام شده است. اما رفتار جان کافی با ظاهر ترسناکش در تضاد است؛ او از تاریکی میترسد، بسیار مؤدب است و روحیهای کودکانه دارد. پل بهمرور متوجه میشود که جان نهتنها آزارش به کسی نمیرسد، بلکه دارای قدرتی فراطبیعی است که میتواند بیماریها و دردها را شفا دهد. این موضوع پل را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که باید انسانی معجزهگر را اعدام کند.
۲۶. شهر خدا (City of God)

- سال انتشار: ۲۰۰۲
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۷۹
داستان در محلههای فقیرنشین و پرخطر حاشیه ریو دو ژانیرو میگذرد و زندگی دو پسر را طی چندین دهه دنبال میکند که مسیرهای متفاوتی را انتخاب میکنند. راکت با بازی الکساندر رودریگز، پسری است که میخواهد از خشونت فرار کند و آرزو دارد عکاس شود، اما مدام در میان درگیری باندهای تبهکار گرفتار میشود. در مقابل، پسری بهنام لی دایس که بعداً خود را لیل زی مینامد، از کودکی شیفته قدرت و اسلحه است. لیل زی با بیرحمی تمام رقبا را حذف میکند و به بزرگترین رئیس باند مواد مخدر در منطقه تبدیل میشود. در حالیکه جنگ بین باند لیل زی و گروه رقیب شدت میگیرد و خیابانها تبدیل به میدان جنگ میشوند، راکت سعی میکند با دوربین عکاسیاش تنها سلاحی که دارد این وقایع را ثبت کند و زنده بماند.
۲۷. زندگی زیباست (Life Is Beautiful)

- سال انتشار: ۱۹۹۷
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۵۹
گوییدو با بازی روبرتو بنینی، مردی یهودی و شاد در ایتالیاست که با شوخطبعی خاص خود موفق میشود دل زنی بهنام دورا را بهدست آورد و با او ازدواج کند. آنها صاحب پسری میشوند و زندگی آرامی دارند تا اینکه جنگ جهانی دوم آغاز میشود و نازیها گوییدو و پسرش را به اردوگاه کار اجباری میفرستند. گوییدو برای اینکه روحیه پسرش را حفظ کند و نگذارد او متوجه وحشت و مرگ اطرافش شود، بهدروغ میگوید که تمام این اردوگاه و سربازان، بخشی از یک بازی بزرگ و پیچیده هستند. او توضیح میدهد که هر کس قوانین را رعایت کند و گریه نکند، امتیاز میگیرد و جایزه برنده نهایی یک تانک واقعی است. گوییدو در سختترین شرایط تلاش میکند تا آخرین لحظه این نمایش را برای نجات روان فرزندش ادامه دهد.
۲۸. نابودگر ۲: روز داوری (Terminator 2: Judgment Day)

- سال انتشار: ۱۹۹۱
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۷۵
بیش از ده سال از زمانی که سارا کانر با اولین نابودگر روبهرو شد میگذرد. او حالا در یک آسایشگاه روانی بستری است زیرا درباره نابودی دنیا توسط ماشینها هشدار میداد، و پسرش جان کانر نزد خانوادهای دیگر زندگی میکند. ماشینهای هوشمند اسکاینت، این بار رباتی پیشرفتهتر از جنس فلز مایع (T-1000) را از آینده میفرستند تا جان کانر را که در آینده رهبر مقاومت انسانها خواهد شد، در کودکی بکشند. در مقابل، نیروهای مقاومت انسانی یک مدل قدیمیتر از نابودگر با بازی آرنولد شوارتزنگر را برنامهریزی کرده و بهعنوان محافظ برای جان میفرستند. جان و نابودگر، سارا را از آسایشگاه فراری میدهند و حالا این سه نفر باید ضمن فرار از دست ربات جیوهای که تغییر شکل میدهد، راهی برای نابودی شرکت سایبردین پیدا کنند تا جلوی وقوع جنگ هستهای را بگیرند.
۲۹. جنگ ستارگان: امیدی تازه (Star Wars: Episode IV – A New Hope)

- سال انتشار: ۱۹۷۷
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۹۰
- دانلود فیلم جنگ ستارگان: امیدی تازه دوبله فارسی
امپراتوری کهکشانی یک سلاح عظیم بهنام ستاره مرگ ساخته که توانایی نابود کردن سیارات را دارد. پرنسس لیا نقشههای این سلاح را داخل یک ربات کوچک (R2-D2) مخفی میکند و آن را به سیاره بیابانی تاتویین میفرستد. لوک اسکایواکر، پسر کشاورز جوانی با بازی مارک همیل، ربات را پیدا میکند و پیامی از لیا میبیند که درخواست کمک کرده است. این پیام لوک را به سمت اوبیوان کنوبی، یک شوالیه جدای گوشهنشین میکشاند. اوبیوان به لوک درباره نیرو آموزش میدهد و به او میگوید که باید نقشهها را به شورشیان برساند. آنها برای سفر فضایی، یک قاچاقچی بهنام هان سولو با بازی هریسون فورد و سفینهاش میلنیوم فالکون را استخدام میکنند. اما زمانی که بهمقصد میرسند، متوجه میشوند که سیاره نابود شده و سفینه آنها توسط ستاره مرگ جذب میشود.
۳۰. بازگشت به آینده (Back to the Future)

- سال انتشار: ۱۹۸۵
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۷
مارتی مکفلای، نوجوانی دبیرستانی با بازی مایکل جی. فاکس، با دوست دانشمند و عجیبش دکتر امت براون همکاری میکند. دکتر براون یک ماشین دلورین ساخته که قابلیت سفر در زمان را دارد. در جریان آزمایش ماشین، مارتی برای فرار از دست تروریستهایی که دکتر را میکشند، سوار ماشین میشود و بهطور تصادفی به سال ۱۹۵۵ بازمیگردد. در آنجا، او ناخواسته مانع اولین دیدار پدر و مادرش میشود و مادرش بهجای پدرش، عاشق خود مارتی میشود. این اتفاق باعث میشود که وجود مارتی در آینده به خطر بیفتد و تصویرش در عکس خانوادگی شروع بهمحو شدن کند. مارتی باید دکتر براون جوان را در سال ۱۹۵۵ پیدا کند تا هم ماشین زمان را تعمیر کنند و هم کاری کند که پدر و مادرش دوباره عاشق هم شوند تا او بتواند به آینده برگردد.
۳۱. پیانیست (The Pianist)

- سال انتشار: ۲۰۰۲
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۵
- دانلود فیلم پیانیست دوبله فارسی
این فیلم داستان واقعی ولادیسلاو اشپیلمن با بازی آدرین برودی را روایت میکند؛ یک پیانیست برجسته یهودی که در رادیو ورشو کار میکند. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان توسط آلمان، زندگی او و خانوادهاش دگرگون میشود. آنها مجبور به ترک خانهشان و زندگی در محله فقیرنشین گتو میشوند و با گرسنگی، تحقیر و ترس دستوپنجه نرم میکنند. زمانی که خانوادهاش برای انتقال به اردوگاه مرگ فرستاده میشوند، ولادیسلاو به کمک یک دوست موفق به فرار میشود. او دوران سخت و طولانی اختفای خود را در ویرانههای شهر آغاز میکند و باید برای زندهماندن از ساختمانی متروکه به ساختمان دیگر برود و از دید سربازان پنهان بماند. در اوج ناامیدی، زمانی که در حال مرگ از سرما و گرسنگی است، توسط یک افسر آلمانی پیدا میشود.
۳۲. گلادیاتور (Gladiator)

- سال انتشار: ۲۰۰۰
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۶۷
- دانلود فیلم گلادیاتور دوبله فارسی
ماکسیموس با بازی راسل کرو، ژنرال مورد اعتماد و قدرتمند ارتش روم است که ارتشهای شمالی را شکست داده و فقط میخواهد به مزرعهاش نزد همسر و پسرش بازگردد. امپراتور مارکوس اورلیوس که در بستر مرگ است، از ماکسیموس میخواهد تا پس از او قدرت را در دست بگیرد و روم را به جمهوری بازگرداند. کومودوس، پسر جاهطلب امپراتور، با شنیدن این خبر پدرش را به قتل میرساند و خود را امپراتور مینامد. او دستور اعدام ماکسیموس و خانوادهاش را صادر میکند. ماکسیموس فرار میکند اما زخمی شده و توسط بردهفروشان دستگیر میشود. او مجبور میشود بهعنوان گلادیاتور در میدانهای نبرد بجنگد. ماکسیموس با مهارت جنگی بالای خود بهسرعت محبوب مردم میشود و راه خود را بهسوی کولوسئوم رم باز میکند تا در مقابل چشم مردم، انتقام خود را از امپراتور بگیرد.
۳۳. انگل (Parasite)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۹۶
- دانلود فیلم انگل دوبله فارسی
داستان درباره خانواده کیم است؛ خانوادهای چهارنفره شامل پدر با بازی سونگ کانگ-هو، مادر، پسر و دختر که در یک آپارتمان زیرزمینی فقیرانه زندگی میکنند و با تا کردن جعبه پیتزا روزگار میگذرانند. شانس زمانی در خانه آنها را میزند که کی-وو، پسر خانواده، فرصت پیدا میکند تا با جعل مدرک، معلم زبان انگلیسی دختر خانواده بسیار ثروتمند پارک شود. او پس از ورود به خانه مجلل آنها، نقشهای هوشمندانه میکشد تا تکتک اعضای خانوادهاش را با هویتهای جعلی و بدون اینکه کسی بفهمد آنها با هم فامیل هستند، در آن خانه استخدام کند. آنها بهتدریج جای راننده و خدمتکار قبلی را میگیرند. اما درست زمانی که خانواده کیم فکر میکنند به یک زندگی ایدهآل رسیدهاند، در یک شب بارانی، خدمتکار قبلی خانه بازمیگردد و رازی را فاش میکند که در زیرزمین خانه پنهان شده است.
۳۴. روانی (Psycho)

- سال انتشار: ۱۹۶۰
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۹۷
ماریون کرین با بازی جنت لی، کارمند بانکی است که از زندگی معمولی و رابطه پنهانی خود خسته شده است. او در یک تصمیم ناگهانی، چهل هزار دلار پول نقد از مشتری رئیسش میدزدد و برای شروع یک زندگی جدید از شهر فرار میکند. در حالیکه در شب بارانی رانندگی میکند، بهدلیل خستگی و استرس از مسیر اصلی خارج شده و تصمیم میگیرد شب را در متل بیتس، هتلی خلوت و دورافتاده، بماند. او در آنجا با نورمن بیتس با بازی آنتونی پرکینز آشنا میشود؛ مردی جوان و مؤدب که بهنظر میرسد تحت سلطه شدید مادر پیر و مرموزش است که در خانه تاریک بالای تپه زندگی میکند. ماریون پس از گفتگویی کوتاه با نورمن، از کارش پشیمان میشود و تصمیم میگیرد پول را برگرداند، اما پیش از آنکه بتواند متل را ترک کند، اتفاقی وحشتناک رخ میدهد.
۳۵. رفتگان (The Departed)

- سال انتشار: ۲۰۰۶
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۵
- دانلود فیلم رفتگان دوبله فارسی
در بوستون، پلیس ایالتی قصد دارد فرانک کاستلو با بازی جک نیکلسون، رئیس قدرتمند مافیای ایرلندی را به دام بیندازد. برای این کار، آنها یک پلیس تازهکار بهنام بیلی کاستیگان با بازی لئوناردو دیکاپریو را مأمور میکنند تا با پاک کردن سوابقش، بهعنوان نفوذی وارد تشکیلات کاستلو شود و اعتماد او را جلب کند. همزمان، کاستلو نیز جاسوس خود، کالین سالیوان با بازی مت دیمون را از سالها قبل وارد آکادمی پلیس کرده و او حالا در بخش تحقیقات ویژه به مقامی بالا رسیده و به اطلاعات حساس دسترسی دارد. در حالیکه بیلی برای زندهماندن در دنیای خشن مافیا تلاش میکند و کالین اطلاعات پلیس را به کاستلو میرساند، هر دو طرف متوجه حضور یک جاسوس در میان خود میشوند. حالا هر دو نفوذی مأموریت پیدا میکنند تا جاسوس طرف مقابل را پیدا کنند.
۳۶. هاراکیری (Harakiri)

- سال انتشار: ۱۹۶۲
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: ۸۵
در سال ۱۶۳۰ و در دوران صلح، یک سامورایی بیاستاد (رونین) بهنام هانشیرو با بازی تاتسویا ناکادای، وارد اقامتگاه خاندان لی میشود. او با حالتی محترمانه درخواست میکند که به او اجازه دهند در حیاط آن خانه، مراسم سنتی خودکشی (هاراکیری) را انجام دهد. سرپرست خاندان که به نیت او شک دارد، فکر میکند هانشیرو مانند بسیاری از رونینهای فقیری که این روزها زیاد شدهاند، فقط برای گرفتن پول و ترحم این درخواست را مطرح کرده است. او برای ترساندن هانشیرو، داستان غمانگیز سامورایی جوان دیگری را تعریف میکند که مدتی قبل با همین درخواست به آنجا آمده بود، اما آنها او را مجبور کردند با یک شمشیر چوبی بهطرز وحشتناکی خودکشی کند. هانشیرو بدون تغییر در چهرهاش، داستان را گوش میدهد و سپس فاش میکند که آن سامورایی جوان را میشناخته است.
۳۷. شلاق (Whiplash)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۹
- دانلود فیلم ویپلش دوبله فارسی
اندرو نیمن با بازی مایلز تلر، یک درامر جوان و بااستعداد است که در معتبرترین مدرسه موسیقی نیویورک درس میخواند و آرزو دارد به یکی از بزرگان موسیقی جاز تبدیل شود. او موفق میشود نظر ترنس فلچر با بازی درخشان جی. کی. سیمونز را جلب کند. فلچر رهبر ارکستر اصلی مدرسه و مربیای بسیار سختگیر، بیرحم و کمالگرا است. او اعتقاد دارد که برای رسیدن به عالی بودن باید دانشجو را تا مرز فروپاشی روانی و جسمی پیش برد. فلچر با استفاده از تحقیر، توهین و فشارهای روانی شدید، اندرو را وارد یک چالش فرسایشی میکند. اندرو که تشنه موفقیت است، حاضر میشود خانواده، روابط عاطفی و حتی سلامت جسمیاش را فدا کند تا تأیید این مربی بیرحم را بهدست آورد.
۳۸. پرستیژ (The Prestige)

- سال انتشار: ۲۰۰۶
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۶۶
- دانلود فیلم پرستیژ دوبله فارسی
رابرت انجیر با بازی هیو جکمن و آلفرد بوردن با بازی کریستین بیل، دو شعبدهباز جوان و بااستعداد در لندن قرن نوزدهم هستند که در کنار هم کار میکنند. اما زمانی که در حین اجرای یک تردستی خطرناک، همسر انجیر غرق میشود، انجیر، بوردن را مقصر میداند و این اتفاق آغازی بر یک رقابت تلخ و بیپایان میشود. آنها تبدیل به رقبای سرسخت هم میشوند و سعی میکنند با خرابکاری در اجراهای یکدیگر، طرف مقابل را شکست دهند. این وسواس زمانی به اوج میرسد که بوردن ترفندی بهنام مرد جابهجاشده را اجرا میکند؛ ترفندی که در آن، در یک لحظه از یک سوی صحنه ناپدید و در سوی دیگر ظاهر میشود. انجیر که نمیتواند راز این ترفند را کشف کند، حاضر میشود برای پیشی گرفتن از رقیبش دست به کارهای خطرناکتری بزند.
۳۹. تاریخ مجهول آمریکا (American History X)

- سال انتشار: ۱۹۹۸
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۶۲
داستان درباره دنی وینیارد، نوجوانی دبیرستانی است که بهشدت تحت تأثیر برادر بزرگترش، درک با بازی ادوارد نورتون قرار دارد. درک رهبر یک گروه نژادپرست نئونازی بوده که بهخاطر قتل وحشیانه دو مرد سیاهپوست به زندان افتاده است. حالا درک از زندان آزاد شده، اما تجربیات تلخ و تکاندهندهای که در زندان داشته، تمام باورهای افراطی او را تغییر داده است. او پس از بازگشت به خانه، متوجه میشود که دنی دقیقاً در حال تکرار همان مسیری است که او قبلاً رفته و غرق در نفرت و خشونت شده است. فیلم وقایع گذشته و حال را بهصورت سیاه و سفید و رنگی نشان میدهد؛ از یک سو چگونگی تبدیل شدن درک به یک نژادپرست و از سوی دیگر، تلاش او برای نجات برادرش از چرخهای که خودش آن را شروع کرده است.
۴۰. لئون: حرفهای (Léon: The Professional)

- سال انتشار: ۱۹۹۴
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۶۴
- دانلود فیلم حرفه ای دوبله فارسی
لئون با بازی ژان رنو، یک آدمکش حرفهای، بسیار ماهر اما بیسواد است که در نیویورک زندگی آرام و منزویانهای دارد و تنها دوستش یک گلدان است. در همسایگی او، ماتیلدای ۱۲ ساله زندگی میکند که خانوادهاش درگیر کارهای خلاف هستند. روزی که ماتیلدا برای خرید بیرون رفته، تمام اعضای خانوادهاش توسط یک افسر پلیس فاسد بهنام استنسفیلد و افرادش کشته میشوند. ماتیلدا که شاهد ماجرا بوده، به آپارتمان لئون پناه میبرد. وقتی او به شغل واقعی لئون پی میبرد، از او میخواهد که در ازای یاد دادن خواندن و نوشتن و انجام کارهای خانه، به او آموزش دهد که چگونه یک آدمکش شود تا بتواند انتقام خانوادهاش را بگیرد. این درخواست، زندگی منظم و سرد لئون را کاملاً دگرگون میکند.
۴۱. سینما پارادیزو (Cinema Paradiso)

- سال انتشار: ۱۹۸۸
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۰
سالواتوره، یک کارگردان سینمای مشهور در رم است که شبی با شنیدن خبر مرگ دوست قدیمیاش آلفردو، به خاطرات دوران کودکی خود در روستای کوچکشان در سیسیل بازمیگردد. او به یاد میآورد که در کودکی با نام توتو شناخته میشد و شیفته سینما بود و تمام وقت خود را در سینمای محلی بهنام سینما پارادیزو میگذراند. او در آنجا با آلفردو با بازی فیلیپ نوآره، آپاراتچی سینما، دوست میشود. آلفردو که مردی میانسال و مهربان است، برای توتو نقش یک پدر را ایفا میکند و به او نهتنها عشق به فیلم و نحوه کار با دستگاه آپارات، بلکه درسهایی درباره زندگی و عشق را میآموزد. فیلم داستان این دوستی عمیق و تأثیر جادوی سینما بر زندگی مردم یک روستا را در طول چند دهه روایت میکند.
۴۲. کازابلانکا (Casablanca)

- سال انتشار: ۱۹۴۲
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
در زمان جنگ جهانی دوم، شهر کازابلانکا در مراکش به مرکزی برای فرار پناهندگان از دست نازیها و رفتن به آمریکا تبدیل شده است. ریک بلین با بازی هامفری بوگارت، مردی آمریکایی و بدبین است که یک کافه و قمارخانه محبوب را در این شهر اداره میکند و سعی دارد در درگیریهای سیاسی بیطرف بماند. اما دنیای آرام او زمانی بههم میریزد که معشوقه سابقش، ایلزا، بههمراه همسرش ویکتور لازلو (یک رهبر مهم مقاومت) وارد کافه میشوند. آنها برای فرار از دست آلمانیها به دو برگه عبور کمیاب نیاز دارند که دست بر قضا، این برگهها در اختیار ریک است. حالا ریک باید بین عشق قدیمیاش به ایلزا و کمک به لازلو برای ادامه مبارزه علیه نازیها، یکی را انتخاب کند.
۴۳. دستنیافتنیها (The Intouchables)

- سال انتشار: ۲۰۱۱
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۵۷
- دانلود فیلم دست نیافتنی ها دوبله فارسی
این فیلم داستان واقعی فیلیپ، یک اشرافزاده ثروتمند را روایت میکند که پس از یک سانحه پاراگلایدر، از گردن به پایین فلج شده است. او برای مراقبت شبانهروزی از خودش، بهدنبال یک پرستار جدید میگردد. در میان تمام متقاضیان باتجربه، او تصمیم عجیبی میگیرد و دریس با بازی عمر سی (Omar Sy) را استخدام میکند؛ جوانی سیاهپوست اهل حومه فقیرنشین شهر که سابقهدار است و هیچ تجربهای در مراقبت از بیماران ندارد. دریس فقط برای گرفتن امضای بیکاری آمده بود، اما حالا مجبور است این کار را بپذیرد. دریس برخلاف پرستاران قبلی، هیچ ترحمی نسبت به فیلیپ ندارد و با شوخطبعی و بیملاحظگی خود، روحیه و هیجان را به زندگی یکنواخت فیلیپ بازمیگرداند و دوستی عمیقی میان این دو مرد از دو دنیای کاملاً متفاوت شکل میگیرد.
۴۴. مظنونین همیشگی (The Usual Suspects)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۷۷
پس از انفجاری مهیب در یک کشتی باری در اسکله لسآنجلس که ۲۷ کشته و میلیونها دلار مواد مخدر گمشده برجای میگذارد، پلیس تنها بازمانده را پیدا میکند: یک کلاهبردار خردهپا و لنگ بهنام راجر وربال کینت با بازی کوین اسپیسی. مأمور بازجویی، دیو کوجان، وربال را تحت فشار میگذارد تا بگوید واقعاً چه اتفاقی افتاده است. وربال شروع به تعریف داستانی پیچیده میکند که هفتهها قبل از انفجار آغاز شده؛ زمانی که او و چهار مجرم حرفهای دیگر برای یک صف تشخیص هویت الکی دستگیر شدند. او توضیح میدهد که چطور این گروه توسط یک مغز متفکر جنایتکار افسانهای و بیرحم بهنام کایزر شوزه مجبور به انجام این مأموریت شدند. کوجان باید با کنار هم گذاشتن حرفهای وربال، هویت این رئیس مرموز را قبل از آنکه دیر شود، کشف کند.
۴۵. بیگانه (Alien)

- سال انتشار: ۱۹۷۹
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۹
خدمه سفینه فضایی باری نوسترومو در میانه سفر طولانی خود به زمین، توسط کامپیوتر مرکزی از خواب مصنوعی بیدار میشوند. آنها متوجه میشوند که سفینه یک سیگنال ناشناس شبیه به درخواست کمک را از سیارهای متروکه در همان نزدیکی دریافت کرده است. طبق قانون، آنها موظف به بررسی میشوند و روی سیاره فرود میآیند. در آنجا یک سفینه فضایی غولپیکر و بیگانه پیدا میکنند که پر از تخمهای عجیب است. یکی از خدمه مورد حمله موجودی عنکبوتیشکل قرار میگیرد که به صورتش میچسبد. افسر فرمانده، الن ریپلی با بازی سیگورنی ویور، با ورود او به سفینه مخالفت میکند، اما فرماندهی اجازه ورود میدهد. خدمه بهزودی متوجه میشوند که موجودی مرگبار و ناشناخته را با خود به داخل سفینه آوردهاند که یکییکی شروع به شکار کردن آنها در راهروهای تاریک سفینه میکند.
۴۶. عصر جدید (Modern Times)

- سال انتشار: ۱۹۳۶
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۹۶
در اوج دوران رکود اقتصادی، ولگرد کوچک با بازی چارلی چاپلین، کارگر یک کارخانه عظیم صنعتی است که وظیفهاش فقط سفت کردن دو پیچ روی خط مونتاژ است. سرعت دیوانهوار و کار تکراری باعث میشود او دچار فروپاشی عصبی شود و کارش را از دست بدهد. پس از خروج از بیمارستان، او بهاشتباه بهعنوان رهبر یک تظاهرات کمونیستی دستگیر و زندانی میشود. پس از آزادی، تلاش میکند شغلی آبرومند پیدا کند اما موفق نمیشود. در این میان او با دختری جوان و فقیر آشنا میشود که پدرش را از دست داده و از دست مأموران فرار میکند. این دو نفر که هر دو جایی در جامعه مدرن و ماشینی ندارند، تصمیم میگیرند با هم همراه شوند و در میان سختیها، بهدنبال خوشبختی بگردند و خانهای برای خودشان بسازند.
۴۷. پنجره پشتی (Rear Window)

- سال انتشار: ۱۹۵۴
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
ال. بی. جفریز با بازی جیمز استوارت، یک عکاس خبری ماجراجو است که پایش شکسته و مجبور است با ویلچر در آپارتمانش بماند. او از روی بیکاری و کنجکاوی، شروع به تماشای همسایگانش از طریق پنجره پشتی آپارتمانش میکند. جفریز زندگی روزمره همسایههای مختلف را زیر نظر میگیرد: یک رقصنده، یک زوج تازه ازدواج کرده، و یک فروشنده بهنام لارس توروالد که از همسر بیمارش مراقبت میکند. یک شب جفریز متوجه رفتارهای مشکوک توروالد میشود؛ او چندین بار در نیمهشب با چمدان از خانه خارج میشود و همسرش نیز ناگهان ناپدید میشود. جفریز به این باور میرسد که توروالد همسرش را به قتل رسانده و بدنش را تکهتکه کرده است. او سعی میکند دوستدخترش لیزا و پرستارش را متقاعد کند تا به او برای اثبات این جنایت کمک کنند.
۴۸. جنگوی زنجیرگسسته (Django Unchained)

- سال انتشار: ۲۰۱۲
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۱
- دانلود فیلم جنگوی زنجیرگسسته دوبله فارسی
دو سال قبل از جنگ داخلی آمریکا، دکتر کینگ شولتز، یک جایزهبگیر آلمانی، بردهای بهنام جنگو با بازی جیمی فاکس را پیدا میکند. شولتز به جنگو پیشنهاد میدهد که در ازای کمک به شناسایی سه برادر خلافکار، آزادیاش را به او بدهد. پس از موفقیت در این مأموریت، شولتز تصمیم میگیرد جنگو را بهعنوان شریک خود آموزش دهد. جنگو هدف بزرگتری دارد: پیدا کردن و نجات دادن همسرش که سالها پیش از او جدا شده و به مزرعهداری بیرحم بهنام کالوین کندی فروخته شده است. شولتز قبول میکند به او کمک کند و این دو نفر با نقشهای پیچیده، خود را خریداران بردههای جنگی جا میزنند تا وارد مزرعه بدنام کندیلند شوند. اما آنها باید با استفن، برده وفادار و باهوش کندی، روبهرو شوند که به نیت واقعی آنها شک کرده است.
۴۹. روزی روزگاری در غرب (Once Upon a Time in the West)

- سال انتشار: ۱۹۶۸
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۸۲
داستان درباره زنی بهنام جیل مکبین است که از نیواورلئان به غرب وحشی میآید تا زندگی جدیدی را با همسرش آغاز کند. اما وقتی به مزرعه میرسد، متوجه میشود که همسر و فرزندانش توسط یک آدمکش بیرحم بهنام فرانک کشته شدهاند. فرانک با بازی هنری فوندا، برای یک ثروتمند صاحب نفوذ راهآهن کار میکند که میخواهد زمینهای مکبین را تصاحب کند. همزمان، مردی مرموز و کمحرف که فقط سازدهنی میزند با بازی چارلز برانسون وارد شهر میشود. او بهدنبال فرانک است تا انتقامی قدیمی را از او بگیرد. در این میان، یک یاغی فراری بهنام شاین نیز درگیر ماجرا میشود. سرنوشت این چهار نفر در تقابلی بر سر زمین، پول و انتقام به یکدیگر گره میخورد.
۵۰. روشناییهای شهر (City Lights)

- سال انتشار: ۱۹۳۱
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: ۹۹
ولگرد کوچک با بازی چارلی چاپلین، در خیابانها سرگردان است که با دختری گلفروش و نابینا آشنا میشود. دخترک بهاشتباه او را یک میلیونر ثروتمند تصور میکند و ولگرد نیز سعی میکند این تصور را حفظ کند تا دل او را نشکند. ولگرد در همان شب جان یک میلیونر واقعی را که قصد خودکشی داشته نجات میدهد. میلیونر مست، ولگرد را بهعنوان بهترین دوستش میپذیرد و او را به خانهاش میبرد، اما صبح روز بعد که هوشیار میشود، او را نمیشناسد و بیرونش میکند. ولگرد متوجه میشود که دختر گلفروش برای پرداخت اجارهخانهاش و عمل جراحی چشمهایش به پول زیادی نیاز دارد. او تصمیم میگیرد به هر قیمتی شده این پول را بهدست آورد، بنابراین دست به کارهای مختلفی میزند؛ از تمیز کردن خیابان تا شرکت در مسابقه بوکس.
۵۱. اینک آخرالزمان (Apocalypse Now)

- سال انتشار: ۱۹۷۹
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۹۴
در اوج جنگ ویتنام، کاپیتان ویلارد با بازی مارتین شین، مأموریتی بسیار محرمانه و خطرناک دریافت میکند. او باید به عمق جنگلهای کامبوج سفر کند تا سرهنگ کورتز را پیدا کرده و او را حذف کند. کورتز یکی از بهترین افسران ارتش آمریکا بوده که اکنون از فرماندهی سرپیچی کرده، دیوانه شده و در اعماق جنگل برای خود حکومتی مستقل تشکیل داده و توسط بومیان پرستیده میشود. ویلارد بههمراه گروهی از سربازان جوان، سفر خود را با قایق در طول رودخانه آغاز میکند. هرچه آنها در مسیر رودخانه جلوتر میروند، بیشتر با وحشت، پوچی و جنون جنگ روبهرو میشوند. این سفر بهتدریج ویلارد را نهتنها به کورتز، بلکه به تاریکی درون خودش نیز نزدیکتر میکند.
۵۲. یادگاری (Memento)

- سال انتشار: ۲۰۰۰
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۱
لئونارد شلبی با بازی گای پیرس، در تلاش است تا قاتل همسرش را پیدا کند و انتقام بگیرد. مشکل اصلی او این است که در جریان همان حملهای که همسرش کشته شد، دچار آسیب مغزی شده و حافظه کوتاهمدت خود را از دست داده است. او نمیتواند هیچ خاطره جدیدی بسازد و هر روز فراموش میکند کجاست و چه میکند. لئونارد برای اینکه هدفش را گم نکند، از یک سیستم پیچیده استفاده میکند: او اطلاعات مهم را روی بدنش خالکوبی کرده، از افراد عکس میگیرد و روی آنها یادداشت مینویسد تا بتواند ردپای قاتل را دنبال کند. فیلم داستان او را به شیوهای غیرمعمول روایت میکند؛ بخشی از داستان بهصورت معکوس (از آخر به اول) و بخشی دیگر بهصورت خطی (از اول به آخر) پیش میرود و بیننده را در گیجی و عدم اطمینان لئونارد شریک میکند.
۵۳. تلماسه: بخش دو (Dune: Part Two)

- سال انتشار: ۲۰۲۴
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۷۹
پس از سقوط خاندان آتریدیز، پل با بازی تیموتی شالامی بههمراه مادرش جسیکا به قبیله فرمنها در اعماق بیابانهای آراکیس پناه بردهاند. پل در حالیکه فنون جنگی فرمنها را میآموزد و با چانی، دختری از این قبیله، رابطه عاطفی برقرار میکند، با یک دوراهی بزرگ روبهرو است. مادرش و بخشی از فرمنها معتقدند که او همان منجی موعود (لسانالغیب) است که آنها را بهسوی آزادی هدایت خواهد کرد. اما پل از دیدن آیندهای هولناک که در آن جنگی مقدس بهنام او میلیونها نفر را به کشتن میدهد، وحشت دارد. در همین حال، خاندان هارکونن با بیرحمی در حال بهرهبرداری از خاک ارزشمند سیاره هستند. پل باید تصمیم بگیرد که آیا برای انتقام از قاتلان پدرش، سرنوشت خود را بهعنوان رهبر فرمنها بپذیرد یا برای جلوگیری از جنگی ویرانگر، از آن فرار کند.
۵۴. مهاجمان صندوق گمشده (Raiders of the Lost Ark)

- سال انتشار: ۱۹۸۱
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۶
در سال ۱۹۳۶، ایندیانا جونز با بازی هریسون فورد، استاد باستانشناسی است که زندگی دوگانهای دارد و بهعنوان یک ماجراجوی حرفهای بهدنبال گنجینههای گمشده میگردد. مأموران اطلاعاتی ارتش آمریکا به او خبر میدهند که نازیها در حال حفاری در مصر هستند تا صندوق عهد را پیدا کنند؛ صندوقی باستانی که گفته میشود قدرت شکستناپذیری به ارتش میدهد. ایندیانا مأمور میشود تا قبل از نازیها این صندوق را پیدا کند. او برای این کار به نپال میرود تا معشوقه سابقش ماریون را که مدالیون لازم برای یافتن محل صندوق را دارد، با خود همراه کند. این ماجراجویی آنها را از بازارهای شلوغ قاهره تا اتاقهای پر از مار عبور میدهد و ایندیانا باید با رقیب فرانسوی خود و ارتش نازیها برای بهدست آوردن این گنجینه مقابله کند.
۵۵. انتقامجویان: جنگ ابدیت (Avengers: Infinity War)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۶۸
تانوس، تایتان دیوانهای که معتقد است برای نجات جهان باید نیمی از جمعیت آن را حذف کند، سفر خود را برای جمعآوری شش سنگ ابدیت آغاز کرده است. این سنگها به او قدرتی مطلق برای اجرای نقشهاش میدهند. گروه انتقامجویان که پس از اتفاقات قبلی از هم پاشیدهاند، حالا باید اختلافات خود را کنار بگذارند. تونی استارک (مرد آهنی) با بازی رابرت داونی جونیور، دکتر استرنج و مرد عنکبوتی در نیویورک با نیروهای تانوس درگیر میشوند. همزمان، ثور با نگهبانان کهکشان برخورد میکند و کاپیتان آمریکا بههمراه بیوه سیاه سعی میکنند از ویژن (که یکی از سنگها را در اختیار دارد) محافظت کنند. قهرمانان در دو جبهه متفاوت، یکی روی زمین در واکاندا و دیگری در فضا، تلاش میکنند تا قبل از اینکه تانوس هر شش سنگ را بهدست آورد، جلوی او را بگیرند.
۵۶. زندگی دیگران (The Lives of Others)

- سال انتشار: ۲۰۰۶
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۹
در سال ۱۹۸۴ در آلمان شرقی، گئرد ویسلر با بازی اولریش موهه، یک بازجوی وفادار و ماهر پلیس مخفی (اشتازی) است. او مأموریت پیدا میکند تا گئورگ درایمن، یک نمایشنامهنویس مشهور را که به ظاهر به حزب کمونیست وفادار است، زیر نظر بگیرد. ویسلر آپارتمان درایمن را شنودگذاری میکند و تمام مکالمات و زندگی خصوصی او و معشوقهاش را ۲۴ ساعته گوش میدهد. او در ابتدا این کار را با جدیت و سردی انجام میدهد، اما بهمرور زمان، با شنیدن بحثهای آنها درباره هنر، ادبیات و عشق، تحت تأثیر قرار میگیرد و با دنیایی متفاوت از ایدئولوژی خشک حزبی آشنا میشود. ویسلر که وجدانش بیدار شده، شروع به پنهان کردن اطلاعات و محافظت از درایمن در گزارشهایش میکند؛ کاری که میتواند شغل و حتی جان خودش را بهخطر بیندازد.
۵۷. بلوار سانست (Sunset Boulevard)

- سال انتشار: ۱۹۵۰
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۹۴
جو گلیس با بازی ویلیام هولدن، یک فیلمنامهنویس شکستخورده و بدهکار در هالیوود است که برای فرار از دست طلبکارانش، بهطور اتفاقی وارد عمارت بزرگ و متروکهای در بلوار سانست میشود. این خانه متعلق به نورما دزموند است؛ ستاره بزرگ دوران سینمای صامت که با ظهور سینمای ناطق فراموش شده و حالا در توهم گذشته زندگی میکند. نورما که متوجه میشود جو یک نویسنده است، او را استخدام (و در واقع زندانی) میکند تا فیلمنامهای عظیم برای بازگشت باشکوهش به سینما بنویسد. جو بهخاطر پول و زندگی راحت، در این خانه میماند و وارد رابطه پیچیده و ناسالمی با این ستاره پیر و روانی میشود. او بهتدریج متوجه میشود که در تلهای گرفتار شده که فرار از آن ممکن است به قیمت جانش تمام شود.
۵۸. شاهدی برای تعقیب (Witness for the Prosecution)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۷۶
سر ویلفرید روبارتس، وکیل برجسته و سالخوردهای با بازی چارلز لاتن است که بهدلیل بیماری قلبی، توسط پزشکان از قبول پروندههای جنایی سنگین منع شده است. اما وقتی لئونارد وول با بازی تایرون پاور به دفتر او میآید، ویلفرید مجذوب پرونده او میشود و تصمیم میگیرد دفاع از او را بر عهده بگیرد. لئونارد متهم است که بیوه ثروتمندی را که عاشقش شده بود، برای تصاحب ارثیه به قتل رسانده است. تمام شواهد علیه لئونارد است و تنها امید او شهادت همسرش کریستین با بازی مارلن دیتریش است. اما در روز دادگاه، کریستین بهجای دفاع از شوهرش، بهعنوان شاهد دادستانی وارد جایگاه میشود و شهادتی تکاندهنده علیه او میدهد که مسیر پرونده را کاملاً تغییر میدهد و سر ویلفرید را با پیچیدهترین چالش دوران کاریاش روبهرو میکند.
۵۹. راههای افتخار (Paths of Glory)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۹۰
در جریان جنگ جهانی اول، ژنرالهای ارتش فرانسه در سنگرها تصمیمگیری میکنند. ژنرال میرو برای اینکه ترفیع مقام بگیرد، دستور حملهای غیرممکن به منطقهای مستحکم تحت کنترل آلمانها بهنام تپه مورچهها را صادر میکند. سرهنگ دکس با بازی کرک داگلاس که فرماندهی هنگ را بر عهده دارد، میداند که این حمله نوعی خودکشی است، اما مجبور به اطاعت میشود. حمله با شکست مواجه میشود و سربازان قتلعام میشوند. ژنرال میرو که از عقبنشینی سربازان خشمگین شده، دستور میدهد توپخانه خودی به نیروهای فرانسوی شلیک کند. پس از پایان نبرد، ژنرال برای پوشاندن اشتباه خود، دستور میدهد سه سرباز را بهقید قرعه انتخاب کنند و به جرم بزدلی در دادگاه نظامی محاکمه و تیرباران کنند. سرهنگ دکس که قبل از جنگ وکیل بوده، تصمیم میگیرد وکالت این سربازان بیگناه را بر عهده بگیرد.
۶۰. درخشش (The Shining)

- سال انتشار: ۱۹۸۰
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۶۶
جک تورنس با بازی جک نیکلسون، نویسندهای است که به آرامش نیاز دارد تا کتاب جدیدش را بنویسد. او شغلی را بهعنوان سرایدار زمستانی هتل اورلوک میپذیرد؛ هتلی مجلل و بزرگ در کوهستانهای کلرادو که در فصل زمستان بهدلیل برف سنگین کاملاً از دنیا جدا میشود. جک بههمراه همسرش وندی و پسر کوچکشان دنی به هتل نقل مکان میکنند. دنی پسربچهای است که نیروی ذهنی عجیبی بهنام درخشش دارد و میتواند اتفاقات وحشتناک گذشته و آینده هتل را ببیند. با گذشت زمان و بارش برف، انزوای مطلق بر خانواده فشار میآورد. نیروهای شیطانی هتل شروع به تأثیرگذاری بر ذهن جک میکنند و او را که قبلاً مشکل اعتیاد به الکل داشته، بهسمت جنون و خشونت علیه خانوادهاش سوق میدهند، در حالیکه دنی سعی میکند با نیروی خود درخواست کمک کند.
۶۱. دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator)

- سال انتشار: ۱۹۴۰
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۵۸
در کشور خیالی تومانیا، آدنوید هینکل با بازی چارلی چاپلین، دیکتاتوری بیرحم و یهودیستیز است که با سخنرانیهای آتشین، مردم را هیپنوتیزم میکند و قصد تسخیر جهان را دارد. همزمان، یک آرایشگر یهودی فقیر (که او هم توسط چاپلین بازی میشود) پس از سالها بستری بودن در بیمارستان بهخاطر جراحات جنگ جهانی اول، به محله خود بازمیگردد. او حافظهاش را از دست داده و نمیداند که هینکل به قدرت رسیده و یهودیان را سرکوب میکند. آرایشگر سعی میکند در برابر سربازان طوفان مقاومت کند که باعث میشود جانش به خطر بیفتد. بهدلیل شباهت ظاهری عجیب بین این آرایشگر ساده و دیکتاتور بزرگ، در یک حادثه، جای این دو نفر با هم عوض میشود و آرایشگر مجبور میشود در لباس هینکل و در برابر ارتش عظیم تومانیا سخنرانی کند.
۶۲. حرامزادههای لعنتی (Inglourious Basterds)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۶۹
در سال اول اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، یک گروه ویژه از سربازان یهودی-آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رین با بازی برد پیت به اروپا فرستاده میشوند. هدف آنها جنگیدن نیست، بلکه ایجاد وحشت در دل نازیها با کشتن و کندن پوست سر آنهاست. این گروه که به حرامزادهها معروف شدهاند، نقشهای برای ترور سران نازی در یک سینما در پاریس طراحی میکنند. همزمان، شوشانا دریفوس، دختری یهودی که خانوادهاش توسط سرهنگ هانس لاندا با بازی کریستف والتس قتلعام شدهاند، با هویتی جعلی مدیریت همان سینما را بر عهده دارد. او نیز بدون اطلاع از نقشه حرامزادهها، قصد دارد با به آتش کشیدن سینما در شب اکران فیلم تبلیغاتی آلمانها، انتقام خانوادهاش را بگیرد. سرنوشت این گروهها و سرهنگ لاندا در آن شب سرنوشتساز بههم گره میخورد.
۶۳. بیگانهها (Aliens)

- سال انتشار: ۱۹۸۶
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۴
الن ریپلی با بازی سیگورنی ویور، تنها بازمانده سفینه نوسترومو، پس از ۵۷ سال سرگردانی در خواب مصنوعی در فضا، نجات پیدا میکند. هیچکس داستان او درباره وجود هیولای فضایی و تخمگذاری آن در بدن انسان را باور نمیکند. او متوجه میشود که سیارهای که در آن هیولا را دیده بودند، حالا مسکونی شده و خانوادههای زیادی در آنجا زندگی میکنند. اما ناگهان ارتباط با آن سیاره قطع میشود. شرکت از ریپلی میخواهد که بهعنوان مشاور، گروهی از تفنگداران دریایی مجهز را برای بررسی وضعیت همراهی کند. ریپلی با وحشت و اکراه قبول میکند تا با ترسهایش روبهرو شود. وقتی آنها به سیاره میرسند، متوجه میشوند که کلونی نابود شده و این بار فقط با یک بیگانه طرف نیستند، بلکه با لانهای از صدها هیولا روبهرو شدهاند.
۶۴. دیپلم ردی (12th Fail)

- سال انتشار: ۲۰۲۳
- امتیاز کاربران: ۸.۹
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده و زندگی مانوج کومار شارما را روایت میکند؛ پسری از روستایی فقیر در هند که پدرش بهدلیل مبارزه با فساد اداری اخراج شده است. مانوج قصد دارد با تقلب در امتحانات سال دوازدهم قبول شود، اما ورود یک افسر پلیس درستکار به حوزه امتحانی و جلوگیری از تقلب، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. مانوج تحت تأثیر قدرت و درستکاری آن افسر، تصمیم میگیرد خودش هم افسر پلیس شود. او بدون پول و حمایت راهی شهر دهلی میشود تا در سختترین امتحان ورودی کشور (UPSC) شرکت کند. او مجبور میشود در کتابخانهها بخوابد، نظافتچی شود و ساعتهای طولانی کار کند، در حالیکه بارها در امتحانات شکست میخورد. این فیلم روایتی از استقامت خیرهکننده و تلاش برای شروع دوباره است.
۶۵. شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises)

- سال انتشار: ۲۰۱۲
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۷۸
هشت سال از ناپدید شدن بتمن و مرگ هاروی دنت میگذرد. بروس وین با بازی کریستین بیل، در انزوا زندگی میکند و بدنش بهدلیل آسیبهای گذشته فرسوده شده است. گاتهام در آرامش نسبی است تا اینکه مزدوری قدرتمند و بیرحم بهنام بین با بازی تام هاردی ظاهر میشود. بین با نقشهای دقیق، نیروهای پلیس را در زیر زمین حبس میکند، پلهای شهر را منفجر میکند و گاتهام را از دنیای بیرون جدا میسازد. او کمر بتمن را میشکند و او را به زندانی دورافتاده و چاهمانند در آن سوی دنیا میاندازد که فرار از آن غیرممکن است. بروس وین باید در آن زندان جسم و روح خود را بازسازی کند تا بتواند از چاه بالا بیاید و برای آخرین بار برای نجات شهرش که حالا در دستان بین و دادگاههای صحرایی او نابود میشود، بجنگد.
۶۶. بهشت و دوزخ (High and Low)

- سال انتشار: ۱۹۶۳
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۹۸
کینگو گوندو با بازی توشیرو میفونه، مدیر اجرایی یک شرکت بزرگ تولید کفش است که تمام دارایی خود را گرو گذاشته تا پنهانی سهام شرکت را بخرد و کنترل آن را بهدست بگیرد. درست در لحظهای که میخواهد معامله را نهایی کند، تماسی تلفنی دریافت میکند که پسرش دزدیده شده و آدمربا تقاضای پول هنگفتی دارد. اما گوندو متوجه میشود که آدمربا اشتباه کرده و پسر رانندهاش را دزدیده است. آدمربا با وجود فهمیدن اشتباهش، همچنان اصرار دارد که گوندو باید پول را بپردازد. حالا گوندو در برابر یک دوراهی اخلاقی وحشتناک قرار میگیرد: یا پول را بدهد و جان بچه راننده را نجات دهد که به معنی ورشکستگی کامل و نابودی آینده خودش است، یا پول را نگه دارد و اجازه دهد یک کودک بیگناه کشته شود.
۶۷. انتقامجویان: پایان بازی (Avengers: Endgame)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۷۸
پنج سال از زمانی که تانوس با بشکن زدن نیمی از جمعیت کیهان را پودر کرد، گذشته است. انتقامجویان شکست خوردهاند؛ تونی استارک در انزوا دختری دارد، ثور افسرده و چاق شده و بقیه گروه پراکنده شدهاند. ناگهان اسکات لنگ (مرد مورچهای) که تصور میشد مرده است، از قلمرو کوانتومی بازمیگردد و ایدهای درباره سفر در زمان مطرح میکند. انتقامجویان باقیمانده دور هم جمع میشوند تا آخرین شانس خود را امتحان کنند. نقشه آنها انجام یک سرقت زمانی است؛ آنها باید به نقاط مختلفی در گذشته سفر کنند و سنگهای ابدیت را قبل از اینکه تانوس به آنها دست پیدا کند، جمعآوری کرده و به زمان حال بیاورند تا بتوانند کسانی را که از دست رفتهاند بازگردانند. اما دستکاری در زمان عواقب پیشبینینشدهای دارد و تانوس گذشته متوجه نقشه آنها میشود.
۶۸. آمادئوس (Amadeus)

- سال انتشار: ۱۹۸۴
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۸
آنتونیو سالیری با بازی اف. موری آبراهام، آهنگساز درباری پیر و فراموششدهای است که در آسایشگاه روانی اعتراف میکند که قاتل ولفگانگ آمادئوس موتزارت است. داستان به گذشته برمیگردد؛ زمانی که سالیری موسیقیدانی محترم و متدین در وین بود و آرزو داشت با موسیقی خود خداوند را ستایش کند. اما با ورود موتزارت جوان با بازی تام هالس، دنیای او ویران میشود. سالیری میبیند که خداوند استعداد نبوغآمیز موسیقی را به مردی سبکسر، وقیح و خوشگذران داده است، در حالیکه خود او فقط یک استعداد متوسط دارد. حسادت، سالیری را به جنون میکشاند و او تصمیم میگیرد با طراحی نقشهای پیچیده و شیطانی، موتزارت را که با فقر و بیماری دستوپنج نرم میکند، به مرز نابودی بکشاند و شاهکار نهایی او، یعنی قطعه رکوییم را به نام خود ثبت کند.
۶۹. ویل هانتینگ نابغه (Good Will Hunting)

- سال انتشار: ۱۹۹۷
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۰
هانتینگ با بازی مت دیمون، جوانی ۲۰ ساله است که در دانشگاه امآیتی بهعنوان نظافتچی کار میکند، اما در واقع یک نابغه ریاضی خودآموخته است که مسائلی را حل میکند که اساتید دانشگاه در آن ماندهاند. ویل که کودکی سختی داشته و بارها مورد آزار قرار گرفته، شخصیتی پرخاشگر و تدافعی دارد و مدام با قانون درگیر میشود. پس از یک درگیری خیابانی، دادگاه او را مجبور میکند که یا به زندان برود یا تحت نظر یک استاد ریاضی کار کند و در جلسات رواندرمانی شرکت کند. پس از شکست چندین روانشناس در ارتباط با او، ویل با شان مگوایر با بازی درخشان رابین ویلیامز روبهرو میشود. شان که خود زخمهای عمیقی از گذشته دارد، تنها کسی است که میتواند سد دفاعی ویل را بشکند و او را با ترسهایش روبهرو کند.
۷۰. اولدبوی (Oldboy)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۷
اوه دائه-سو با بازی چوی مین-شیک، مردی معمولی است که در شب تولد دخترش دزدیده میشود و در یک اتاق هتل مانند زندانی میشود. او به مدت ۱۵ سال در آن اتاق حبس میشود، بدون اینکه بداند چرا زندانی شده یا چه کسی مسئول این کار است. تنها راه ارتباطی او با دنیای بیرون یک تلویزیون است که از طریق آن میفهمد همسرش به قتل رسیده و خودش مظنون اصلی است. ناگهان او را بیهوش کرده و در یک چمدان در خیابان رها میکنند. حالا او آزاد است اما ربایندهاش به او پیامی میدهد: او تنها ۵ روز فرصت دارد تا بفهمد چرا زندانی شده بود. اوه دائه-سو که تشنه انتقام است، با دختری جوان بهنام میدو آشنا میشود و مسیری خونین و پر از رازهای وحشتناک را برای پیدا کردن حقیقت طی میکند.
۷۱. کشتی (Das Boot)

- سال انتشار: ۱۹۸۱
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۶
در پاییز ۱۹۴۱، زیردریایی آلمانی U-96 به فرماندهی کاپیتانی باتجربه با بازی یورگن پروچنو، بندر را به مقصد اقیانوس اطلس ترک میکند تا کشتیهای متفقین را شکار کند. فیلم روایتی نفسگیر و ترسناک از زندگی خدمه در فضای تنگ و بویگرفته زیردریایی است. آنها روزها و هفتهها را در ملال و انتظار میگذرانند، اما ناگهان با شناسایی دشمن، همه چیز به وحشت تبدیل میشود. صدای پینگ ردیابهای دشمن و انفجار بمبهای عمقی که بدنه فلزی زیردریایی را میلرزاند، اعصاب سربازان را خرد میکند. در یکی از مأموریتها، آنها دستور میگیرند که از تنگه جبلالطارق که بهشدت توسط انگلیسیها محافظت میشود عبور کنند؛ مأموریتی که زیردریایی را با آسیبهای جدی به قعر دریا میفرستد، جایی که اکسیژن در حال تمام شدن است.
۷۲. دکتر استرنجلاو (Dr. Strangelove)

- سال انتشار: ۱۹۶۴
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۷
ژنرال جک ریپر، فرمانده دیوانه نیروی هوایی آمریکا، که معتقد است کمونیستها در حال آلوده کردن مایعات حیاتی بدن آمریکاییها هستند، خودسرانه دستور حمله اتمی به شوروی را صادر میکند. در اتاق جنگ پنتاگون، رئیسجمهور آمریکا با بازی پیتر سلرز، بههمراه مشاورانش سعی میکنند جلوی این فاجعه را بگیرند. اما سفیر شوروی خبر میدهد که کشورش یک ماشین روز قیامت ساخته که در صورت حمله اتمی، بهطور خودکار تمام حیات روی زمین را نابود میکند. در این میان، دکتر استرنجلاو (باز هم با بازی پیتر سلرز)، دانشمند سابق نازی که روی صندلی چرخدار است و دستش بیاختیار سلام نازی میدهد، ایدههای عجیبی برای بقای نژاد برتر در زیر زمین مطرح میکند. این فیلم یک کمدی سیاه شاهکار درباره حماقت سیاستمداران و وحشت جنگ سرد است.
۷۳. شجاعدل (Braveheart)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۶۸
در اواخر قرن سیزدهم، ویلیام والاس با بازی مل گیبسون، پس از سالها دوری به زادگاهش اسکاتلند بازمیگردد تا زندگی آرامی داشته باشد. اما ظلم و ستم ادوارد یکم، پادشاه انگلستان، زندگی مردم را تیره کرده است. وقتی همسر مخفیانه والاس توسط سربازان انگلیسی کشته میشود، والاس دست به شورش میزند و با کشتن کلانتر محلی، جرقهی جنگی بزرگ را روشن میکند. او که ارتشی از کشاورزان و مردم عادی جمع کرده، با نبوغ نظامی خود ارتش زرهپوش انگلستان را در نبردهای بزرگی شکست میدهد. والاس سعی میکند اشرافزادگان اسکاتلندی را که مدام در حال خیانت و معامله با دشمن هستند، با هم متحد کند تا استقلال کشورش را پس بگیرد. فریاد آزادی او در میدان نبرد، به نماد مبارزه مردم اسکاتلند تبدیل میشود.
۷۴. زیبایی آمریکایی (American Beauty)

- سال انتشار: ۱۹۹۹
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۴
لستر برنهام با بازی کوین اسپیسی، مردی میانسال است که از زندگی خود متنفر است. همسرش کارولین، زنی مادیگرا و وسواسی است و دختر نوجوانش جین، او را بازندهای حقیر میداند. لستر که احساس میکند در روزمرگی مرده است، ناگهان با دیدن آنجلا، دوست صمیمی و زیبای دخترش، دچار بحران میانسالی و بیداری عجیب میشود. او تصمیم میگیرد تمام قیدوبندهای زندگیاش را پاره کند؛ از شغلش استعفا میدهد، شروع به بدنسازی میکند و ماشین رویاییاش را میخرد. همزمان، پسر همسایه جدیدشان که جوانی عجیب است و با دوربین فیلمبرداری از همه چیز، حتی یک کیسه پلاستیکی در باد فیلم میگیرد، وارد زندگی آنها میشود. طغیان لستر علیه زندگی مصنوعی حومهشهری، تعادل شکننده خانواده و اطرافیانش را بههم میریزد.
۷۵. سه احمق (3 Idiots)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۶۷
فرحان و راجو، دو دوست دانشگاهی، خبری دریافت میکنند که دوست گمشدهشان رانچو با بازی عامر خان پیدا شده است. آنها راهی سفری جادهای میشوند تا او را پیدا کنند و در طول مسیر، خاطرات دوران دانشجویی در کالج مهندسی امپریال را مرور میکنند. رانچو دانشجویی نابغه اما سرکش بود که با سیستم آموزشی خشک و طوطیوار مبارزه میکرد و معتقد بود باید عاشق یادگیری بود نه نمره. رفتار او باعث خشم رئیس کالج، معروف به ویروس شده بود. رانچو نهتنها توانست دیدگاه دوستانش را نسبت به زندگی و رویاهایشان تغییر دهد، بلکه عاشق دختر ویروس هم شد. حالا دوستانش میخواهند بدانند که این پسر عجیب که همیشه شعار همه چی ردیفه را میداد، چرا ناگهان ناپدید شد و الان کجاست.
۷۶. کفرناحوم (Capernaum)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۷۵
زین با بازی زین الرفاعی، پسربچهای ۱۲ ساله در محلههای فقیرنشین بیروت است که در دادگاه علیه پدر و مادرش شکایت کرده. جرم آنها چیست؟ بهدنیا آوردن او. فیلم با فلاشبک به زندگی سخت زین میرود؛ پسری که بهجای مدرسه رفتن باید در خیابان کار کند تا خرج خانواده پرجمعیتش را بدهد. وقتی خواهر کوچکش سحر، بهزور به ازدواج مردی مسن درمیآید، زین از خانه فرار میکند. او با زنی اتیوپیایی آشنا میشود که کودکی شیرخواره دارد و فاقد مدارک قانونی است. زین مجبور میشود در دنیایی خشن و بیرحم از این نوزاد مراقبت کند. این فیلم تصویری تکاندهنده از کودکانی است که در فقر و بیهویتی گم شدهاند و برای بقا میجنگند.
۷۷. جوکر (Joker)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۵۹
آرتور فلک با بازی خیرهکننده واکین فینیکس، مردی تنها و بیمار است که در شهر گاتهام غرق در زباله و ناامیدی زندگی میکند. او که آرزو دارد کمدین شود، بهدلیل بیماری عصبیاش که باعث خندههای ناگهانی و دردناک میشود، مدام توسط جامعه تحقیر و کتک زده میشود. آرتور از مادر پیرش مراقبت میکند و منتظر است تا دنیا با او مهربان باشد، اما خشونت و بیعدالتی او را به لبه پرتگاه میبرد. پس از اینکه در مترو توسط سه کارمند ثروتمند مورد حمله قرار میگیرد و آنها را میکشد، ناخواسته تبدیل به نماد شورش فقرا علیه ثروتمندان میشود. با کشف رازهایی درباره گذشته مادرش و تحقیر شدن توسط مجری محبوبش موری فرانکلین، آرتور باقیماندهی انسانیت خود را دور میریزد و با چهرهای رنگشده، هویت جدید و ترسناکش جوکر را میپذیرد.
۷۸. روزی روزگاری در آمریکا (Once Upon a Time in America)

- سال انتشار: ۱۹۸۴
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۵
دیوید نودلز آرونسون با بازی رابرت دنیرو، گانگستر سابق یهودی است که پس از ۳۵ سال زندگی مخفیانه، به محله قدیمیاش در نیویورک بازمیگردد. فیلم با ساختاری غیرخطی، خاطرات نودلز را مرور میکند؛ از دوران نوجوانی در محلههای فقیرنشین که با دوستانش یک باند کوچک دزدی تشکیل دادند، تا دوران ممنوعیت الکل که به اوج قدرت و ثروت رسیدند. محور داستان، دوستی پیچیده نودلز با مکس با بازی جیمز وودز است؛ دوستیای که با وفاداری شروع شد اما بهمرور با طمع، خشونت و عشق به زنی بهنام دبورا آلوده شد. نودلز که سالها با احساس گناه لو دادن دوستانش زندگی کرده، حالا باید با حقیقتی تلخ درباره سرنوشت پولهای گمشده و آنچه واقعاً در آن شب بارانی رخ داد، روبهرو شود.
۷۹. آواز در باران (Singin’ in the Rain)

- سال انتشار: ۱۹۵۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۹
در سال ۱۹۲۷، دان لاکوود با بازی جین کلی و لینا لامونت، زوج طلایی سینمای صامت هالیوود هستند. با اکران اولین فیلم ناطق، مدیران استودیو مجبور میشوند فیلم جدید آنها را نیز بهصورت ناطق بسازند. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: لینا صدایی جیغمانند و لهجهای بسیار بد دارد که میتواند فیلم را به یک کمدی ناخواسته تبدیل کند. دان با دختری بااستعداد و خوشصدا بهنام کتی آشنا میشود و ایده جدیدی به سرش میزند: تبدیل فیلم به یک اثر موزیکال و استفاده پنهانی از صدای کتی بهجای لینا. دان و دوستش کازمو باید این کار را دور از چشم لینای حسود و بدجنس انجام دهند. این فیلم روایتی شاد و رنگارنگ از پشتصحنه هالیوود در دوران گذار از سینمای صامت به ناطق است.
۸۰. بیا و بنگر (Come and See)

- سال انتشار: ۱۹۸۵
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
در بلاروس تحت اشغال نازیها در سال ۱۹۴۳، پسری نوجوان بهنام فلوریا با پیدا کردن یک تفنگ قدیمی در زیر خاک، با وجود گریهها و مخالفتهای مادرش، با شور و شوق به پارتیزانها میپیوندد. او جنگ را فضایی قهرمانانه میپندارد، اما خیلی زود با چهره واقعی و وحشتناک آن روبهرو میشود. فلوریا در جریان بمبارانها و حملات نازیها، از واحد خود جدا شده و آواره جنگلها و روستاها میشود. او شاهد سوزاندن زندهزنده مردم روستاها و قساوت بیحدومرز اشغالگران است. فیلم بر چهره فلوریا تمرکز دارد که طی چند روز، از نوجوانی شاداب به پیرمردی با صورتی پر از چروک و چشمانی وحشتزده تبدیل میشود؛ تصویری تکاندهنده از نابودی معصومیت در برابر جنون جنگ.
۸۱. مرثیهای برای یک رویا (Requiem for a Dream)

- سال انتشار: ۲۰۰۰
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۱
داستان زندگی چهار نفر را در بروکلین روایت میکند که هرکدام در دام انواع مختلفی از اعتیاد گرفتار شدهاند. هری گلدفارب با بازی جرد لتو و دوستش تایرون، رویای پولدار شدن از طریق فروش مواد مخدر را دارند. ماریون، نامزد هری با بازی جنیفر کانلی، میخواهد طراح لباس شود اما اعتیادش او را به مسیرهای تاریکی میکشاند. همزمان، سارا، مادر تنهای هری، معتاد به تماشای تلویزیون است و وقتی دعوتنامهای برای حضور در یک مسابقه تلویزیونی دریافت میکند، برای لاغر شدن شروع به مصرف قرصهای لاغری میکند که حاوی مواد مخدر هستند. فیلم در چهار فصل روایت میشود و نشان میدهد که چطور رویاهای شیرین تابستانی این افراد، در زمستان به کابوسی از جنون، عفونت و فروپاشی کامل تبدیل میشود.
۸۲. جنگ ستارگان: قسمت ششم – بازگشت جدای (Star Wars: Episode VI – Return of the Jedi)

- سال انتشار: ۱۹۸۳
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۵۸
امپراتوری در حال ساخت دومین ستاره مرگ است تا شورشیان را برای همیشه نابود کند. لوک اسکایواکر با بازی مارک همیل، ابتدا به تاتویین میرود تا هان سولو را که در قصر جابای هات اسیر شده، نجات دهد. پس از موفقیت در این کار و تکمیل آموزشهایش نزد یودا، او متوجه میشود که باید با پدرش، دارت ویدر، روبهرو شود؛ نه برای کشتن او، بلکه برای نجات روحش از سمت تاریک نیرو. در حالیکه هان سولو و پرنسس لیا در سیاره جنگلی اندور با کمک موجودات بومی سعی میکنند سپر محافظتی ستاره مرگ را از کار بیندازند، لوک خود را تسلیم میکند تا به حضور امپراتور برده شود. سرنوشت کهکشان به نبرد نهایی میان پدر و پسر و وسوسههای امپراتور بستگی دارد.
۸۳. شکار (The Hunt)

- سال انتشار: ۲۰۱۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۷
لوکاس با بازی مدس میکلسن، مردی آرام و مربی مهدکودک در یک روستای کوچک دانمارکی است که پس از طلاق، سعی دارد زندگیاش را بازسازی کند. او محبوب بچهها و دوستانش است، اما زندگیاش با یک دروغ کوچک و کودکانه نابود میشود. کلارا، دختربچه خردسال یکی از دوستان صمیمی لوکاس، بهدلیل ناراحتی از او، ادعایی درباره رفتار نامناسب لوکاس مطرح میکند. با اینکه این حرف زاییده تخیل کودک است، مدیر مهدکودک و والدین آن را جدی میگیرند. ناگهان تمام روستا علیه لوکاس متحد میشوند. او کارش را از دست میدهد، دوستانش طردش میکنند و هدف خشونت فیزیکی و روانی همسایهها قرار میگیرد. لوکاس در انزوای مطلق باید برای اثبات بیگناهیاش بجنگد، در حالیکه نگاههای سنگین مردم حتی پس از روشن شدن حقیقت هم او را رها نمیکنند.
۸۴. زیستن (Ikiru)

- سال انتشار: ۱۹۵۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۲
کانجی واتانابه با بازی تاکاشی شیمورا، رئیس بخشی در شهرداری توکیو است که سی سال از عمرش را به کارهای اداری تکراری و بیهوده گذرانده است. او شبیه مردهای متحرک است که فقط پشت میز مینشیند و کاغذها را مهر میزند. وقتی متوجه میشود که به سرطان معده مبتلاست و کمتر از شش ماه زنده میماند، دچار بحران روحی میشود. او میفهمد که زندگیاش پوچ بوده و هیچ کاری نکرده است. واتانابه ابتدا سعی میکند با خوشگذرانی و نوشیدن الکل معنایی برای زندگی پیدا کند، اما آرام نمیشود. سرانجام تصمیم میگیرد از آخرین روزهای عمرش برای انجام یک کار مفید استفاده کند: تبدیل یک باتلاق آلوده در محلهای فقیرنشین به یک پارک بازی برای کودکان. او با تمام موانع اداری که خود زمانی بخشی از آن بود، میجنگد.
۸۵. درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۹
جوئل باریش با بازی جیم کری، پس از یک جدایی تلخ متوجه میشود که نامزد سابقش کلمنتاین با بازی کیت وینسلت، طی یک آزمایش پزشکی خاص، تمام خاطرات مربوط به او را از حافظهاش پاک کرده است. جوئل که دلشکسته و عصبانی است، تصمیم میگیرد همین کار را انجام دهد. او به کلینیک دکتر هاوارد میرود و دستگاه پاکسازی حافظه به سرش وصل میشود. اما وقتی فرآیند پاکسازی شروع میشود و او در ناخودآگاهش خاطرات را مرور میکند، میفهمد که هنوز عاشق کلمنتاین است و نمیخواهد او را فراموش کند. جوئل در دنیای ذهنی خود دست کلمنتاین را میگیرد و فراری ناامیدانه را در میان خاطرات کودکی و لحظات خصوصیاش آغاز میکند تا او را در جایی پنهان کند که دستگاه قادر به پیدا کردنش نباشد.
۸۶. ویرانشده (Incendies)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۰
پس از مرگ نوال مروان، زنی مهاجر در کانادا، وکیل او وصیتنامهای عجیب را برای دوقلوهایش، ژن و سیمون میخواند. مادرشان که سالهای آخر عمرش را در سکوت کامل گذرانده بود، دو نامه بهجا گذاشته است: یکی برای پدری که دوقلوها فکر میکردند مرده، و دیگری برای برادری که اصلاً از وجودش خبر نداشتند. سیمون ابتدا مقاومت میکند، اما ژن برای عمل به وصیت مادر، راهی خاورمیانه میشود. او قدمبهقدم گذشته تاریک و پردرد مادرش را در دوران جنگ داخلی کشف میکند؛ زنی که زندانی سیاسی بود و شکنجههای وحشتناکی را تحمل کرد. دوقلوها با کنار هم گذاشتن قطعات پازل زندگی مادرشان، به حقیقتی تکاندهنده و غیرقابلباور درباره هویت پدر و برادرشان میرسند که ریاضیات منطق را به چالش میکشد.
۸۷. آپارتمان (The Apartment)

- سال انتشار: ۱۹۶۰
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۴
سی. سی. باکستر با بازی جک لمون، کارمند ساده یک شرکت بیمه بزرگ در نیویورک است که برای پیشرفت در شغلش، آپارتمان کوچک خود را به مدیران ارشد شرکت قرض میدهد تا برای قرارهای عاشقانهشان از آن استفاده کنند. او مجبور است شبها در سرما بیرون بماند تا رئیسهایش خوش بگذرانند. باکستر مخفیانه عاشق فرن کیوبلیک با بازی شرلی مکلین، دختر مسئول آسانسور شرکت است. وقتی رئیس کل شرکت، آقای شلدریک، متوجه ماجرای آپارتمان میشود، در ازای ترفیع مقام باکستر، کلید آپارتمان را میخواهد. باکستر خوشحال از ترفیع، کلید را میدهد، اما در شب کریسمس متوجه میشود زنی که شلدریک با او به آپارتمان میرود، همان فرن کیوبلیک است. باکستر حالا باید بین شغل رویاییاش و عشق و انسانیت یکی را انتخاب کند.
۸۸. لورنس عربستان (Lawrence of Arabia)

- سال انتشار: ۱۹۶۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
در طول جنگ جهانی اول، توماس ادوارد لورنس با بازی پیتر اوتول، افسری بریتانیایی است که به قاهره فرستاده شده اما بهدلیل شناختش از فرهنگ منطقه، مأموریت مییابد با شاهزاده فیصل تماس بگیرد. لورنس برخلاف فرماندهانش که نگاهی ابزاری به اعراب دارند، تصمیم میگیرد قبایل پراکنده و دشمن عرب را علیه امپراتوری عثمانی متحد کند. او با عبور جسورانه از صحرای سوزان نفود، حملهای غافلگیرانه به بندر عقبه ترتیب میدهد که غیرممکن بهنظر میرسید. لورنس در این مسیر با چالشهای هویتی روبهرو میشود؛ او که میان وفاداری به کشورش و قولی که به اعراب برای استقلال داده گیر کرده است، بهتدریج در خشونت جنگ و غرور ناشی از قدرت فرو میرود و تبدیل به چهرهای افسانهای در میان شنهای بیابان میشود.
۸۹. ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (2001: A Space Odyssey)

- سال انتشار: ۱۹۶۸
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۴
پس از کشف یک تکسنگ سیاه و مرموز در زیر سطح ماه که سیگنالی رادیویی به سمت سیاره مشتری میفرستد، فضاپیمای دیسکاوری وان برای بررسی این موضوع راهی سفری طولانی میشود. هدایت سفینه بر عهده دو فضانورد بهنامهای دیوید بومن با بازی کر دوله و فرانک پول، بههمراه یک ابررایانه هوشمند بهنام هال ۹۰۰۰ است که کنترل تمام سیستمها را در دست دارد و ادعا میشود هرگز اشتباه نمیکند. در میانه راه، هال دچار اختلال در تشخیص میشود و رفتارهای تهدیدآمیزی از خود نشان میدهد. زمانی که فضانوردان تصمیم میگیرند او را خاموش کنند، هال برای بقای خود علیه خدمه شورش میکند. دیوید بومن باید در تنهایی مطلق فضا، با این هوش مصنوعی مبارزه کند و سفری فرازمانی را برای کشف راز خلقت تجربه کند.
۹۰. سگهای انباری (Reservoir Dogs)

- سال انتشار: ۱۹۹۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۱
شش تبهکار که یکدیگر را نمیشناسند و با نامهای مستعار رنگی (آقای سفید، آقای نارنجی و…) نامیده میشوند، توسط یک رئیس مافیا استخدام میشوند تا از یک جواهرفروشی سرقت کنند. اما نقشه سرقت بهطرز فاجعهباری خراب میشود و پلیس درست در زمان مناسب سر میرسد. بازماندگان گروه که یکی از آنها بهشدت زخمی شده، در یک انبار متروکه دور هم جمع میشوند. آقای سفید با بازی هاروی کایتل سعی میکند اوضاع را آرام کند، اما آقای بلوند با رفتارهای سادیسمیاش تنش را بالا میبرد. آنها متوجه میشوند که پلیس از قبل منتظرشان بوده و حتماً یک جاسوس در میان گروه وجود دارد. فضای انبار مملو از پارانویا، بیاعتمادی و خشونت میشود، در حالیکه هرکس اسلحهاش را بهسمت دیگری نشانه رفته و سعی دارد خائن را پیدا کند.
۹۱. صورتزخمی (Scarface)

- سال انتشار: ۱۹۸۳
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۶۵
تونی مونتانا با بازی آل پاچینو، یک پناهجوی کوبایی خشن و جاهطلب است که در سال ۱۹۸۰ وارد میامی میشود. او کارش را با کارهای خلاف کوچک شروع میکند، اما رویای قدرت و ثروت بیپایان دارد. تونی با جسارت و بیرحمی خود، توجه فرانک لوپز، رئیس باند مواد مخدر را جلب میکند و وارد تشکیلات او میشود. او بهسرعت پلههای ترقی را طی میکند، فرانک را کنار میزند و با حذف رقبا، امپراتوری عظیم کوکائین خود را بنا میکند. اما قدرت مطلق و مصرف مداوم مواد، تونی را دچار جنون و بدبینی شدید میکند. او که حالا در عمارتی بزرگ تنها مانده و حتی به نزدیکترین دوستان و خواهرش اعتماد ندارد، باید با عواقب غرور خود و دشمنانی که برای نابودیاش متحد شدهاند، روبهرو شود.
۹۲. مخمصه (Heat)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۷۶
نیل مککالی با بازی رابرت دنیرو، دزدی حرفهای، منضبط و خونسرد است که رهبری گروهی از سارقان بانک را بر عهده دارد. اصل اساسی او در زندگی این است: به هیچچیز وابستگی نداشته باش که نتوانی در ۳۰ ثانیه رهایش کنی. در مقابل او، وینسنت هانا با بازی آل پاچینو، کارآگاه پلیسی است که زندگی شخصی آشفتهای دارد و تمام تمرکزش روی شکار تبهکاران است. هانا سایهبهسایه نیل و گروهش را تعقیب میکند، اما بهمرور متوجه شباهتهای عجیبی بین خودش و نیل میشود؛ هر دو در حرفهشان غرق شدهاند و در زندگی شخصی تنها هستند. نیل برای آخرین و بزرگترین سرقت خود آماده میشود، در حالیکه هانا تور را تنگتر کرده است. تقابل این دو مرد در خیابانهای لسآنجلس به نبردی تمامعیار تبدیل میشود.
۹۳. غرامت مضاعف (Double Indemnity)

- سال انتشار: ۱۹۴۴
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۵
والتر نف با بازی فرد مکموری، فروشنده موفق بیمه است که برای تمدید بیمهنامه اتومبیل به خانه آقای دیتریشسون میرود، اما با همسر فریبنده او، فیلیس با بازی باربارا استانویک روبهرو میشود. فیلیس که از زندگی با همسرش ناراضی است، والتر را وسوسه میکند تا بیمهنامه عمری با شرط غرامت مضاعف (پرداخت دو برابر پول در صورت مرگ تصادفی) برای شوهرش تنظیم کند و سپس او را بهقتل برسانند. والتر که مجذوب فیلیس شده، نقشهای دقیق برای قتل طراحی میکند تا آن را شبیه حادثه سقوط از قطار جلوه دهد. پس از انجام جنایت، دوست و همکار دقیق والتر در اداره بیمه، آقای کیز، به ماجرا مشکوک میشود و تحقیقاتی را آغاز میکند. والتر در حالیکه زیر فشار گناه و ترس از لو رفتن قرار دارد، متوجه میشود که فیلیس رازهای دیگری هم دارد.
۹۴. شمال از شمال غربی (North by Northwest)

- سال انتشار: ۱۹۵۹
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۸
راجر تورنهیل با بازی کری گرانت، یک مدیر تبلیغاتی موفق در نیویورک است که در یک سؤتفاهم عجیب، توسط جاسوسان دشمن با مأموری مخفی بهنام جرج کاپلان اشتباه گرفته میشود. او دزدیده میشود، مورد بازجویی قرار میگیرد و تا مرز کشته شدن پیش میرود، اما کسی حرفش را باور نمیکند. راجر برای اثبات بیگناهی و پیدا کردن کاپلان واقعی، مجبور به فرار میشود. در این تعقیب و گریز نفسگیر که او را از سازمان ملل تا کوه راشمور میکشاند، با زنی مرموز بهنام ایو کندال آشنا میشود که سعی دارد به او کمک کند. راجر در موقعیتهای خطرناکی مثل حمله هواپیمای سمپاش در دشتی باز قرار میگیرد و باید همزمان از دست پلیس (که او را قاتل میداند) و جاسوسان (که او را مأمور مخفی میدانند) فرار کند.
۹۵. ام (M)

- سال انتشار: ۱۹۳۱
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ثبتنشده
شهری در آلمان در وحشت فرو رفته است؛ یک قاتل زنجیری کودکان بهنام هانس بکرت با بازی پیتر لوره، در خیابانها پرسه میزند و با سوت زدن قطعهای خاص، قربانیانش را فریب میدهد. پلیس که از دستگیری او عاجز مانده، با یورشهای مداوم به مخفیگاههای تبهکاران، کاسبی آنها را مختل کرده است. سران دنیای جنایت و گدایان شهر که از حضور مداوم پلیس کلافه شدهاند، تصمیم میگیرند خودشان دستبهکار شوند و قاتل را پیدا کنند. آنها شبکهای از جاسوسان را در سراسر شهر مستقر میکنند و در نهایت با علامتگذاری حرف M روی کت قاتل، او را تعقیب میکنند. هانس در ساختمانی گیر میافتد و توسط جنایتکاران به دادگاهی زیرزمینی برده میشود؛ جایی که او با وحشت از اجبار درونی و بیماری روانیاش که او را وادار به قتل میکند، سخن میگوید.
۹۶. غلاف تمامفلزی (Full Metal Jacket)

- سال انتشار: ۱۹۸۷
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۸
فیلم به دو بخش تقسیم میشود. بخش اول در پادگان آموزشی نیروی دریایی آمریکا میگذرد، جایی که گروهبان هارتمن با بازی آر. لی ارمی، با روشهای خشن و تحقیرآمیز سعی دارد سربازان جدید را به ماشینهای کشتار تبدیل کند. تمرکز اصلی بر سربازی چاق و کندذهن بهنام گومر پایل است که زیر فشار روانی شدید هارتمن و اذیتهای همقطارانش، بهتدریج عقلش را از دست میدهد و فاجعهای خونین رقم میزند. بخش دوم داستان جوکر با بازی متیو موداین را در ویتنام دنبال میکند که حالا خبرنگار جنگی شده است. او و گروهش در شهر ویرانشدهی هوه، با تکتیراندازی ویتنامی درگیر میشوند. فیلم نگاهی سرد و بیرحمانه به فرآیند مسخ شدن انسانها در سیستم نظامی و پوچی جنگ دارد.
۹۷. همشهری کین (Citizen Kane)

- سال انتشار: ۱۹۴۱
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
چارلز فاستر کین با بازی اورسن ولز، غول رسانهای و یکی از ثروتمندترین مردان جهان، در قصر افسانهای و تنهای خود زانادو از دنیا میرود و در آخرین لحظه کلمه مرموز رزباد (غنچه رز) را به زبان میآورد. جری تامپسون، یک روزنامهنگار، مأموریت مییابد تا راز این کلمه را کشف کند. او با بررسی دفتر خاطرات و مصاحبه با همکاران، دوستان و همسر سابق کین، زندگی او را بازسازی میکند. داستان از کودکی کین که بهناچار از خانواده جدا شد آغاز میشود و مسیر تبدیل شدن او به قدرتمندترین مرد رسانهای آمریکا را نشان میدهد؛ مردی که میخواست عشق مردم را با پول بخرد. تامپسون درمییابد که کین با وجود تمام ثروت و قدرتش، در نهایت همه چیز را از دست داد و در انزوا مرد، اما معنای واقعی رزباد تا لحظه آخر پنهان میماند.
۹۸. ستارههای روی زمین (Like Stars on Earth)

- سال انتشار: ۲۰۰۷
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
ایشان آواستی، پسربچهای هشتساله و خیالپرداز است که دنیا را با رنگها و نقاشیها میبیند، اما در مدرسه بهشدت دچار مشکل است. او نمیتواند نمرات خوبی بگیرد، حروف را در هم میبیند و مدام توسط معلمان و پدر سختگیرش تحقیر میشود. والدینش که فکر میکنند او تنبل و بازیگوش است، او را به یک مدرسه شبانهروزی با انضباط خشک و نظامی میفرستند تا اصلاح شود. دوری از خانواده و فشارهای مدرسه جدید، ایشان را دچار افسردگی شدید میکند و او حتی علاقه به نقاشی را از دست میدهد. همه چیز تیره و تار است تا اینکه یک معلم هنر جدید و پرانرژی بهنام رام شانکار نیکومب با بازی عامر خان وارد مدرسه میشود. او متوجه میشود که ایشان مشکل اختلال خواندن دارد و تصمیم میگیرد برخلاف سیستم آموزشی سنتی، با صبر و روشهای خلاقانه به او کمک کند.
۹۹. سرگیجه (Vertigo)

- سال انتشار: ۱۹۵۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
اسکاتی فرگوسن با بازی جیمز استوارت، کارآگاه پلیس سانفرانسیسکو است که پس از یک حادثه تعقیب و گریز روی پشتبام که منجر به مرگ همکارش میشود، دچار ترس شدید از ارتفاع (آکروفوبیا) و سرگیجه شده و از کار بازنشسته میشود. یکی از دوستان قدیمیاش از او میخواهد که همسرش مادلین با بازی کیم نوواک را تعقیب کند، زیرا معتقد است او رفتارهای عجیبی دارد و شاید توسط روح مادربزرگش تسخیر شده باشد. اسکاتی با اکراه قبول میکند و با تعقیب مادلین در شهر، مجذوب زیبایی و رفتارهای مرموز او میشود. او مادلین را که قصد خودکشی در خلیج را دارد نجات میدهد و رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد. اسکاتی سعی میکند مادلین را درمان کند، اما ترس خودش از ارتفاع، در لحظهای حیاتی در برج ناقوس کلیسا، مانع از نجات دادن مادلین میشود.
۱۰۰. سرنوشت شگفتانگیز املی پولن (Amélie)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۶۹
آملی پولن با بازی اودره توتو، دختر جوانی است که در پاریس زندگی میکند و دوران کودکی تنهایی را پشتسر گذاشته است. او که در یک کافه در محله مونمارتر کار میکند، روزی بهطور اتفاقی جعبهای فلزی حاوی اسباببازیهای قدیمی را در دیوار آپارتمانش پیدا میکند که متعلق به ساکن قبلی خانه در دههها پیش است. آملی تصمیم میگیرد صاحب جعبه را پیدا کند و اگر او خوشحال شد، زندگیاش را وقف خوشحال کردن دیگران کند. پس از موفقیت در این کار، آملی بهصورت مخفیانه و با نقشههایی خلاقانه و فانتزی، شروع به تغییر سرنوشت اطرافیانش میکند؛ از پدر گوشهگیرش گرفته تا شاگرد مغازه سبزیفروشی. در این میان، او با پسری عجیب بهنام نینو آشنا میشود که عکسهای پارهشدهی کیوسکهای عکاسی را جمع میکند و آملی برای اولین بار باید برای خوشبختی خودش قدم بردارد.
۱۰۱. جدایی نادر از سیمین (A Separation)

- سال انتشار: ۲۰۱۱
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۵
سیمین با بازی لیلا حاتمی، میخواهد بههمراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران مهاجرت کند تا آینده بهتری برای دخترش بسازد. اما نادر با بازی پیمان معادی، مخالفت میکند زیرا پدرش مبتلا به آلزایمر است و نیاز به مراقبت دارد. سیمین درخواست طلاق میدهد و خانه را ترک میکند. نادر مجبور میشود برای مراقبت از پدرش در ساعات کاری، زنی فقیر و مذهبی بهنام راضیه با بازی ساره بیات را استخدام کند. راضیه که این کار را بدون اطلاع شوهرش انجام میدهد، باردار است و کار فیزیکی برایش دشوار است. یک روز نادر به خانه برمیگردد و پدرش را میبیند که دستش به تخت بسته شده و حالش بد است. درگیری لفظی و فیزیکی میان نادر و راضیه روی پلهها رخ میدهد که منجر به حادثهای تلخ و شکایت قضایی پیچیدهای میشود که زندگی هر دو خانواده را ویران میکند.
۱۰۲. جانسخت (Die Hard)

- سال انتشار: ۱۹۸۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۲
جان مککلین با بازی بروس ویلیس، یک افسر پلیس نیویورکی است که برای تعطیلات کریسمس و دیدار با همسرش هالی که رابطهشان سرد شده، به لسآنجلس میرود. او به ساختمان اداری ناکاتومی پلازا میرود، جایی که جشن کریسمس شرکت همسرش در حال برگزاری است. ناگهان گروهی از تروریستهای مسلح و حرفهای به رهبری هانس گروبر با بازی آلن ریکمن، ساختمان را تصرف میکنند و تمام کارمندان را گروگان میگیرند تا به خزانه شرکت دسترسی پیدا کنند. مککلین که در دستشویی مشغول تعویض لباس بود، موفق میشود از دید تروریستها پنهان بماند. او تنها، بدون کفش و با سلاحی اندک در طبقات نیمهکاره ساختمان گرفتار شده و باید یکتنه با گروهی از آدمکشهای مجهز بجنگد تا همسرش و سایر گروگانها را نجات دهد، در حالیکه پلیس بیرون ساختمان درک درستی از وضعیت ندارد.
۱۰۳. کشتن مرغ مقلد (To Kill a Mockingbird)

- سال انتشار: ۱۹۶۲
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۸۸
داستان در دهه ۱۹۳۰ و دوران رکود بزرگ در شهر کوچک و نژادپرست میکومب در آلاباما میگذرد. آتیکوس فینچ با بازی گریگوری پک، وکیلی بیوه و درستکار است که برخلاف جو حاکم بر جامعه، وکالت مردی سیاهپوست بهنام تام رابینسون را میپذیرد. تام متهم است که به یک زن سفیدپوست تجاوز کرده، در حالیکه تمام شواهد نشان میدهد او بیگناه است و قربانی تهمت شده است. داستان از زاویه دید دختر کوچک آتیکوس، اسکات، روایت میشود. او و برادرش جم، شاهد فشارهای جامعه بر پدرشان و تهدیدهایی هستند که خانواده را هدف قرار داده است. آتیکوس در دادگاه تلاش میکند با تکیه بر منطق و انسانیت، هیئت منصفهی تماماً سفیدپوست را قانع کند که تعصبات نژادی را کنار بگذارند و عدالت را اجرا کنند.
۱۰۴. نیش (The Sting)

- سال انتشار: ۱۹۷۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۳
در سال ۱۹۳۶، جانی هوکر با بازی رابرت ردفورد، کلاهبرداری جوان در ایلینوی است که ناخواسته پول یک پیک متعلق به دویل لونیگان، رئیس خطرناک یک باند مافیایی را میدزدد. لونیگان برای انتقام، دوست و استاد جانی را میکشد. جانی برای انتقام گرفتن و زنده ماندن، به شیکاگو فرار میکند و سراغ هنری گاندورف با بازی پل نیومن میرود؛ کلاهبرداری کهنهکار که حالا دائمالخمر شده است. آنها تصمیم میگیرند بهجای کشتن لونیگان، با طراحی یک نقشه کلاهبرداری بسیار پیچیده و بزرگ (The Big Con) در زمینه شرطبندی اسبدوانی، پول هنگفتی از او ببرند و تحقیرش کنند. آنها تیمی از حرفهایترین کلاهبرداران را جمع میکنند و یک بنگاه شرطبندی قلابی میسازند تا لونیگان باهوش و بیرحم را قدمبهقدم به داخل تله بکشانند.
۱۰۵. ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی (Indiana Jones and the Last Crusade)

- سال انتشار: ۱۹۸۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۵
سال ۱۹۳۸ است و ایندیانا جونز با بازی هریسون فورد، باستانشناس ماجراجو، مطلع میشود که پدرش، پروفسور هنری جونز با بازی شان کانری، در حین جستجو برای پیدا کردن جام مقدس ناپدید شده است. ایندی دفترچه خاطرات پدرش را که حاوی تمام تحقیقاتش درباره محل جام است دریافت میکند و راهی ونیز میشود. او متوجه میشود که نازیها پدرش را دزدیدهاند تا از طریق او به جام مقدس دست پیدا کنند؛ جامی که گفته میشود عمر جاودان میبخشد. ایندی پس از نجات پدرش، باید با او همراه شود. رابطه پرچالش پدر و پسر که سالها با هم حرف نمیزدند، موقعیتهای طنز و اکشنی را ایجاد میکند. آنها باید قبل از اینکه هیتلر و ارتش نازی به جام برسند، با حل معماهای باستانی مرگبار، آن را پیدا کنند.
۱۰۶. پرتقال کوکی (A Clockwork Orange)

- سال انتشار: ۱۹۷۱
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۷
در بریتانیای آینده، الکس دلارج با بازی مالکوم مکداول، رهبر جوان و کاریزماتیک یک گروه خلافکار خیابانی است که شبها را با فرا خشونت، تجاوز و نوشیدن شیرهای مواددار میگذرانند. الکس عاشق موسیقی بتهوون است و هیچ احساس پشیمانیای از جنایاتش ندارد. پس از اینکه توسط دوستانش مورد خیانت قرار میگیرد و به جرم قتل زنی ثروتمند دستگیر میشود، در زندان داوطلب میشود تا تحت یک روش درمانی جدید و آزمایشی بهنام تکنیک لودویکو قرار گیرد تا زودتر آزاد شود. در این روش، او را مجبور میکنند ساعتها با پلکهای باز نگهداشتهشده، فیلمهای خشونتآمیز تماشا کند تا نسبت به خشونت شرطی شده و با دیدن آن دچار تهوع شدید شود. الکس پس از درمان و آزادی، تبدیل به موجودی بیدفاع میشود که توانایی انتخاب اخلاقی را از دست داده است.
۱۰۷. متروپلیس (Metropolis)

- سال انتشار: ۱۹۲۷
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۸
در سال ۲۰۲۶، شهر عظیم متروپلیس به دو بخش تقسیم شده است: طبقه متفکران و ثروتمندان که در آسمانخراشهای مجلل و باغهای رویایی زندگی میکنند، و کارگران که در زیرزمینهای تاریک و کنار ماشینهای غولپیکر بردگی میکنند. فردر، پسر حاکم شهر، با دیدن دختری معصوم بهنام ماریا که از حقوق کارگران دفاع میکند، کنجکاو میشود و به زیرزمین میرود. او با دیدن شرایط وحشتناک کارگران شوکه میشود. پدر فردر که از نفوذ ماریا بین کارگران میترسد، به دانشمندی دیوانه دستور میدهد تا رباتی شبیه به ماریا بسازد. هدف این است که ربات شرور اعتماد کارگران را جلب کند و آنها را به شورشی خشونتآمیز و بیبرنامه تحریک کند تا بهانهای برای سرکوبشان فراهم شود. این فیلم صامت، پدربزرگ تمام فیلمهای علمیتخیلی تاریخ سینماست.
۱۰۸. قاپزنی (Snatch)

- سال انتشار: ۲۰۰۰
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۵۵
داستان حول محور یک الماس ۸۶ قیراطی دزدی میچرخد که در لندن دستبهدست میشود. فرنکی چهارانگشتی، دزدی که باید الماس را به نیویورک ببرد، وسوسه میشود تا روی یک مسابقه بوکس غیرقانونی شرطبندی کند. در همین حال، دو مروج بوکس آماتور بهنامهای ترکیش با بازی جیسون استاتهام و تامی، درگیر ماجرا میشوند. آنها میخواهند میکی اونیل، یک بوکسور کولی ایرلندی با بازی برد پیت را که مشتهای بسیار سنگینی دارد و حرفهایش به سختی فهمیده میشود، برای مبارزه در رینگ آماده کنند تا طبق نقشه در راند چهارم ببازد. اما میکی غیرقابل پیشبینی است و طبق دستور عمل نمیکند. مسیر این گروهها شامل مافیای روسی، دزدان آماتور و یک گانگستر بیرحم که اجساد را جلوی خوکها میاندازد، در نقطهای پرهیاهو به هم گره میخورد.
۱۰۹. ۱۹۱۷ (1917)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۸
در اوج جنگ جهانی اول و در جبهه فرانسه، دو سرباز جوان انگلیسی بهنامهای اسکافیلد با بازی جرج مککی و بلیک، مأموریتی غیرممکن دریافت میکنند. خطوط تلفن قطع شده و آنها باید پیاده از سرزمینهای آزادشده که احتمالاً هنوز پر از تلههای دشمن است عبور کنند تا پیامی فوری را به گردان دوم برسانند. فرمانده آن گردان که برادر بلیک نیز در میان آنهاست، قصد دارد سحرگاه فردا حملهای همهجانبه علیه آلمانیها انجام دهد، غافل از اینکه دشمن عقبنشینی نکرده بلکه تلهای مرگبار پهن کرده است و ۱۶۰۰ سرباز در خطر قتلعام هستند. این دو سرباز باید در نبردی علیه زمان، از میان سیمهای خاردار، سنگرهای متروکه، اجساد و شهرهای ویرانشده عبور کنند تا قبل از طلوع آفتاب فرمان توقف حمله را برسانند.
۱۱۰. محرمانه لسآنجلس (L.A. Confidential)

- سال انتشار: ۱۹۹۷
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۰
در لسآنجلس دهه ۱۹۵۰، فساد و جنایت در زیر پوسته پرزرقوبرق هالیوود جریان دارد. داستان سه افسر پلیس با روحیات کاملاً متفاوت را دنبال میکند: باد وایت با بازی راسل کرو که خشن است و از زنان دفاع میکند، ادموند اکسلی با بازی گای پیرس که مقرراتی و جاهطلب است، و جک وینسنز با بازی کوین اسپیسی که عاشق شهرت و همکاری با مجلات زرد است. پس از کشتاری خونین در کافهای بهنام جغد شب، تحقیقات این سه نفر بهطور جداگانه شروع میشود. ابتدا بهنظر میرسد ماجرا یک سرقت مسلحانه ساده بوده، اما با پیدا شدن سرنخهایی از یک شبکه فساد که شامل مقامات ردهبالا و دختران شبیه به ستارههای سینما میشود، این سه کارآگاه مجبور میشوند اختلافات را کنار بگذارند و با هم همکاری کنند.
۱۱۱. اوپنهایمر (Oppenheimer)

- سال انتشار: ۲۰۲۳
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۰
جولیوس رابرت اوپنهایمر با بازی کیلیان مورفی، فیزیکدانی نظری است که در دوران جنگ جهانی دوم توسط دولت آمریکا انتخاب میشود تا پروژهای فوقسری بهنام منهتن را رهبری کند. هدف پروژه، ساخت اولین بمب اتمی جهان پیش از آلمان نازی است. اوپنهایمر تیمی از بهترین دانشمندان را در شهری که در بیابانهای لوسآلاموس ساخته شده، جمع میکند. فیلم تلاشهای علمی و فشارهای روانی شدید بر اوپنهایمر را تا لحظه آزمایش موفقیتآمیز ترینیتی نشان میدهد. اما داستان به بعد از جنگ هم میپردازد؛ زمانی که اوپنهایمر بهدلیل مخالفت با ساخت بمب هیدروژنی و توسعه سلاحهای هستهای، با دشمنی سیاستمداران بهویژه لوئیس استراوس با بازی رابرت داونی جونیور روبهرو میشود و در جلسات امنیتی تحقیرآمیز، وفاداریاش به کشور زیر سوال میرود.
۱۱۲. سقوط (Downfall)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۲
در آوریل ۱۹۴۵، ارتش سرخ شوروی برلین را محاصره کرده و سقوط آلمان نازی قطعی بهنظر میرسد. داستان در پناهگاه زیرزمینی آدولف هیتلر با بازی برونو گانتس میگذرد و وقایع ده روز آخر زندگی او را از دیدگاه منشی جوانش، تراودل یونگه روایت میکند. هیتلر که ارتباطش با واقعیت قطع شده، همچنان روی نقشهها دستور حملات خیالی به لشکرهایی که دیگر وجود ندارند را میدهد و ژنرالهایش را به خیانت متهم میکند. در راهروهای تنگ و خفه پناهگاه، ترکیبی از ترس، جنون و ناامیدی حاکم است. برخی از افسران وفادار تا لحظه آخر میمانند و خودکشی میکنند، در حالیکه برخی دیگر سعی در فرار دارند. در بیرون پناهگاه، شهر در آتش میسوزد و نوجوانان اجباری و سربازان باقیمانده در نبردی بیهوده کشته میشوند.
۱۱۳. دزد دوچرخه (Bicycle Thieves)

- سال انتشار: ۱۹۴۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
در ایتالیای ویرانشده پس از جنگ جهانی دوم، آنتونیو ریچی با بازی لامبرتو ماجورانی، مردی بیکار است که برای تأمین غذای خانوادهاش به سختی دچار شده. او بالاخره شغلی برای چسباندن پوستر پیدا میکند، اما شرط استخدام داشتن دوچرخه است. همسرش ملحفههای تختشان را میفروشد تا دوچرخهای که در گرو بانک بود را آزاد کنند. اما در اولین روز کاری، دوچرخه آنتونیو دزدیده میشود. پلیس اعلام میکند که کاری از دستش برنمیآید، بنابراین آنتونیو بههمراه پسر کوچک و نگرانش، برونو، تصمیم میگیرند خودشان در خیابانهای شلوغ رم بهدنبال دزد بگردند. آنها تمام بازارهای دستفروشی و محلههای فقیرنشین را زیر پا میگذارند. جستجوی ناامیدانه آنها نهتنها تلاشی برای پیدا کردن یک دوچرخه، بلکه نبردی برای حفظ عزت نفس در جامعهای بیتفاوت است.
۱۱۴. دنگل (Dangal)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
ماهاویر سینگ فوگات با بازی عامر خان، کشتیگیر سابق و قهرمان ملی هند است که آرزو داشت مدال طلای جهانی را برای کشورش بگیرد، اما بهدلیل مشکلات مالی مجبور به ترک ورزش شد. او امیدوار بود پسری داشته باشد تا رویایش را محقق کند، اما صاحب چهار دختر میشود و ناامید میشود. روزی متوجه میشود که دختران بزرگش، گیتا و بابیتا، دو پسر را که مزاحمشان شده بودند کتک زدهاند. ماهاویر استعداد جنگندگی را در خون آنها میبیند و تصمیم میگیرد برخلاف سنتهای جامعه که جای دختر را در آشپزخانه میداند، آنها را کشتیگیر تربیت کند. او با سختگیریهای نظامی، کوتاه کردن موهای دختران و تمرینات طاقتفرسا، آنها را آماده میکند تا با پسران کشتی بگیرند و وارد مسابقات ملی شوند.
۱۱۵. گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۵
جردن بلفورت با بازی لئوناردو دیکاپریو، دلال سهام جوانی است که در اواخر دهه ۸۰ وارد وال استریت میشود. پس از سقوط بازار سهام، او راهی پیدا میکند تا سهامهای کمارزش (Penny Stocks) را با سودهای کلان به مردم عادی بفروشد. جردن با تأسیس شرکت استراتون اوکمونت و استخدام دوستانش، به ثروتی افسانهای و بادآورده میرسد. زندگی او پر از افراط در مصرف مواد مخدر، مهمانیهای دیوانهوار و کلاهبرداریهای مالی میشود. او با سخنرانیهای انگیزشی کارمندانش را تشویق میکند تا به هر قیمتی پول در بیاورند. این سبک زندگی بیبندوبار و موفقیت سریع، توجه پاتریک دنهام، مأمور افبیآی را جلب میکند. جردن در حالیکه غرق در لذت و پول است، سعی میکند با پولشویی و پنهان کردن ثروتش در سوئیس، از چنگ قانون فرار کند.
۱۱۶. نمایش ترومن (The Truman Show)

- سال انتشار: ۱۹۹۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۰
ترومن بربنک با بازی جیم کری، مردی خوشبین است که زندگی آرامی در شهر جزیرهای و زیبای سیهیون دارد. او کارمند بیمه است، همسری پرستار دارد و همه همسایهها او را میشناسند. اما ترومن نمیداند که ستاره اصلی یک نمایش تلویزیونی (Reality Show) است که ۲۴ ساعته برای کل جهان پخش میشود. شهر او در واقع یک استودیوی عظیم است، خورشید و ماه نورپردازی مصنوعی هستند و تمام آدمهای اطرافش، از همسر تا بهترین دوستش، بازیگرانی هستند که دیالوگ میگویند. کارگردان برنامه، کریستوف، تمام حرکات ترومن را از بدو تولد کنترل کرده است. ترومن با دیدن اتفاقات عجیب مثل سقوط پروژکتور از آسمان و تکرار حرکات مردم، بهتدریج به واقعیت شک میکند و تصمیم میگیرد از این دنیای ساختگی فرار کند.
۱۱۷. کتاب سبز (Green Book)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۹
در سال ۱۹۶۲، تونی لیپ با بازی ویگو مورتنسن، یک نگهبان باشگاه شبانه در نیویورک است که شخصیتی خشن و عامیانه دارد و مدتی بیکار شده است. او برای شغل رانندگی دکتر دان شرلی با بازی ماهرشالا علی، یک پیانیست سیاهپوست نابغه و بسیار مبادی آداب، استخدام میشود. شرلی قصد دارد تور کنسرتی را در ایالتهای جنوبی آمریکا برگزار کند؛ جایی که قوانین نژادپرستی هنوز بهشدت اجرا میشود. تونی باید با استفاده از کتاب سبز (راهنمای هتلها و رستورانهای مجاز برای سیاهپوستان) سفر را مدیریت کند. در طول این سفر جادهای، تضاد شدیدی بین تونی پرحرف و شکمو و دکتر شرلی منزوی و تحصیلکرده وجود دارد، اما مواجهه با خطرات و تبعیضهای نژادی باعث میشود پیوندی عمیق و انسانی میان آنها شکل بگیرد.
۱۱۸. همیلتون (Hamilton)

- سال انتشار: ۲۰۲۰
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۹۰
این فیلم ضبط زندهای از تئاتر موزیکال مشهور برادوی است که زندگی الکساندر همیلتون، یکی از بنیانگذاران آمریکا را روایت میکند. همیلتون با بازی لین-منوئل میراندا، یتیمی مهاجر و فقیر است که از جزایر کارائیب به نیویورک میآید و با هوش و قلم تندش، راه خود را در میان انقلابیون باز میکند. او دست راست جرج واشنگتن در جنگ استقلال میشود و سپس بهعنوان اولین وزیر خزانهداری آمریکا، سیستم مالی کشور را پایهگذاری میکند. داستان بر رقابت طولانی و پیچیده او با آرون بر، سیاستمدار محتاط و حسود تمرکز دارد. روایت فیلم با موسیقی هیپهاپ، رپ و آراندبی (R&B) پیش میرود و درگیریهای سیاسی، رسواییهای شخصی و جاهطلبیهای همیلتون را تا لحظه دوئل سرنوشتسازش به تصویر میکشد.
۱۱۹. بتمن آغاز میکند (Batman Begins)

- سال انتشار: ۲۰۰۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۰
بروس وین جوان با بازی کریستین بیل، که شاهد قتل والدینش در کودکی بوده، سالها سرگردان دور دنیا سفر میکند تا ماهیت جنایتکاران را درک کند. او در زندانی در بوتان توسط مردی مرموز بهنام دوکارد پیدا میشود و به انجمن سایهها میپیوندد تا زیر نظر رأسالغول هنرهای رزمی و غلبه بر ترس را بیاموزد. بروس پس از پایان آموزش، به گاتهام بازمیگردد؛ شهری که در فساد غرق شده و کارمین فالکونی بر آن حکومت میکند. او با کمک آلفرد و لوشیس فاکس، تجهیزات نظامی پیشرفتهای فراهم میکند و هویت بتمن را میسازد تا نماد وحشت برای تبهکاران باشد. در همین حین، دکتر جاناتان کرین (مترسک) با استفاده از گاز ترسآور، نقشهای خطرناک برای مسموم کردن آب شهر و ایجاد هرجومرج طراحی کرده است.
۱۲۰. راننده تاکسی (Taxi Driver)

- سال انتشار: ۱۹۷۶
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۴
تراویس بیکل با بازی رابرت دنیرو، کهنهسرباز جنگ ویتنام است که در نیویورک زندگی میکند و از بیخوابی مزمن رنج میبرد. او برای گذران وقت، شبها بهعنوان راننده تاکسی کار میکند و شاهد فساد، فحشا و کثیفی در خیابانهای شهر است که حس نفرت و تنهایی را در او تشدید میکند. تراویس دلبسته دختری بهنام بتسی میشود که در دفتر انتخاباتی یک سناتور کار میکند، اما ناتوانی او در برقراری ارتباط عادی، باعث طرد شدنش میشود. انزوای تراویس کمکم به جنون تبدیل میشود و او تصمیم میگیرد خودش عدالت را اجرا کند. او با خرید اسلحه و تغییر ظاهرش، ابتدا قصد ترور سناتور را دارد، اما سپس توجهش به نجات دختری نوجوان بهنام آیریس با بازی جودی فاستر که قربانی قاچاقچیان انسان شده، معطوف میشود.
۱۲۱. قضاوت در نورنبرگ (Judgment at Nuremberg)

- سال انتشار: ۱۹۶۱
- امتیاز کاربران: ۸.۳
- امتیاز منتقدان: ۶۰
در سال ۱۹۴۸ و پس از پایان جنگ جهانی دوم، دن هیوود، قاضی بازنشسته آمریکایی با بازی اسپنسر تریسی، به شهر نورنبرگ آلمان میآید تا ریاست دادگاهی را بر عهده بگیرد که چهار قاضی و دادستان سابق رژیم نازی را محاکمه میکند. مهمترین متهم، ارنست یانینگ با بازی برت لنکستر، حقوقدانی برجسته و مورد احترام است. دفاعیات وکیل مدافع، هانس رولف با بازی ماکسیمیلیان شل، چالشهای اخلاقی پیچیدهای را مطرح میکند؛ اینکه آیا این قاضیها جنایتکار بودند یا صرفاً مجری قوانینی که کشورشان وضع کرده بود؟ دادگاه به بررسی نقش سیستم قضایی در جنایات هولوکاست و صدور احکام عقیمسازی و اعدام میپردازد. هیوود باید زیر فشار سیاسی جنگ سرد که خواستار بخشش آلمانهاست، حکمی عادلانه درباره مسئولیت فردی در برابر جنایات دولتی صادر کند.
۱۲۲. جزیره شاتر (Shutter Island)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۳
تدی دنیلز با بازی لئوناردو دیکاپریو، مارشال ایالتی است که به همراه همکار جدیدش چاک، به جزیرهای دورافتاده و ترسناک بهنام شاتر آیلند فرستاده میشود. در این جزیره، بیمارستانی روانی برای نگهداری مجرمان خطرناک وجود دارد. مأموریت آنها پیدا کردن زنی بهنام ریچل سولاندو است که سه فرزند خود را غرق کرده و حالا بهطرز مرموزی از اتاق قفلشدهاش ناپدید شده است. با ورود طوفانی سهمگین، ارتباط جزیره با دنیای خارج قطع میشود. تدی که از سردردهای شدید و کابوسهای مربوط به مرگ همسرش در آتشسوزی و خاطرات آزادسازی اردوگاه داخائو رنج میبرد، به رفتار دکتر کاولی، رئیس بیمارستان، مشکوک میشود. او معتقد است که در فانوس دریایی جزیره، آزمایشهای غیرقانونی روی مغز بیماران انجام میشود و این مأموریت در واقع تلهای برای خود اوست.
۱۲۳. بهخاطر چند دلار بیشتر (For a Few Dollars More)

- سال انتشار: ۱۹۶۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۴
دو جایزهبگیر ماهر اما با سبکهای متفاوت، در تعقیب یک هدف مشترک هستند. اولی مردی بینام (مانکو) با بازی کلینت ایستوود است که برای پول کار میکند و دومی سرهنگ مورتیمر با بازی لی وان کلیف، مردی مسنتر و دقیق است که انگیزهای شخصی برای انتقام دارد. هدف آنها ال ایندیو، رهبر دیوانه و بیرحم یک باند تبهکار است که تازه از زندان فراری شده و نقشهای برای سرقت از بانک الپاسو دارد؛ بانکی که گاوصندوقش نفوذناپذیر بهنظر میرسد. این دو هفتتیرکش تصمیم میگیرند بهجای رقابت، با هم همکاری کنند. مانکو بهعنوان نفوذی وارد باند ایندیو میشود، در حالیکه مورتیمر از بیرون اوضاع را کنترل میکند. اما ایندیو که همیشه با نوای یک ساعت جیبی قدیمی دچار جنون میشود، باهوشتر از آن است که بهراحتی در دام بیفتد.
۱۲۴. بعضیها داغشو دوست دارن (Some Like It Hot)

- سال انتشار: ۱۹۵۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۸
جو با بازی تونی کرتیس و جری با بازی جک لمون، دو نوازنده فقیر در شیکاگوی سال ۱۹۲۹ هستند که بهطور تصادفی شاهد قتلعام روز سنوالنتاین توسط گانگستری بهنام اسپاتس کلمبو میشوند. برای فرار از دست مافیا که قصد کشتن آنها را دارد، این دو نفر مجبور میشوند تغییر چهره دهند و با لباس زنانه و نامهای جوزفین و دفنی، عضو یک گروه موسیقی تمامزنانه شوند که عازم فلوریدا است. در طول سفر، هر دو نفر عاشق خواننده جذاب گروه، شوگر کین با بازی مرلین مونرو میشوند. جو سعی میکند با لباس مبدل دیگری خود را میلیونر جا بزند تا دل شوگر را ببرد، در حالیکه جری (در نقش دفنی) مورد توجه یک میلیونر واقعی و سمج قرار میگیرد. اوضاع زمانی پیچیده میشود که گانگسترها برای جلسهای به همان هتل در فلوریدا میآیند.
۱۲۵. پارک ژوراسیک (Jurassic Park)

- سال انتشار: ۱۹۹۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۸
جان هاموند، میلیاردر و بنیانگذار شرکت اینژن، با استفاده از دیانای دایناسورهای استخراجشده از پشههای فسیلشده در کهربا، موفق میشود دایناسورها را شبیهسازی کند و پارکی تفریحی در جزیره ایزلا نوبلار بسازد. او برای تأیید ایمنی پارک، دیرینهشناسانی بهنامهای دکتر آلن گرنت با بازی سم نیل و دکتر الی ساتلر، بههمراه نظریهپرداز ریاضی یان مالکوم را دعوت میکند. در حین بازدید آزمایشی، یکی از کارمندان برای دزدیدن جنین دایناسورها، سیستمهای امنیتی را از کار میاندازد. همزمان طوفانی استوایی به جزیره میرسد و دایناسورها از جمله تیرکس و ولاسیرپتورهای باهوش از قفسهایشان فرار میکنند. بازدیدکنندگان و نوههای هاموند در دل جنگل گرفتار میشوند و باید برای زندهماندن در برابر موجودات ماقبل تاریخ که دوباره فرمانروای جزیره شدهاند، تلاش کنند.
۱۲۶. خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood)

- سال انتشار: ۲۰۰۷
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۳
دنیل پلینویو با بازی دانیل دی-لوئیس، مردی طمعکار، منزوی و متنفر از انسانهاست که در اوایل قرن بیستم بهدنبال نفت میگردد. او با پسرخواندهاش اچ.دبلیو سفر میکند و خود را مرد خانواده جا میزند تا اعتماد زمینداران را جلب کند. وقتی پل وتز، جوانی روستایی، به او خبر میدهد که در زمینهای خانوادهاش در لیتل بوستون نفت وجود دارد، پلینویو به آنجا میرود و شروع به حفاری میکند. او با برادر دوقلوی پل، ایلای ساندی که واعظی جوان و ریاکار است، وارد درگیری میشود. ایلای خواهان پول برای کلیسایش است و پلینویو فقط قدرت و نفت میخواهد. با فوران چاههای نفت و ثروتمند شدن پلینویو، جنون و بدبینی او بیشتر میشود، تا جایی که تمام اطرافیانش را طرد میکند و انسانیت خود را فدای جاهطلبیاش میکند.
۱۲۷. پسربچه (The Kid)

- سال انتشار: ۱۹۲۱
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
ولگرد کوچک با بازی چارلی چاپلین، در حال قدم زدن در کوچه پسکوچهها، نوزادی را پیدا میکند که توسط مادرش در یک لیموزین رها شده بود اما دزدان ماشین او را در خیابان گذاشتهاند. ولگرد ابتدا میخواهد بچه را رها کند، اما دلش به رحم میآید و تصمیم میگیرد او را بزرگ کند. پنج سال میگذرد و این دو نفر تیمی هماهنگ برای گذران زندگی تشکیل دادهاند؛ پسربچه شیشههای پنجره مردم را میشکند و ولگرد بهعنوان شیشهبر آنها را تعمیر میکند. رابطه آنها عمیق و پدرانه است. اما وقتی پسربچه بیمار میشود، مقامات پرورشگاه متوجه میشوند که ولگرد پدر واقعی او نیست و سعی میکنند آنها را از هم جدا کنند. در همین حال، مادر بچه که حالا به خوانندهای مشهور و ثروتمند تبدیل شده، بهدنبال پسر گمشدهاش میگردد.
۱۲۸. پدر (The Father)

- سال انتشار: ۲۰۲۰
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۸
آنتونی با بازی خیرهکننده آنتونی هاپکینز، پیرمردی ۸۰ ساله، لجباز و مستقل است که در لندن زندگی میکند و دچار زوال عقل شده است. دخترش آن با بازی الیویا کلمن، سعی دارد برای او پرستاری پیدا کند، اما آنتونی تمام پرستاران را با بدخلقی رد میکند. فیلم دنیا را از دریچه ذهن در حال فروپاشی آنتونی نشان میدهد؛ جایی که زمان، مکان و چهرهها مدام تغییر میکنند. او صبح در آپارتمان خودش بیدار میشود، اما عصر احساس میکند در خانه دخترش است. افراد غریبهای را در خانه میبیند که ادعا میکنند داماد یا دخترش هستند. آنتونی که حافظه و درکش از واقعیت را از دست میدهد، دچار ترس و پارانویا میشود و تلاش میکند بفهمد چه کسی دارد با ذهنش بازی میکند، در حالیکه آن برای مراقبت از او مجبور به گرفتن تصمیمات سختی میشود.
۱۲۹. همه چیز درباره ایو (All About Eve)

- سال انتشار: ۱۹۵۰
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۸
مارگو چانینگ با بازی بتی دیویس، ستاره بزرگ و پا به سن گذاشته تئاتر برادوی است که همهچیز دارد: شهرت، دوستان وفادار و نامزدی جوانتر از خود. یک شب، یکی از طرفداران پروپاقرص او بهنام ایو هرینگتون با ظاهری معصوم و ساده وارد زندگیاش میشود. ایو با تعریف کردن داستان زندگی غمانگیزش، دل مارگو و دوستانش را بهدست میآورد و بهعنوان دستیار و منشی مارگو استخدام میشود. اما این دختر خجالتی، نقشهای دقیق و بیرحمانه دارد. ایو بهآرامی و با سیاست، شروع به تصاحب زندگی مارگو میکند؛ لباسهای او را میپوشد، با کارگردانها قرار میگذارد، بین مارگو و دوستانش تفرقه میاندازد و پلهبهپله از نردبان شهرت بالا میرود تا جایگاه مارگو را در صحنه نمایش و زندگی شخصیاش غصب کند.
۱۳۰. حس ششم (The Sixth Sense)

- سال انتشار: ۱۹۹۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۴
دکتر مالکوم کرو با بازی بروس ویلیس، روانشناس کودک موفقی است که پس از یک حادثه تیراندازی توسط یکی از بیماران سابقش، دچار بحران روحی شده است. او سعی میکند با درمان پسربچهای ۹ ساله بهنام کول سیر با بازی هالی جوئل آزمنت که رفتارهای عجیبی دارد، اشتباه گذشتهاش را جبران کند. کول پسری منزوی و وحشتزده است که رازی هولناک دارد: او میتواند ارواح مردگان را ببیند و با آنها صحبت کند. این ارواح که اغلب با ظاهری ترسناک و زخمی ظاهر میشوند، از او کمک میخواهند. مالکوم ابتدا حرفهای کول را باور نمیکند و فکر میکند او دچار توهم است، اما بهمرور با مشاهده نشانههایی متوجه میشود که ادعای پسر حقیقت دارد و باید به او یاد بدهد که بهجای ترسیدن از ارواح، به آنها کمک کند تا به آرامش برسند.
۱۳۱. آشوب (Ran)

- سال انتشار: ۱۹۸۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۷
در ژاپن قرن شانزدهم، هیدتورا ایچیمونجی با بازی تاتسویا ناکادای، جنگسالاری پیر و قدرتمند است که تصمیم میگیرد بازنشسته شود و امپراتوری خود را بین سه پسرش تقسیم کند. او قدرت اصلی را به پسر بزرگش تارو میدهد و از دو پسر دیگرش میخواهد که از او حمایت کنند. پسر کوچکتر، سابورو، هشدار میدهد که این تصمیم احمقانه است و باعث جنگ داخلی خواهد شد، اما هیدتورا او را بهخاطر صراحتش تبعید میکند. پیشبینی سابورو درست از آب درمیآید؛ دو پسر بزرگتر که تشنه قدرت مطلق هستند، به پدرشان خیانت میکنند و قلعه او را به آتش میکشند. هیدتورا که تمام سربازان و محافظانش را در یک کشتار بیرحمانه از دست میدهد، دیوانه شده و در بیابانها سرگردان میشود، در حالیکه پسرانش پادشاهی را به خاک و خون میکشند.
۱۳۲. کازینو (Casino)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۳
در دهه ۷۰ میلادی، سم ایس راتستین با بازی رابرت دنیرو، یک قمارباز نابغه است که توسط مافیای شیکاگو برای اداره کازینوی مجلل تنجیرز در لاسوگاس انتخاب میشود. سم با دقت و وسواس کازینو را اداره میکند و سود سرشاری را برای رؤسای مافیا میفرستد. برای محافظت از او، دوست قدیمی و خشنش نیکی سانتورو با بازی جو پشی به وگاس فرستاده میشود. اما جاهطلبی و خشونت بیحدومرز نیکی که شروع به تشکیل باند مستقل میکند، باعث جلب توجه افبیآی میشود. همزمان، سم عاشق جینجر با بازی شارون استون میشود؛ زنی جذاب اما ناپایدار که هنوز به عشق سابقش وابسته است. ترکیب خشونت نیکی، اعتیاد و خیانتهای جینجر و فشار پلیس، امپراتوری درخشان سم در بیابانهای وگاس را بهسوی فروپاشی میبرد.
۱۳۳. کلاس هرجومرج (The Chaos Class Failed the Class)

- سال انتشار: ۱۹۷۵
- امتیاز کاربران: ۸.۶
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
این فیلم کمدی کلاسیک ترکیه، ماجراهای دانشآموزان تنبل و بازیگوش کلاس معروف هابابام در یک مدرسه شبانهروزی خصوصی را روایت میکند. دانشآموزان این کلاس که حالا بزرگسال شدهاند اما هنوز فارغالتحصیل نشدهاند، با شوخیها و شیطنتهایشان مدرسه را روی انگشتشان میچرخانند. با ورود یک مربی ورزش جوان و سختگیر بهنام بادی اکرم و تلاش مدیر مدرسه، محمود کچل، برای برقراری نظم، دردسرها بیشتر میشود. داستان حول محور تقلبهای گروهی، فرار از مدرسه برای دیدن مسابقات فوتبال، نامههای عاشقانه جعلی و تلاش آنها برای دست انداختن معلمان جدید میچرخد. اما در میان اینهمه خنده و شوخی، وقتی یکی از دانشآموزان مریض میشود یا مشکلی پیش میآید، همبستگی و دوستی عمیقی میان این شاگردانِ بهظاهر بیخیال شکل میگیرد.
۱۳۴. جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men)

- سال انتشار: ۲۰۰۷
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۲
لوئلین ماس با بازی جاش برولین، شکارچی سادهای در تگزاس است که بهطور اتفاقی با صحنه درگیری کارتلهای مواد مخدر در بیابان روبهرو میشود. او کیفی حاوی دو میلیون دلار پول نقد را پیدا میکند و تصمیم میگیرد آن را بردارد، تصمیمی که زندگیاش را به خطر میاندازد. آنتون چیگور با بازی ترسناک خاویر باردم، آدمکشی روانی و خونسرد است که برای پس گرفتن پول اجیر شده است. چیگور که سلاحش یک کپسول هوای فشرده (مخصوص کشتن گاو) است و سرنوشت قربانیانش را با پرتاب سکه تعیین میکند، سایهبهسایه ماس را تعقیب میکند. کلانتر پیر و خسته، اد تام بل با بازی تامی لی جونز، سعی دارد پیش از چیگور به ماس برسد و او را نجات دهد، اما متوجه میشود که خشونت دنیای جدید فراتر از درک و توان اوست.
۱۳۵. موجود (The Thing)

- سال انتشار: ۱۹۸۲
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۵۷
در یک پایگاه تحقیقاتی آمریکایی در قطب جنوب، آرامش گروه با ورود یک سگ که توسط هلیکوپتر نروژی تعقیب میشود، بههم میریزد. آمریکاییها سگ را پناه میدهند، اما نمیدانند که این موجود در واقع یک بیگانه فضایی تغییرشکلدهنده است که میتواند ظاهر هر موجود زندهای را تقلید کند. این موجود شروع به کشتن و جایگزین شدن با اعضای گروه میکند. آر. جی. مکریدی با بازی کرت راسل، خلبان هلیکوپتر، رهبری گروه را برای مقابله با این تهدید نامرئی بر عهده میگیرد. پارانویا و بیاعتمادی بین افراد به اوج میرسد، زیرا هیچکس نمیداند کسی که کنارش ایستاده هنوز انسان است یا تبدیل به بیگانه شده. آنها برای شناسایی هیولا، آزمایشی خونین طراحی میکنند، در حالیکه طوفان قطبی راه فرار را بسته است.
۱۳۶. تاپ گان: ماوریک (Top Gun: Maverick)

- سال انتشار: ۲۰۲۲
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۸
پس از بیش از سی سال خدمت بهعنوان یکی از برترین خلبانان نیروی دریایی، پیت ماوریک میچل با بازی تام کروز، هنوز با درجه کاپیتانی پرواز میکند و از ترفیع مقام که او را پشت میزنشین میکند، فراری است. او مأموریت مییابد تا گروهی از نخبگان فارغالتحصیل تاپ گان را برای یک مأموریت غیرممکن آموزش دهد: نابودی تأسیسات غنیسازی اورانیوم در کشوری متخاصم که در درهای عمیق و پر از پدافند هوایی قرار دارد. در میان شاگردان، بردلی برادشاو (روستر) با بازی مایلز تلر، پسر دوست مرحوم ماوریک (گوس) حضور دارد که کینهای قدیمی از ماوریک به دل دارد. ماوریک باید ضمن طراحی نقشهای جسورانه برای زنده برگرداندن خلبانان، با ارواح گذشتهاش روبهرو شود و ثابت کند که مهارت خلبان هنوز مهمتر از تکنولوژی هواپیماست.
۱۳۷. هزارتوی پن (Pan’s Labyrinth)

- سال انتشار: ۲۰۰۶
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۸
در اسپانیای سال ۱۹۴۴ و پس از جنگ داخلی، اوفلیا، دختری نوجوان و خیالپرداز، بههمراه مادر باردار و بیمارش به پایگاه نظامی ناپدری جدیدش نقل مکان میکند. ناپدری او، کاپیتان ویدال، مردی فاشیست و بهشدت بیرحم است که وظیفه سرکوب شورشیان در جنگل را بر عهده دارد. اوفلیا که از خشونت دنیای واقعی میترسد، حشرهای را دنبال میکند که او را به یک هزارتوی سنگی باستانی میبرد. در آنجا با یک فون (موجودی اساطیری) روبهرو میشود که به او میگوید اوفلیا شاهزادهای گمشده از دنیای زیرزمین است. برای بازگشت به پادشاهیاش، اوفلیا باید سه مأموریت خطرناک و ترسناک را انجام دهد. مرز بین دنیای فانتزی پر از هیولا و دنیای واقعی پر از جنگ و خونریزی، بهتدریج از میان میرود.
۱۳۸. نابخشوده (Unforgiven)

- سال انتشار: ۱۹۹۲
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۵
ویلیام مانی با بازی کلینت ایستوود، هفتتیرکش سابق و بدنامی است که حالا توبه کرده، مزرعهدار شده و بهسختی زندگی فرزندانش را تأمین میکند. زمانی که زنی روسپی در شهر بیگ ویسکی توسط گاوچرانها مورد حمله قرار میگیرد و صورتش بریده میشود، دوستانش جایزهای برای کشتن ضاربان تعیین میکنند. مانی که به پول نیاز دارد، تفنگ قدیمیاش را برمیدارد و بههمراه ند لوگان با بازی مورگان فریمن و یک جوان تازهکار، راهی سفر میشود. آنها باید با لیتل بیل داگت با بازی جین هکمن، کلانتر خشن و دیکتاتور شهر روبهرو شوند که اجازه حمل اسلحه به هیچکس نمیدهد. مانی در این سفر مجبور میشود با گذشته خونین خود و حقیقتی تلخ روبهرو شود: اینکه کشتن آدمها، هرچند برای عدالت باشد، روح انسان را نابود میکند.
۱۳۹. زندانیان (Prisoners)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۰
در روز شکرگزاری، دو دختربچه کوچک در پنسیلوانیا ناپدید میشوند. کلر داور با بازی هیو جکمن، پدر یکی از دخترها، که مردی مذهبی و آماده برای بحران است، وارد جهنمی از نگرانی میشود. کارآگاه لوکی با بازی جیک جیلنهال، مسئول پرونده میشود و تنها مظنون ماجرا، پسری کمهوش بهنام الکس جونز را دستگیر میکند، اما بهدلیل نبود مدرک مجبور به آزاد کردنش میشود. کلر که معتقد است الکس حقیقت را میداند، تصمیم میگیرد قانون را نادیده بگیرد. او الکس را میرباید و در ساختمانی متروکه زندانی میکند تا با شکنجه از او اعتراف بگیرد. همزمان، کارآگاه لوکی در مسیری دیگر بهدنبال سرنخها میرود. فیلم تقابل پدری را نشان میدهد که برای نجات فرزندش حاضر است انسانیت خود را زیر پا بگذارد و کارآگاهی که سعی دارد در میان تاریکی، حقیقت را پیدا کند.
۱۴۰. بیل را بکش: بخش ۱ (Kill Bill: Vol. 1)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۶۹
عروس با بازی اوما تورمن، پس از چهار سال کما در بیمارستان بیدار میشود. او آخرین بار در روز عروسیاش دیده شده بود، زمانی که بیل و گروه آدمکشانش (جوخه افعیهای مرگبار) به مراسم حمله کردند، همه را کشتند و به سر عروس که باردار بود شلیک کردند. حالا او که فرزندش را از دست داده، تنها یک هدف دارد: انتقام. او لیستی پنجنفره از دشمنانش تهیه میکند. ابتدا به اوکیناوا میرود تا شمشیر سامورایی افسانهای هاتوری هانزو را بهدست آورد. سپس راهی توکیو میشود تا با اولین نفر لیست، اورن ایشی با بازی لوسی لیو که حالا رئیس یاکوزا شده، تسویه حساب کند. عروس باید قبل از رسیدن به اورن، با ارتش محافظان او موسوم به ۸۸ دیوانه و محافظ شخصیاش گوگو در نبردی خونین مبارزه کند.
۱۴۱. ذهن زیبا (A Beautiful Mind)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۲
جان نش با بازی راسل کرو، ریاضیدانی نابغه اما غیراجتماعی است که در دانشگاه پرینستون نظریهای انقلابی در علم اقتصاد ارائه میدهد. موفقیت علمی او باعث میشود تا توسط وزارت دفاع برای رمزگشایی پیامهای مخفی شوروی استخدام شود. در همین حین، او با آلیشیا با بازی جنیفر کانلی ازدواج میکند. اما رفتار جان بهتدریج عجیب و پارانوئید میشود. او تصور میکند که مأموران مخفی مدام در تعقیبش هستند. پس از یک حادثه، تشخیص داده میشود که او به اسکیزوفرنی پارانوئید مبتلاست و بسیاری از افرادی که میبیند و مأموریتهایی که انجام میدهد، تنها در ذهن او وجود دارند. جان باید با کمک همسرش، نبردی طولانی و دردناک را برای تشخیص واقعیت از توهم آغاز کند و در عین حال سعی کند جایگاه علمی خود را پس بگیرد.
۱۴۲. گنجهای سیرا مادره (The Treasure of the Sierra Madre)

- سال انتشار: ۱۹۴۸
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۸
فرد دابس با بازی همفری بوگارت و باب کرتین، دو آمریکایی بیپول و آواره در مکزیک هستند که برای پیدا کردن کار التماس میکنند. آنها با پیرمردی باتجربه بهنام هاوارد آشنا میشوند که ادعا میکند کوههای سیرا مادره پر از طلا است. این سه نفر با سرمایهای اندک راهی سفری سخت به دل کوهستان میشوند و موفق میشوند رگههای طلا را پیدا کنند. اما با انباشته شدن خاکطلا، دشمن اصلی آنها یعنی طمع بیدار میشود. دابس بهمرور دچار بدبینی و جنون میشود و تصور میکند که شرکایش قصد دزدیدن سهم او و کشتنش را دارند. اعتماد بین گروه از بین میرود و آنها مجبورند همزمان با راهزنان مکزیکی که خود را پلیس جا میزنند و با دیو درون خودشان که آنها را به خیانت وسوسه میکند، بجنگند.
۱۴۳. یوجیمبو (Yojimbo)

- سال انتشار: ۱۹۶۱
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۳
در ژاپن قرن نوزدهم، سامورایی بدون ارباب (رونین) با بازی توشیرو میفونه، وارد دهکدهای کوچک و سوتوکور میشود. او متوجه میشود که شهر توسط دو رئیس باند قمارباز و تاجر ابریشم که با هم دشمنی خونی دارند، اداره میشود و مردم عادی در وحشت زندگی میکنند. سامورایی که خود را باتورو (نامی که در لحظه از روی مزرعه توت میسازد) معرفی میکند، تصمیم میگیرد از هوش و مهارت شمشیرزنیاش برای کسب درآمد استفاده کند. او خود را بهعنوان محافظ شخصی (یوجیمبو) به بالاترین پیشنهادکننده میفروشد و مدام بین دو گروه جابهجا میشود. در واقع، او با زیرکی دو گروه را علیه هم تحریک میکند تا جنگی تمامعیار بینشان شکل بگیرد و همدیگر را نابود کنند تا شهر از شر هر دو خلاص شود.
۱۴۴. فرار بزرگ (The Great Escape)

- سال انتشار: ۱۹۶۳
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۶
در طول جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی آلمان نازی یک اردوگاه اسرا با امنیت بسیار بالا (Stalag Luft III) میسازد و تمام افسران متفقین را که سابقه فرار مکرر دارند، در آنجا جمع میکند تا جلوی دردسر را بگیرد. اما این کار نتیجه عکس میدهد؛ زیرا آنها باهوشترین متخصصان فرار را یکجا جمع کردهاند. راجر بارتلت، طراح اصلی فرار، نقشهای جاهطلبانه میکشد: حفر همزمان سه تونل طولانی با نامهای رمز تام، دیک و هری برای فراری دادن ۲۵۰ زندانی. فیلم پروسه دقیق و طاقتفرسای کندن تونلها، جعل مدارک، دوختن لباسهای مبدل و پخش کردن خاکهای کنده شده در محوطه اردوگاه را نشان میدهد. در شب موعود، زندانیان از جمله هیلتس با بازی استیو مککوئین، باید پس از خروج از تونل، در خاک آلمان پراکنده شوند و از دست گشتاپو فرار کنند.
۱۴۵. بهترین دوران جوانی (The Best of Youth)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۸.۴
- امتیاز منتقدان: ۸۹
این فیلمِ ششساعته، حماسهای خانوادگی است که زندگی دو برادر ایتالیایی بهنامهای نیکولا و ماتئو کاراتی را از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل سال ۲۰۰۰ دنبال میکند. داستان از جایی شروع میشود که آنها سعی میکنند دختری بیمار بهنام جورجیا را از آسایشگاه روانی نجات دهند، اما این سفر مسیر زندگیشان را جدا میکند. نیکولا روانپزشک میشود و تلاش میکند سیستم درمانی را اصلاح کند، در حالیکه ماتئو که روحیهای حساس و تندخو دارد، به نیروی پلیس میپیوندد. فیلم از طریق داستان زندگی، عشقها و تراژدیهای این دو برادر و خانوادهشان، تاریخ معاصر ایتالیا شامل سیل فلورانس، ظهور بریگادهای سرخ، مبارزه با مافیا و تغییرات اجتماعی را روایت میکند. هر شخصیت نمادی از یک نسل و انتخابهای متفاوت در مواجهه با سرنوشت است.
۱۴۶. مانتی پایتون و جام مقدس (Monty Python and the Holy Grail)

- سال انتشار: ۱۹۷۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۱
شاه آرتور در انگلستان قرون وسطی سفر میکند تا شوالیه های دلاور را برای میز گرد خود جمع کند. او و همراهانش که اسب ندارند و خدمتکارانشان با کوبیدن پوست نارگیل بههم صدای سم اسب درمیآورند، مأموریتی الهی دریافت میکنند: پیدا کردن جام مقدس. این گروه در سفر پوچ و خندهدار خود با موانع عجیبی روبهرو میشوند؛ از قلعهای که ساکنانش آنها را مسخره میکنند، تا شوالیههایی که فقط کلمه نی را میگویند، خرگوشی که قاتل بیرحم است و شوالیه سیاهی که حتی پس از قطع شدن دست و پایش هم حاضر به تسلیم شدن نیست و میخواهد بجنگد. فیلم هجویهای تمامعیار بر افسانههای قهرمانی است که هیچ منطق داستانی جدیای ندارد و مجموعهای از موقعیتهای کمدی ابزورد است.
۱۴۷. مرد فیلنما (The Elephant Man)

- سال انتشار: ۱۹۸۰
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۸
در لندن عصر ویکتوریا، فردریک ترویس با بازی آنتونی هاپکینز، جراحی است که در یک سیرک سیار با جان مریک با بازی جان هرت روبهرو میشود. مریک مردی است که بهدلیل ناهنجاریهای شدید مادرزادی، ظاهری دفرمه و ترسناک دارد و صاحب سیرک با او مانند یک حیوان رفتار میکند و مردم برای دیدنش پول میدهند. ترویس او را برای مطالعه به بیمارستان میبرد. ابتدا همه فکر میکنند مریک عقبمانده ذهنی است، اما ترویس بهزودی متوجه میشود که زیر این ظاهر ترسناک، انسانی باهوش، حساس و با روحی لطیف پنهان شده که عاشق ادبیات است. مریک بهتدریج مورد توجه طبقه اشراف لندن قرار میگیرد، اما همچنان با این سؤال روبهروست که آیا جامعه واقعاً او را بهعنوان یک انسان پذیرفته یا او هنوز فقط یک سوژه عجیب برای سرگرمی است.
۱۴۸. ام را به نشانه مرگ بگیر (Dial M for Murder)

- سال انتشار: ۱۹۵۴
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۵
تونی وندیس با بازی ری میلند، تنیسباز سابق و خوشگذرانی است که متوجه میشود همسر ثروتمندش مارگو با بازی گریس کلی، با نویسندهای آمریکایی رابطه پنهانی دارد. تونی که نمیخواهد ثروت همسرش را با طلاق از دست بدهد، نقشهای بینقص برای قتل او طراحی میکند. او یک همدانشگاهی قدیمی را که سابقه خلاف دارد گیر میآورد و با تهدید و باجگیری، او را مجبور میکند تا زمانی که خود تونی در مهمانی است، وارد خانه شود و مارگو را خفه کند. همه چیز دقیق برنامهریزی شده است، اما در لحظه انجام قتل، مارگو با قیچی به مهاجم حمله میکند و او را میکشد. حالا تونی باید فیالبداهه نقشهاش را تغییر دهد تا قتل مهاجم را عمدی جلوه دهد و مارگو را به جرم قتل عمدی به پای چوبه دار بفرستد.
۱۴۹. بر باد رفته (Gone with the Wind)

- سال انتشار: ۱۹۳۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۹۷
اسکارلت اوهارا با بازی ویوین لی، دختری زیبا، لجباز و خودخواه از خانوادهای ثروتمند در جنوب آمریکاست که در مزرعه بزرگ تارا زندگی میکند. او عاشق اشلی ویلکز است، اما اشلی با دخترعموی آرام و مهربانش ملانی ازدواج میکند. با شروع جنگ داخلی آمریکا، دنیای اشرافی و بیدغدغه اسکارلت ویران میشود. او در میان آتش جنگ، قحطی و فقر، با مردی جذاب اما بدنام بهنام رت باتلر با بازی کلارک گیبل آشنا میشود که رفتاری متفاوت با دیگر مردان دارد. اسکارلت که سوگند خورده دیگر هرگز گرسنگی نکشد، با چنگ و دندان برای حفظ مزرعه پدریاش میجنگد و حاضر است دست به هر کاری بزند. این فیلم حماسهای عظیم از عشق، بقا و غرور در دورانی است که تمدن جنوب برای همیشه بر باد میرود.
۱۵۰. راز چشمان آنها (The Secret in Their Eyes)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۰
بنجامین اسپوزیتو با بازی ریکاردو دارین، کارمند بازنشسته دادگستری در آرژانتین است که تصمیم میگیرد رمانی درباره یک پرونده جنایی حلنشده از ۲۵ سال پیش بنویسد؛ پرونده تجاوز و قتل وحشیانه زنی جوان که هنوز ذهنش را درگیر کرده است. او به ملاقات قاضی سابق و عشق پنهانیاش، ایرنه میرود تا خاطرات آن روزها را مرور کند. فیلم بین گذشته و حال در رفتوآمد است و تلاش بنجامین و دستیار الکلی اما باهوشش ساندووال را برای پیدا کردن قاتل نشان میدهد. آنها با بررسی دقیق عکسهای قدیمی متوجه نگاههای عجیب مردی به مقتول میشوند. اما در سیستم فاسد قضایی آن زمان، پیدا کردن قاتل لزوماً به معنی اجرای عدالت نیست. بنجامین با نبش قبر گذشته، نهتنها بهدنبال حل معما، بلکه بهدنبال راهی برای ابراز عشق سرکوبشدهاش است.
۱۵۱. محله چینیها (Chinatown)

- سال انتشار: ۱۹۷۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۲
جیک گیتس با بازی جک نیکلسون، کارآگاه خصوصی در لسآنجلس دهه ۳۰ است که تخصصش افشای خیانتهای زناشویی است. زنی که ادعا میکند همسر هالیس مالوری (رئیس اداره آب و برق) است، جیک را استخدام میکند تا مچ شوهرش را بگیرد. جیک عکسهایی از خیانت مالوری میگیرد و رسوایی به بار میآید. اما وقتی مالوری به قتل میرسد و همسر واقعی او، اولین مالوری با بازی فی داناوی ظاهر میشود، جیک میفهمد که بازیچهی یک توطئه بزرگ شده است. او با پیگیری سرنخها، وارد شبکهای پیچیده از فساد دولتی بر سر منابع آب شهر، زمینخواری و رازهای خانوادگی تاریک میشود. تحقیقات جیک او را به نوآ کراس، پدر قدرتمند و خطرناک اولین میرساند؛ مردی که برای رسیدن به اهدافش هیچ خط قرمزی را نمیشناسد.
۱۵۲. قفل، انبار و دو بشکه باروت (Lock, Stock and Two Smoking Barrels)

- سال انتشار: ۱۹۹۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۶۶
چهار دوست لندنی با پسانداز کردن پولهایشان، ۱۰۰ هزار پوند جمع میکنند تا ادی، که نابغه کارتبازی است، در یک بازی پوکر زیرزمینی با هری لونسدیل (تاتور) شرطبندی کند. اما بازی پر از تقلب پیش میرود و آنها نهتنها پولشان را میبازند، بلکه ۵۰۰ هزار پوند هم بدهکار میشوند و یک هفته فرصت دارند تا پول را جور کنند، وگرنه انگشتانشان قطع میشود. آنها تصادفاً میشنوند که همسایههای دیواربهدیوارشان قصد دارند از یک گروه دلال مواد مخدر سرقت کنند. این چهار دوست تصمیم میگیرند که وقتی همسایهها برگشتند، از آنها دزدی کنند. ماجرا تبدیل به کلافی سردرگم میشود که شامل دو تفنگ قدیمی عتیقه، یک گردنکلفت خشن بهنام کریس بزرگ و پسرش، و چندین گروه تبهکار میشود که همگی ناخواسته در یک زمان به هم میرسند.
۱۵۳. وی مثل وندتا (V for Vendetta)

- سال انتشار: ۲۰۰۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۶۲
در آیندهای نزدیک، بریتانیا تحت حکومت یک حزب فاشیست و دیکتاتوری قرار گرفته که با ایجاد ترس، سانسور و حکومت نظامی بر مردم حکمرانی میکند. ایوی هاموند با بازی ناتالی پورتمن، زن جوانی است که توسط پلیس مخفی تهدید میشود، اما مردی نقابدار و مرموز که خود را وی (V) مینامد با بازی هوگو ویوینگ، او را نجات میدهد. وی یک آنارشیست و مبارز آزادیخواه است که با مهارتهای رزمی بالا و ادبیاتی فاخر، قصد دارد در روز پنجم نوامبر پارلمان را منفجر کند و مردم را به شورش علیه حکومت دعوت کند. ایوی ناخواسته وارد مخفیگاه وی میشود و شاهد نقشههای او برای بیداری جامعه است. او در این مسیر با ترسهایش روبهرو میشود و درمییابد که ایدهها ضدگلوله هستند و میتوانند قدرتمندتر از هر سلاحی باشند.
۱۵۴. راشومون (Rashomon)

- سال انتشار: ۱۹۵۰
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۷
در زیر دروازهای مخروبه در یک روز بارانی، یک هیزمشکن، یک راهب و یک رهگذر درباره جنایتی هولناک که در جنگل رخ داده صحبت میکنند. جسد یک سامورایی پیدا شده و همسرش مورد تعرض قرار گرفته است. فیلم ماجرا را از زاویه دید چهار نفر مختلف در دادگاه بازگو میکند: راهزن متهم به قتل با بازی توشیرو میفونه، همسر سامورایی، روح سامورایی (از زبان یک احضارکننده روح) و هیزمشکن که شاهد ماجرا بوده است. نکته شگفتانگیز این است که هر چهار نفر داستانی کاملاً متفاوت تعریف میکنند و در هر روایت، خودشان را یا قهرمان جلوه میدهند یا قربانی، و دیگری را مقصر میدانند. هیچکدام از داستانها با هم منطبق نیست و بیننده با این سؤال عمیق روبهرو میشود که آیا انسان اصلاً توانایی گفتن حقیقت مطلق را دارد؟
۱۵۵. اگه میتونی منو بگیر (Catch Me If You Can)

- سال انتشار: ۲۰۰۲
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۵
فرانک ابگنیل جونیور با بازی لئوناردو دیکاپریو، نوجوانی باهوش است که پس از جدایی والدینش و مشکلات مالی پدرش، از خانه فرار میکند. او متوجه استعداد عجیبش در جعل چک و تغییر هویت میشود. فرانک پیش از آنکه به ۱۹ سالگی برسد، با جعل مدارک خود را خلبان هواپیمایی پنام، دکتر در بیمارستان و وکیل دادگستری جا میزند و میلیونها دلار چک بیمحل نقد میکند. کارل هنارتی با بازی تام هنکس، مأمور افبیآی جدی و خستگیناپذیری است که پرونده فرانک را دنبال میکند. این تعقیب و گریز موش و گربهای سالها طول میکشد و فرانک همیشه یک قدم جلوتر است. در طول این مسیر، رابطهای عجیب شبیه به پدر و پسر میان این کلاهبردار جوان و مأمور قانون شکل میگیرد، زیرا کارل تنها کسی است که واقعیت زندگی فرانک را میداند.
۱۵۶. سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri)

- سال انتشار: ۲۰۱۷
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۸
میلدرد هیز با بازی قدرتمند فرانسیس مکدورمند، مادری خشمگین و داغدار است که ماهها پس از تجاوز و قتل دخترش، هنوز هیچ خبری از دستگیری قاتل نیست. او برای اعتراض به کمکاری پلیس، سه بیلبورد متروکه در جاده ورودی شهر را اجاره میکند و روی آنها جملاتی تند خطاب به ویلیام ویلوبی، رئیس پلیس شهر با بازی وودی هارلسون مینویسد. این کار باعث خشم اهالی شهر و بهویژه افسر دیکسون با بازی سم راکول میشود که پلیسی نژادپرست و خشن است. ویلوبی که مردی محترم است و مخفیانه با سرطان دستوپنج نرم میکند، سعی دارد میلدرد را آرام کند، اما میلدرد سرسختتر از آن است که عقبنشینی کند. این جنگ تبلیغاتی، زنجیرهای از خشونت، انتقام و تغییرات غیرمنتظره را در شهر کوچک رقم میزند.
۱۵۷. رگبازی (Trainspotting)

- سال انتشار: ۱۹۹۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۳
مارک رنتون با بازی ایوان مکگرگور، جوانی در ادینبورگ اسکاتلند است که عمیقاً در دنیای اعتیاد به هروئین غرق شده است. او و گروه دوستانش شامل سیک بوی (که وسواس شان کانری دارد)، اسپاد (که سادهلوح است) و بگبی (که روانی و معتاد به دعواست و مواد نمیزند)، روزگارشان را با مصرف مواد و دزدی میگذرانند. رنتون بارها تلاش میکند ترک کند و زندگی عادی یا همانطور که خودش میگوید زندگی را انتخاب کند (شغل، خانواده، تلویزیون بزرگ)، اما وسوسه مواد و فشار دوستانش او را دوباره به پایین میکشد. فیلم با ریتمی تند و تصاویری گاه سوررئال و تهوعآور، فراز و نشیبهای زندگی معتادان را بدون قضاوت اخلاقی نشان میدهد؛ از لذتهای زودگذر تا درد خماری و مرگ نوزاد یکی از دوستان.
۱۵۸. پل رودخانه کوای (The Bridge on the River Kwai)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۷
در جریان جنگ جهانی دوم، گروهی از اسرای بریتانیایی به فرماندهی سرهنگ نیکلسون با بازی الک گینس، به اردوگاه ژاپنیها در برمه منتقل میشوند. فرمانده ژاپنی، سرهنگ سایتو، دستور میدهد که اسرا باید پلی روی رودخانه کوای بسازند تا خط راهآهن وصل شود. نیکلسون ابتدا بهدلیل رعایت نکردن کنوانسیون ژنو مقاومت میکند، اما پس از پیروزی اخلاقی بر سایتو، وسواسی عجیب پیدا میکند. او تصمیم میگیرد پلی بینقص و مهندسیساز بسازد تا نظم و برتری سربازان بریتانیایی را به رخ ژاپنیها بکشد، حتی اگر این کار به نفع دشمن تمام شود. همزمان، یک سرباز آمریکایی که از اردوگاه فرار کرده، با گروهی کماندو برمیگردد تا همان پلی را که نیکلسون با افتخار در حال تکمیل آن است، منفجر کند.
۱۵۹. هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت دوم (Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2)

- سال انتشار: ۲۰۱۱
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۵
نبرد نهایی آغاز شده است. هری پاتر با بازی دانیل رادکلیف، بههمراه رون و هرمیون، پس از پیدا کردن و نابود کردن تعدادی از جانپیچهای ولدمورت، به هاگوارتز بازمیگردند تا آخرین قطعات روح لرد سیاه را پیدا کنند. ولدمورت که متوجه نقشه آنها شده، با تمام ارتش مرگخوارانش به قلعه حمله میکند. اساتید و دانشآموزان هاگوارتز آماده دفاع از مدرسه میشوند. در میان آتش و ویرانی، هری حقایق تکاندهندهای را درباره گذشته اسنیپ و سرنوشت خودش در حوضچه اندیشه میفهمد؛ اینکه او خود نیز باید قربانی شود تا ولدمورت فانی شود. هری باید شجاعت روبهرو شدن با مرگ را در جنگل ممنوعه پیدا کند، در حالیکه نبردی حماسی در حیاط قلعه سرنوشت دنیای جادوگری را تعیین میکند.
۱۶۰. گاو خشمگین (Raging Bull)

- سال انتشار: ۱۹۸۰
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۹
این فیلم سیاهوسفید، روایتی تکاندهنده از ظهور و سقوط جیک لاموتا، بوکسور معروف آمریکایی است. جیک با بازی خیرهکننده رابرت دنیرو (که برای این نقش وزن زیادی اضافه کرد)، در داخل رینگ یک مبارز شکستناپذیر و وحشی است، اما در بیرون از رینگ، مردی ناامن، بدبین و پرخاشگر است. او که نمیتواند خشم و حسادت بیمارگونهاش را کنترل کند، زندگی شخصیاش را به جهنم تبدیل میکند. جیک مدام به همسرش ویکی و برادرش جویی که مدیر برنامههای اوست شک دارد و آنها را مورد آزار قرار میدهد. فیلم نشان میدهد که چطور همان خشونتی که او را به قهرمان جهان تبدیل کرد، در نهایت باعث تنهایی مطلق و نابودیاش میشود و او را از قله افتخار به اجرا در کلوپهای شبانه ارزانقیمت میکشاند.
۱۶۱. فارگو (Fargo)

- سال انتشار: ۱۹۹۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۵
جری لاندگارد با بازی ویلیام اچ. میسی، یک فروشنده ماشین در مینهسوتا است که بدهی زیادی بالا آورده است. او نقشهای احمقانه و خطرناک میکشد: استخدام دو خلافکار عجیبوغریب برای دزدیدن همسر خودش تا از پدرزن ثروتمندش اخاذی کند و پول باج را بین خودشان تقسیم کنند. اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیرود و آدمربایی به حمام خون تبدیل میشود. در این میان، مارج گاندرسون با بازی فرانسیس مکدورمند، رئیس پلیس باردار و بسیار باهوش شهر کوچک برینرد، وارد ماجرا میشود. او با آرامش و لهجهی خاص محلیاش، ردپای جنایتکاران را در برفهای زمستانی دنبال میکند. تضاد بین خشونت وحشیانه و طنز سیاه و موقعیتهای روزمره، این فیلم را به یکی از خاصترین آثار جنایی تبدیل کرده است.
۱۶۲. مبارز (Warrior)

- سال انتشار: ۲۰۱۱
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۱
تامی رایوردن با بازی تام هاردی، تفنگدار سابق ارتش است که با روحیهای درهمشکسته به خانه پدریاش بازمیگردد. پدرش پدی با بازی نیک نولتی، مربی سابق بوکس و یک الکلی در حال ترک است که سالها پیش خانواده را متلاشی کرده بود. تامی از پدرش میخواهد او را برای مسابقات بزرگ هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) با جایزه ۵ میلیون دلاری آماده کند. در سوی دیگر، برادر تامی، برندون با بازی جوئل اجرتون، معلم فیزیکی است که برای پرداخت قسطهای خانهاش مجبور میشود دوباره به رینگ مبارزه برگردد. سرنوشت، این دو برادر را که سالهاست با هم قهر هستند، در قفس مبارزه روبهروی هم قرار میدهد. آنها باید نهتنها با حریفان قدرتمند، بلکه با خشمها و کینههای قدیمی خانوادگیشان نیز مبارزه کنند.
۱۶۳. انجمن شاعران مرده (Dead Poets Society)

- سال انتشار: ۱۹۸۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۹
در سال ۱۹۵۹، مدرسه شبانهروزی ولتون با قوانین خشک و سنتی اداره میشود و دانشآموزان تحت فشار شدید برای موفقیت تحصیلی هستند. جان کیتینگ با بازی رابین ویلیامز، معلم ادبیات جدید مدرسه، با روشهای غیرمعمول خود فضای کلاس را دگرگون میکند. او به شاگردانش یاد میدهد که شعر و ادبیات فقط کلمات توی کتاب نیستند، بلکه ابزاری برای زندگی کردن و چشیدن طعم آزادیاند. کیتینگ شعار Carpe Diem (دم را غنیمت شمار) را در ذهن آنها حک میکند. گروهی از دانشآموزان با الهام از او، مخفیانه انجمن قدیمی شاعران مرده را احیا میکنند. نیل پری، یکی از شاگردان، جرأت پیدا میکند تا برخلاف میل پدر دیکتاتورش، دنبال رویای بازیگری برود؛ تصمیمی که عواقبی تراژیک و ماندگار برای همه دارد.
۱۶۴. بری لیندون (Barry Lyndon)

- سال انتشار: ۱۹۷۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۹
ردموند بری با بازی رایان اونیل، جوانی ساده و روستایی در ایرلند قرن هجدهم است که پس از یک دوئل عشقی مجبور به فرار میشود. او سفری طولانی و پرماجرا را در اروپا آغاز میکند؛ ابتدا وارد ارتش بریتانیا میشود، سپس به ارتش پروس میپیوندد، جاسوس میشود و در نهایت به یک قمارباز حرفهای بدل میگردد. بری با حیلهگری و جذابیت ظاهری، دل لیدی لیندون، بیوهای بسیار ثروتمند را میبرد و با ازدواج با او، لقب اشرافی بری لیندون را بهدست میآورد. اما ورود به طبقه اشراف پایان مشکلات او نیست. او که تشنه جایگاه اجتماعی است، با ولخرجی و رفتار نامناسب، دشمنان زیادی میتراشد و سرنوشت خود را بهسوی سقوطی غمانگیز سوق میدهد. فیلمبرداری این اثر که فقط با نور شمع و نور طبیعی انجام شده، شبیه تابلوهای نقاشی متحرک است.
۱۶۵. دختر میلیوندلاری (Million Dollar Baby)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۶
مگی فیتزجرالد با بازی هیلاری سوانک، زن ۳۱ سالهای است که زندگی سختی داشته و بهعنوان پیشخدمت کار میکند، اما رویای بوکسور شدن دارد. او به باشگاه فرانکی دان با بازی کلینت ایستوود میرود و از او میخواهد مربیاش شود. فرانکی که مربیای پیر، بدخلق و محافظهکار است، ابتدا او را رد میکند چون معتقد است مگی برای شروع خیلی پیر است و او دختران را تمرین نمیدهد. اما با اصرار مگی و حمایت ادی اسکرپ (دوست و دستیار فرانکی با بازی مورگان فریمن)، فرانکی راضی میشود. مگی با پشتکار فوقالعادهاش پلههای ترقی را طی میکند و رابطهای پدر و دختری میان او و فرانکی شکل میگیرد. اما در مسابقهای برای قهرمانی جهان، یک ضربه ناجوانمردانه از حریف، مسیر زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
۱۶۶. بنهور (Ben-Hur)

- سال انتشار: ۱۹۵۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۰
جودا بنهور با بازی چارلتون هستون، شاهزادهای ثروتمند و یهودی در اورشلیم است. دوست دوران کودکی او، مسالا، حالا بهعنوان فرمانده ارتش روم به شهر بازگشته است. اما دوستی آنها بهدلیل اختلافات سیاسی و عقیدتی به دشمنی تبدیل میشود. مسالا با سوءاستفاده از یک حادثه تصادفی، جودا را به خیانت متهم میکند و او را بهعنوان برده به کشتیهای پارویی میفرستد و مادر و خواهرش را به زندان میاندازد. جودا در شرایطی وحشتناک زنده میماند و پس از نجات جان یک فرمانده رومی در نبرد دریایی، آزادی و ثروتش را بازمییابد. او برای انتقام به اورشلیم برمیگردد تا در مسابقه بزرگ ارابهرانی شرکت کند و مسالا را در میدان نبرد شکست دهد، اما مواجهه او با عیسی مسیح، دیدگاهش را نسبت به انتقام تغییر میدهد.
۱۶۷. مکس دیوانه: جاده خشم (Mad Max: Fury Road)

- سال انتشار: ۲۰۱۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۰
در دنیایی پسا-آخرالزمانی که آب و بنزین از طلا باارزشترند، مکس روکاتانسکی با بازی تام هاردی، توسط ارتش پسران جنگ به اسارت گرفته میشود تا بهعنوان کیسه خون برای سربازان بیمار استفاده شود. این ارتش تحت فرمان ایمورتان جو، دیکتاتوری بیرحم است که منابع آب را کنترل میکند. ایمپراتور فیوریوسا با بازی شارلیز ترون، یکی از فرماندهان جو، با دزدیدن کامیون جنگی و پنج همسر جو که قصد فرار دارند، به او خیانت میکند. مکس در میانه تعقیب و گریز موفق به فرار میشود و با اکراه به فیوریوسا میپیوندد. آنها باید در جادهای بیپایان و زیر حملات دیوانهوار ماشینهای عجیب و غریب و گیتاریستهای آتشافروز، برای بقا بجنگند و خود را به سرزمین سبز موعود برسانند.
۱۶۸. گرن تورینوی (Gran Torino)

- سال انتشار: ۲۰۰۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۲
والت کوالسکی با بازی کلینت ایستوود، کهنهسرباز جنگ کره و کارگر بازنشسته کارخانه فورد است که پس از مرگ همسرش در تنهایی زندگی میکند. او مردی بدخلق، نژادپرست و سنتی است که با تغییرات محلهاش و ورود مهاجران آسیایی (همونگها) مشکل دارد. عزیزترین دارایی او یک ماشین فورد گرن تورینو مدل ۱۹۷۲ است که مثل چشمش از آن مراقبت میکند. وقتی تائو، پسر نوجوان همسایه، تحت فشار یک باند تبهکار سعی میکند ماشین والت را بدزدد، گیر میافتد. خانواده تائو برای جبران، او را مجبور میکنند برای والت کار کند. این اجبار سرآغاز رابطهای عجیب میشود؛ والت کمکم نقش پدر و راهنما را برای تائو بازی میکند و تصمیم میگیرد برخلاف باورهای قدیمیاش، از او و خانوادهاش در برابر خشونت گنگسترها محافظت کند.
۱۶۹. بچههای آسمان (Children of Heaven)

- سال انتشار: ۱۹۹۷
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۷
علی با بازی امیر فرخ هاشمیان، پسربچهای از خانوادهای فقیر در جنوب تهران است که کفشهای خواهرش زهرا را که برای تعمیر برده بود، گم میکند. او میداند که پدرش توانایی خرید کفش جدید را ندارد، بنابراین از زهرا میخواهد که ماجرا را به پدر نگویند. آنها به توافقی مخفیانه میرسند: زهرا صبحها با کتونیهای کهنه علی به مدرسه میرود و ظهرها بهسرعت برمیگردد تا کفشها را به علی بدهد تا او به مدرسه خودش برسد. این موش و گربه بازی و دویدنهای هر روزه، نفس علی را قوی میکند. وقتی مسابقه دوی مدرسهای برگزار میشود که جایزه نفر سومش یک جفت کتونی ورزشی است، علی با تمام وجود شرکت میکند تا فقط و فقط سوم شود، اما در خط پایان اتفاقی غیرمنتظره میافتد.
۱۷۰. ستیغ هکسا (Hacksaw Ridge)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۱
دزموند داس با بازی اندرو گارفیلد، یک پزشک ارتش در جنگ جهانی دوم است که بهدلیل اعتقادات مذهبیاش، حاضر نیست اسلحه به دست بگیرد یا کسی را بکشد. او میخواهد در جنگ شرکت کند، اما فقط برای نجات جان آدمها، نه گرفتن جانشان. این تصمیم باعث میشود در پادگان آموزشی توسط فرماندهان و همرزمانش تحقیر شود و حتی به دادگاه نظامی برود. با این حال، او بر عقیدهاش پافشاری میکند و بدون سلاح به نبرد خونین اوکیناوا اعزام میشود. در جهنم خط مقدم، جایی که گلولهها و خمپارهها زمین را شخم میزنند و همه عقبنشینی میکنند، دزموند در میدان باقی میماند. او یکتنه و زیر آتش سنگین دشمن، مجروحان را یکییکی پیدا میکند و با طناب از صخرهای بلند پایین میفرستد تا جان دهها سرباز را نجات دهد.
۱۷۱. هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۸
در جمهوری خیالی زوبروکا و در هتلی مجلل و صورتیرنگ در کوهستان، موسیو گوستاو با بازی رالف فاینز، مهماندار افسانهای و وسواسی هتل است که تمام نیازهای مهمانان ثروتمند و پیر را برطرف میکند. او رابطهای نزدیک با مادام دی، پیرزنی بسیار ثروتمند دارد. وقتی مادام دی میمیرد و یک تابلوی نقاشی گرانقیمت بهنام پسر و سیب را برای گوستاو به ارث میگذارد، خانواده طمعکار پیرزن، گوستاو را به قتل او متهم میکنند. گوستاو با کمک لابیبوی وفادارش، زیرو مصطفی، تابلو را میدزدد و فرار میکند. این دو نفر درگیر ماجراجویی پرسرعتی میشوند که شامل تعقیب و گریز با اسکی، فرار از زندان و رویارویی با آدمکشی بیرحم است. فیلم با رنگبندی خاص و روایتی فانتزی، دنیایی پر از ظرافت و طنز را به تصویر میکشد.
۱۷۲. دوازده سال بردگی (12 Years a Slave)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۶
سالومون نورثاپ با بازی چیویتل اجیوفور، مردی سیاهپوست و آزاد است که در نیویورک با خانوادهاش زندگی میکند و نوازنده ویولن است. در سال ۱۸۴۱، دو مرد سفیدپوست او را به بهانه یک کار موسیقی فریب میدهند، بیهوشش میکنند و بهعنوان برده میفروشند. سالومون به ایالتهای جنوبی فرستاده میشود و نام و هویتش از او گرفته میشود. او سالها در مزارع پنبه زیر دست اربابان مختلف کار میکند تا اینکه به ادوین اپس با بازی مایکل فاسبندر فروخته میشود؛ اربابی که باورهای مذهبی تحریفشدهاش او را به موجودی سادیسمی و بیرحم تبدیل کرده است. سالومون در شرایطی که امید به آزادی تقریباً صفر است، تلاش میکند ضمن حفظ جانش در برابر شلاق و تحقیر، کرامت انسانی خود را نگه دارد و راهی برای رساندن خبر به خانوادهاش پیدا کند.
۱۷۳. پیش از طلوع (Before Sunrise)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۷
جسی، توریست جوان آمریکایی با بازی ایتن هاک و سلین، دانشجوی فرانسوی با بازی ژولی دلپی، بهطور اتفاقی در قطاری که به وین میرود با هم آشنا میشوند. پس از یک گفتگوی جذاب، جسی پیشنهاد دیوانهواری میدهد: اینکه سلین در وین پیاده شود و تا زمان پرواز جسی در صبح فردا، شهر را با هم بگردند. سلین قبول میکند و این دو غریبه یک شب فرصت دارند تا همدیگر را بشناسند. آنها بدون هیچ پول و برنامهای در خیابانهای وین قدم میزنند و درباره همهچیز صحبت میکنند؛ از عشق و مرگ گرفته تا رویاها و ترسهایشان. هرچه ساعات شب میگذرد، پیوند عاطفی عمیقی بین آنها شکل میگیرد، اما سایه جدایی در طلوع آفتاب، بر این عاشقانه کوتاه سنگینی میکند. آنها میدانند که شاید این تنها فرصت زندگیشان برای بودن با هم باشد.
۱۷۴. بلید رانر (Blade Runner)

- سال انتشار: ۱۹۸۲
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۴
در لسآنجلس سال ۲۰۱۹ که شهری بارانی، تاریک و صنعتی است، ریک دکارد با بازی هریسون فورد، یک مأمور پلیس بازنشسته از واحد بلید رانر است. وظیفه این واحد، شناسایی و نابودی رباتهای انساننما بهنام رپلیکنت است که برای کار در مستعمرات فضایی ساخته شدهاند اما حضورشان روی زمین ممنوع است. چهار رپلیکنت پیشرفته به رهبری روی بتی با بازی روتخر هاور، با دزدیدن یک سفینه به زمین برگشتهاند تا سازندهشان، دکتر تایرل را پیدا کنند و راهی برای افزایش طول عمر محدود چهارسالهشان بیابند. دکارد مجبور میشود برای شکار آنها به خدمت برگردد. اما هرچه او بیشتر به این موجودات نزدیک میشود و با یکی از آنها بهنام ریچل رابطه عاطفی برقرار میکند، مرز بین انسان و ماشین برایش محو میشود و انسانیت خودش را زیر سوال میبرد.
۱۷۵. خاطرات قتل (Memories of Murder)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۲
در سال ۱۹۸۶، جسد زنی جوان در حاشیه یک مزرعه در شهر کوچک هواسونگ کره جنوبی پیدا میشود. کارآگاه محلی پارک دوو-مان با بازی سونگ کانگ-هو، که تجربهای در پروندههای جنایی پیچیده ندارد، سعی میکند با روشهای خشن و سنتی مثل کتک زدن مظنونین و نگاه کردن در چشم آنها، قاتل را پیدا کند. اما با پیدا شدن جسد دوم، یک کارآگاه باهوش و تحصیلکرده از سئول بهنام سئو تائه-یون به آنها ملحق میشود. تضاد بین روشهای سنتی پارک و روشهای مدرن سئو باعث درگیری مداوم آنها میشود. قاتل فقط در شبهای بارانی و زمانی که قربانیان لباس قرمز پوشیدهاند حمله میکند. با افزایش تعداد قربانیان و شکست پلیس در پیدا کردن سرنخ قطعی، فشار روانی بر کارآگاهان بیشتر میشود و آنها در باتلاقی از ناامیدی و وسواس گرفتار میشوند.
۱۷۶. مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست (Spider-Man: No Way Home)

- سال انتشار: 2021
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۷۱
هویت پیتر پارکر با بازی تام هالند بهعنوان مرد عنکبوتی فاش شده و زندگی او و اطرافیانش به هرجومرج کشیده شده است. پیتر که از اتهامات قتل و فشار رسانهها خسته شده، از دکتر استرنج درخواست میکند تا با اجرای یک طلسم، کاری کند که همه فراموش کنند او مرد عنکبوتی است. اما طلسم در میانه اجرا خراب میشود و شکافی در جهانهای موازی (Multiverse) ایجاد میکند. ناگهان شرورهایی از دنیاهای دیگر (دشمنان مرد عنکبوتیهای قبلی) مثل دکتر اختاپوس و گرین گابلین وارد دنیای پیتر میشوند. پیتر حالا باید اشتباهش را جبران کند و این موجودات خطرناک را درمان کرده و به دنیای خودشان برگرداند. در این مسیر، او تنها نیست و با متحدانی غیرمنتظره روبهرو میشود، اما باید بهای سنگینی برای قهرمان بودن بپردازد.
۱۷۷. دختر گمشده (Gone Girl)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۹
در پنجمین سالگرد ازدواج نیک دان با بازی بن افلک و ایمی با بازی رزمند پایک، نیک به خانه میآید و متوجه میشود همسرش ناپدید شده و نشانههایی از درگیری در خانه وجود دارد. با شروع تحقیقات پلیس و فشار رسانهها، تصویر زندگی زناشویی بهظاهر کامل آنها ترک برمیدارد. نیک بهدلیل رفتارهای سرد و بیتفاوتش و دروغهایی که میگوید، تبدیل به مظنون اصلی پرونده میشود و همه فکر میکنند او همسرش را کشته است. اما دفترچه خاطرات ایمی داستان دیگری را روایت میکند؛ داستانی از ترس و تغییر رفتار نیک. با پیدا شدن سرنخهای عجیب که انگار ایمی برای نیک بهجا گذاشته، لایههای پنهان شخصیت هر دو نفر آشکار میشود و بازی روانی پیچیدهای شکل میگیرد که نشان میدهد حقیقت بسیار تاریکتر از یک قتل ساده است.
۱۷۸. آروارهها (Jaws)

- سال انتشار: ۱۹۷۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۷
شهر ساحلی و توریستی آمیتی آیلند آماده پذیرایی از مسافران تابستانی است که جسد تکهتکهشده یک شناگر جوان در ساحل پیدا میشود. مارتین برودی با بازی روی شایدر، رئیس پلیس شهر که خودش از آب میترسد، متوجه میشود که این کار یک کوسه سفید بزرگ است و میخواهد سواحل را تعطیل کند. اما شهردار که نگران اقتصاد شهر و از دست دادن پول توریستهاست، مخالفت میکند و سواحل را باز نگه میدارد. پس از حملات مرگبار بعدی و وحشت عمومی، برودی چارهای جز مقابله مستقیم نمیبیند. او بههمراه یک زیستشناس دریایی جوان بهنام هوپر و یک شکارچی کوسه باتجربه و دیوانه بهنام کویینت، سوار بر قایقی کوچک میشوند تا به دل اقیانوس بروند و هیولایی را شکار کنند که بسیار باهوشتر و بزرگتر از تصور آنهاست.
۱۷۹. به نام پدر (In the Name of the Father)

- سال انتشار: ۱۹۹۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۴
جری کانلون با بازی دانیل دی-لوئیس، جوانی ایرلندی و بیخیال است که در دهه ۷۰ میلادی برای کار به لندن میرود. پس از انفجار بمبی در یک رستوران توسط ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA)، جری و دوستانش بهاشتباه توسط پلیس انگلیس دستگیر میشوند. پلیس با شکنجه و تهدید، او را مجبور به امضای اعترافنامهای دروغین میکند. نهتنها جری، بلکه پدرش جوزپه و سایر اعضای خانوادهاش نیز به جرم همدستی دستگیر و به حبسهای طولانیمدت محکوم میشوند. جری در زندان با پدرش در یک سلول قرار میگیرد و شاهد زجر کشیدن اوست. او که ابتدا خشمگین و ناامید است، پس از مرگ پدرش در زندان متحول میشود و با کمک یک وکیل مصمم بهنام گرت پیرس با بازی اما تامپسون، مبارزهای طولانی را برای اثبات بیگناهی خود و پاک کردن نام پدرش آغاز میکند.
۱۸۰. فورد در برابر فراری (Ford v Ferrari)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۱
در اواسط دهه ۶۰ میلادی، شرکت خودروسازی فورد با بحران فروش مواجه است. هنری فورد دوم تصمیم میگیرد با خرید شرکت فراری اعتبار کسب کند، اما انزو فراری نهتنها پیشنهاد او را رد میکند، بلکه به او توهین میکند. فورد که تحقیر شده، دستور میدهد ماشینی ساخته شود که بتواند فراری را در مسابقات ۲۴ ساعته لمانز شکست دهد. کارول شلبی با بازی مت دیمون، طراح خودرو و قهرمان سابق مسابقات، مسئولیت این پروژه غیرممکن را بر عهده میگیرد. او میداند که برای پیروزی فقط به ماشین سریع نیاز نیست، بلکه به رانندهای نترس نیاز است. شلبی سراغ کن مایلز با بازی کریستین بیل میرود؛ رانندهای نابغه اما بسیار بدقلق و تندخو. این دو نفر باید همزمان با قوانین دستوپگیر مدیران اتوکشیده شرکت فورد و مهندسی بینقص ماشینهای ایتالیایی بجنگند تا در پیست مسابقه تاریخساز شوند.
۱۸۱. قصههای وحشی (Wild Tales)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۷
این فیلم مجموعهای از شش داستان کوتاه و جداگانه است که همگی حول محور خشم، انتقام و از کوره در رفتن آدمهای معمولی میچرخند. داستانها شامل مسافرانی در یک هواپیما که متوجه میشوند همگی با یک شخص خاص دشمنی دارند، رانندهای که در جاده با مردی دیگر درگیر لجوبازی مرگباری میشود، و نوعروسی که در شب عروسیاش متوجه خیانت داماد میشود، است. شخصیتها در موقعیتهای روزمره مثل جریمه شدن ماشین یا بحثهای خانوادگی قرار میگیرند، اما واکنش آنها به این فشارها، فراتر از حد انتظار و بسیار جنونآمیز است. فیلم نشان میدهد که چطور انسان متمدن وقتی تحت فشار قرار میگیرد، میتواند بهسرعت به غرایز حیوانی خود برگردد و برای تسویه حساب شخصی، مرزهای قانون و اخلاق را زیر پا بگذارد. (بازیگر شاخص: ریکاردو دارین در اپیزود مهندس بمبگذار).
۱۸۲. جویندگان طلا (The Gold Rush)

- سال انتشار: ۱۹۲۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۸
ولگرد کوچک با بازی چارلی چاپلین، این بار بهعنوان یک جوینده طلا به کوهستانهای برفی و یخزده کلوندایک میرود. او که آدمی ضعیف و ساده است، در کولاک گیر میافتد و مجبور میشود به کلبه جیم گنده، یک جوینده طلای دیگر پناه ببرد. آنها برای زندهماندن در برابر گرسنگی شدید، مجبور میشوند یکی از پوتینهای چارلی را بپزند و بخورند (در یکی از مشهورترین سکانسهای تاریخ). چارلی در شهر عاشق دختری بهنام جورجیا میشود و سعی میکند با کارهای عجیب دل او را بهدست آورد. در ادامه، او و جیم گنده دوباره به کلبه برمیگردند، اما وزش باد شدید شبانه، کلبه آنها را هل میدهد و صبح روز بعد، آنها در حالی بیدار میشوند که کلبهشان روی لبه پرتگاهی عمیق معلق مانده و هر حرکت کوچک میتواند باعث سقوطشان شود.
۱۸۳. شرلوک جونیور (Sherlock Jr.)

- سال انتشار: ۱۹۲۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
باستر با بازی باستر کیتون، آپاراتچی یک سینمای کوچک است که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود. او عاشق دختری زیباست، اما رقیبش با دزدیدن ساعت پدر دختر و انداختن تقصیر به گردن باستر، باعث اخراج او از خانه دختر میشود. باستر غمگین به محل کارش برمیگردد و حین پخش فیلم خوابش میبرد. در خواب، روح او از بدنش جدا میشود و وارد پرده سینما میشود. او در دنیای فیلم تبدیل به شرلوک جونیور، بزرگترین کارآگاه جهان میشود که با مهارتهای خارقالعاده و شانس عجیبش، پروندههای جنایی را حل میکند. فیلم پر از صحنههای بدلکاری خطرناک و خلاقانه است؛ مثل رانندگی با موتورسیکلت بدون راننده و عبور از موانع غیرممکن که کیتون خودش آنها را انجام داده است.
۱۸۴. شکارچی گوزن (The Deer Hunter)

- سال انتشار: ۱۹۷۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۶
سه دوست کارگر کارخانه ذوب آهن در پنسیلوانیا به نامهای مایکل با بازی رابرت دنیرو، نیک با بازی کریستوفر واکن و استیون، آخرین روزهای آزادی خود را پیش از اعزام به جنگ ویتنام میگذرانند. آنها پس از یک عروسی شلوغ و آخرین شکار گوزن در کوهستان، راهی جنگ میشوند. در ویتنام، آنها اسیر ویتکنگها میشوند و مجبورشان میکنند تا برای سرگرمی نگهبانان، با تپانچهای که فقط یک گلوله دارد، بازی مرگبار رولت روسی را روی یکدیگر انجام دهند. این تجربه هولناک، روان آنها را برای همیشه متلاشی میکند. مایکل سعی میکند گروه را نجات دهد، اما پس از بازگشت به خانه متوجه میشود که نیک در سایگون مانده و در دام قماربازان زیرزمینی افتاده است. مایکل برای برگرداندن دوستش دوباره به جهنم ویتنام بازمیگردد.
۱۸۵. مزد ترس (The Wages of Fear)

- سال انتشار: ۱۹۵۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۵
در شهری دورافتاده و فقیر در آمریکای جنوبی، چهار مرد اروپایی که از گذشته خود فرار کردهاند و بیپول ماندهاند، پیشنهادی خطرناک از یک شرکت نفتی آمریکایی دریافت میکنند. یکی از چاههای نفت آتش گرفته و تنها راه خاموش کردنش انفجار نیتروگلیسرین است. این چهار نفر باید دو کامیون حامل نیتروگلیسرین مایع را از مسیری کوهستانی و ناهموار به محل آتشسوزی ببرند. ماریو با بازی ایو مونتان یکی از رانندگان است. مشکل اینجاست که محموله بهشدت ناپایدار است و کوچکترین تکان یا ضربه میتواند باعث انفجار کامیونها شود. سفر آنها تبدیل به آزمونی فرسایشی برای اعصاب میشود؛ آنها باید با دنده عقب روی لبه پرتگاه بروند، از گودالهای نفتی عبور کنند و سنگی بزرگ را منفجر کنند، در حالیکه ترس از مرگ در هر ثانیه همراهشان است.
۱۸۶. ژنرال (The General)

- سال انتشار: ۱۹۲۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۳
جانی گری با بازی باستر کیتون، مهندس لوکوموتیو در دوران جنگ داخلی آمریکا است که دو عشق در زندگی دارد: لوکوموتیوش که ژنرال نام دارد و دختری بهنام آنابل. وقتی جنگ شروع میشود، جانی میخواهد سرباز شود اما ارتش او را رد میکند چون بهعنوان مهندس قطار ارزشمندتر است. آنابل که فکر میکند جانی ترسو است، او را ترک میکند. کمی بعد، جاسوسان شمالی لوکوموتیو ژنرال را در حالیکه آنابل در آن است میدزدند. جانی بهتنهایی و با پای پیاده، با درسین و هر وسیلهای که پیدا میکند، قطار دزدیده شده را تا اعماق خاک دشمن تعقیب میکند. او باید بدون اسلحه و فقط با هوش و مهارتش در کنترل قطار، هم عشقش و هم ژنرال را پس بگیرد و ارتش خودی را از حمله غافلگیرانه دشمن باخبر کند.
۱۸۷. آقای اسمیت به واشنگتن میرود (Mr. Smith Goes to Washington)

- سال انتشار: ۱۹۳۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۳
جفرسون اسمیت با بازی جیمز استوارت، مردی جوان، سادهدل و وطنپرست است که بهطور ناگهانی بهعنوان سناتور موقت انتخاب میشود تا جایگزین سناتور فوتشده شود. سیاستمداران فاسد فکر میکنند میتوانند او را بهراحتی کنترل کنند. اسمیت با آرمانهای بزرگ وارد واشنگتن میشود و طرحی برای ساخت اردوگاه پسران در زادگاهش ارائه میدهد. اما او متوجه میشود که زمین مورد نظرش بخشی از یک طرح سدسازی پر از فساد است که توسط سناتور ارشد و الگوی زندگیاش، جوزف پین، حمایت میشود. وقتی اسمیت سعی میکند اعتراض کند، آنها با تهمت و دروغ او را رسوا میکنند. اسمیت که تنها مانده، تصمیم میگیرد از قانون فیلیباستر (سخنرانی طولانی برای جلوگیری از رأیگیری) استفاده کند و ۲۴ ساعت مداوم در صحن سنا صحبت کند تا حقیقت را به مردم بگوید.
۱۸۸. لوگان (Logan)

- سال انتشار: ۲۰۱۷
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۷
در سال ۲۰۲۹، جهشیافتهها تقریباً منقرض شدهاند. لوگان (ولورین) با بازی هیو جکمن، پیر و خسته شده و قدرت خودشفاییاش ضعیف شده است. او بهعنوان راننده لیموزین کار میکند تا خرج داروی پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت را که دچار بیماری مغزی خطرناکی شده و در مخزن آبی زنگزده در مرز مکزیک مخفی شده، تأمین کند. آرامش نسبی آنها با ورود زنی که از لوگان میخواهد دختری کوچک بهنام لورا را به مکانی امن در کانادا ببرد، بههم میریزد. لوگان متوجه میشود که لورا قدرتهایی شبیه به خود او دارد و توسط گروهی نظامی و بیرحم تعقیب میشود. لوگان برخلاف میلش مجبور میشود برای آخرین بار چنگالهایش را بیرون بیاورد تا از این خانوادهی عجیب و ناخواسته در یک سفر جادهای خونین محافظت کند.
۱۸۹. در بارانداز (On the Waterfront)

- سال انتشار: ۱۹۵۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۱
تری مالوی با بازی مارلون براندو، بوکسور سابق و کارگر بارانداز است که برای جانی فرندلی، رئیس فاسد اتحادیه کارگران کار میکند. اتحادیه با زورگویی و قتل، کنترل بندر نیویورک را در دست دارد و کارگران را استثمار میکند. تری ناخواسته در قتل یکی از کارگرانی که قصد داشت علیه اتحادیه شهادت دهد، شریک میشود. او که عذاب وجدان دارد، با خواهر مقتول، ادی، و کشیشی شجاع بهنام پدر بری آشنا میشود که سعی دارند کارگران را علیه ظلم اتحادیه متحد کنند. تری میان وفاداری به برادرش چارلی (که دست راست رئیس اتحادیه است) و انجام کار درست گیر کرده است. او باید بر ترس و گذشتهاش غلبه کند تا بتواند در دادگاه شهادت دهد و شرافت از دسترفتهاش را در مشهورترین صحنه فیلم (من میتونستم کسی باشم) بازیابد.
۱۹۰. راکی (Rocky)

- سال انتشار: ۱۹۷۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۰
راکی بالبوآ با بازی سیلوستر استالونه، بوکسوری آماتور و نهچندان باهوش در فیلادلفیا است که روزگارش را با شرخری برای یک نزولخوار میگذراند و شبها در باشگاههای کوچک و کثیف مبارزه میکند. زندگی او زمانی زیرورو میشود که آپولو کرید، قهرمان سنگینوزن جهان، تصمیم میگیرد برای نمایش تبلیغاتی، به یک بوکسور گمنام شانس مبارزه برای قهرمانی بدهد و قرعه به نام راکی میافتد. راکی میداند که شانس پیروزی ندارد، اما تصمیم میگیرد تمام توانش را بگذارد تا فقط پانزده راند دوام بیاورد و ثابت کند که تفالهی اجتماع نیست. در کنار تمرینات سخت و دویدنهای معروفش روی پلههای موزه، او رابطهای عاشقانه و خجالتی را با آدرین، دختر گوشهگیر فروشگاه حیوانات خانگی آغاز میکند که به او انگیزه مبارزه میدهد.
۱۹۱. داستان توکیو (Tokyo Story)

- سال انتشار: ۱۹۵۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
یک زوج سالخورده که در روستایی دورافتاده در ژاپن زندگی میکنند، تصمیم میگیرند برای دیدن فرزندانشان که حالا بزرگ شدهاند، به توکیو سفر کنند. اما وقتی به شهر شلوغ و صنعتی میرسند، متوجه میشوند که فرزندانشان (یک پزشک و یک آرایشگر) آنقدر درگیر زندگی روزمره و مشکلات شخصی خود هستند که وقت و حوصلهای برای پذیرایی از آنها ندارند. بچهها مدام والدینشان را به یکدیگر پاس میدهند و حتی آنها را به یک مسافرخانه ارزان میفرستند تا از سر خود باز کنند. در این میان، تنها کسی که با مهربانی و احترام واقعی با این زوج پیر برخورد میکند، نوریکو با بازی ستسوکو هارا، عروس بیوهی آنهاست که شوهرش را در جنگ از دست داده و هیچ نسبت خونی با آنها ندارد. این فیلم روایتی آرام و غمانگیز از گسست نسلها و تنهایی در دوران پیری است.
۱۹۲. توتفرنگیهای وحشی (Wild Strawberries)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۸
پروفسور ایزاک بورگ با بازی ویکتور شوستروم، پزشک و استاد ۷۸ سالهای است که باید برای دریافت دکترای افتخاری به شهر لوند سفر کند. او مردی سرد، مقرراتی و خودخواه است که رابطهاش با خانواده و اطرافیانش تیره شده است. شب قبل از سفر، او کابوسی عجیب درباره مرگ خودش میبیند که او را آشفته میکند. ایزاک تصمیم میگیرد بهجای هواپیما، با ماشین شخصی و همراه عروسش سفر کند. در طول این سفر جادهای، او با دیدن مکانهای قدیمی و سوار کردن چند مسافر جوان، در خاطرات و رویاهای گذشته غرق میشود. او به یاد عشق دوران جوانیاش که او را ترک کرد و اشتباهاتی که باعث تنهایی امروزش شده میافتد. این سفر فیزیکی تبدیل به سفری درونی برای ایزاک میشود تا شاید قبل از مرگ، رستگاری و آرامش را پیدا کند.
۱۹۳. دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه (Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۶۳
جک اسپارو با بازی فراموشنشدنی جانی دپ، کاپیتان دزد دریایی عجیب و لنگروری است که کشتی محبوبش مروارید سیاه توسط کاپیتان باربوسای خیانتکار دزدیده شده است. باربوسا و خدمهاش به شهر پورت رویال حمله میکنند و فرماندار دختر، الیزابت سوان را میدزدند، زیرا او سکهای طلایی دارد که برای شکستن نفرینشان به آن نیاز دارند. ویل ترنر، آهنگری جوان که عاشق الیزابت است، جک اسپارو را از زندان آزاد میکند تا با هم الیزابت را نجات دهند. اما آنها نمیدانند که باربوسا و خدمهاش نفرین شدهاند؛ آنها در زیر نور ماه به اسکلتهای زنده تبدیل میشوند و هیچ گلوله یا شمشیری نمیتواند آنها را بکشد. جک باید با استفاده از هوش و حیلهگری خاص خودش، هم کشتیاش را پس بگیرد و هم در نبردی نابرابر با مردگان متحرک زنده بماند.
۱۹۴. مرد سوم (The Third Man)

- سال انتشار: ۱۹۴۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۷
هالی مارتینز با بازی جوزف کاتن، نویسنده رمانهای عامهپسند آمریکایی، به دعوت دوست قدیمیاش هری لایم به وین ویرانشدهی پس از جنگ جهانی دوم میآید. اما بهمحض ورود متوجه میشود که هری در یک تصادف رانندگی کشته شده است. هالی در مراسم خاکسپاری حاضر میشود و تصمیم میگیرد درباره مرگ مشکوک دوستش تحقیق کند. او متوجه تناقضاتی در روایت شاهدان میشود؛ دو نفر دیدهاند که بدن هری حمل میشده، اما سرایدار ساختمان اصرار دارد که مرد سومی هم در صحنه بوده است. تحقیقات هالی او را به سمت پلیس بریتانیا و معشوقه هری میکشاند و کمکم متوجه میشود که هری لایم با بازی اورسن ولز، آن انسان شریفی که فکر میکرد نبوده و درگیر تجارت سیاه داروی پنیسیلین فاسد بوده است که باعث مرگ کودکان زیادی شده است.
۱۹۵. مهاراجه (Maharaja)

- سال انتشار: ۲۰۲۴
- امتیاز کاربران: ۸.۵
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
مهاراجه با بازی درخشان ویجی ستوپاتی، آرایشگری کمحرف و آرام است که زندگیاش در دخترش و یک سطل زباله فلزی کهنه بهنام لاکشمی خلاصه میشود. روزی او به اداره پلیس میرود و گزارش میدهد که سطل زبالهاش دزدیده شده است. پلیسها ابتدا او را مسخره میکنند و فکر میکنند دیوانه شده، اما مهاراجه با رشوه دادن و اصرار عجیبش نشان میدهد که این سطل برایش ارزش حیاتی دارد. داستان با فلشبکهایی پیچیده به گذشته میرود و پرده از رازی هولناک برمیدارد. سطل زباله تنها نمادی از یک حادثه تراژیک در گذشته است که زندگی مهاراجه را نابود کرده. این فیلم یک تریلر انتقامی خشن و معمایی است که در آن مهاراجه برای اجرای عدالت و گرفتن انتقام از کسانی که به حریم خانهاش تجاوز کردهاند، تبدیل به انسانی بیرحم میشود.
۱۹۶. اسپاتلایت (Spotlight)

- سال انتشار: ۲۰۱۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۳
در سال ۲۰۰۱، روزنامه بوستون گلوب سردبیر جدیدی استخدام میکند که گروه تحقیقاتی ویژه روزنامه بهنام اسپاتلایت را مأمور میکند تا درباره ادعای سوءاستفاده جنسی یک کشیش محلی از کودکان تحقیق کنند. گروه روزنامهنگاران با بازی مارک رافلو، مایکل کیتون و ریچل مکآدامز، ابتدا فکر میکنند با یک پرونده کوچک روبهرو هستند. اما هرچه بیشتر جستجو میکنند و با قربانیان مصاحبه میکنند، متوجه ابعاد وحشتناک ماجرا میشوند. آنها درمییابند که این مسئله محدود به یک کشیش نیست، بلکه سیستمی گسترده از فساد و پنهانکاری در کلیسای کاتولیک بوستون وجود دارد که دهها کشیش متجاوز را با حمایت قانون و مقامات مذهبی از کلیسایی به کلیسای دیگر منتقل کرده است. آنها باید با فشار نهادهای قدرتمند بجنگند تا این حقیقت شوکهکننده را فاش کنند.
۱۹۷. جای بهیم (Jai Bhim)

- سال انتشار: ۲۰۲۱
- امتیاز کاربران: ۸.۷
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. راجاکانو و همسرش سنگانی، زوجی از یک قبیله فقیر و حاشیهنشین هستند که به کار شکار مار و کشاورزی مشغولاند. زندگی آنها زمانی نابود میشود که پلیس برای بستن پرونده یک سرقت جواهرات حلنشده، راجاکانو و چند نفر از بستگانش را بیدلیل دستگیر میکند. آنها در بازداشتگاه تحت شکنجههای وحشیانه قرار میگیرند تا اعتراف کنند. وقتی پلیس اعلام میکند که متهمان فرار کردهاند، سنگانی باردار و ناامید به سراغ وکیلی مبارز و انساندوست بهنام چاندرو با بازی سوریا میرود. چاندرو که تخصصش دفاع از حقوق مظلومان است، وکالت او را میپذیرد و وارد نبردی نابرابر با سیستم پلیس و قضایی فاسد میشود تا پرده از سرنوشت واقعی راجاکانو بردارد.
۱۹۸. نفرت (La haine)

- سال انتشار: ۱۹۹۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۸
فیلم ۲۴ ساعت از زندگی سه دوست جوان را در شهرکهای فقیرنشین و پرآشوب حومه پاریس بهتصویر میکشد. این سه نفر نمادی از اقلیتهای جامعه فرانسه هستند: وینز (یهودی) با بازی ونسان کسل، سعید (عرب) و هوبرت (سیاهپوست). پس از شورشهای خشونتآمیز شب گذشته که منجر به کما رفتن دوست مشترکشان توسط پلیس شده، وینز یک اسلحه گمشدهی پلیس را پیدا میکند. او که پر از خشم و نفرت است، قسم میخورد که اگر دوستش در بیمارستان بمیرد، یک پلیس را خواهد کشت. فیلم بهصورت سیاه و سفید، پرسه زدنهای بیهدف آنها را در خیابانها، درگیری با پلیس و تلاش برای ورود به مرکز شهر پاریس نشان میدهد. ساعت مثل یک بمب ساعتی تیکتاک میکند و تنش لحظهبهلحظه بیشتر میشود تا به پایانبندی تکاندهنده خود برسد.
۱۹۹. نابودگر (The Terminator)

- سال انتشار: ۱۹۸۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۴
در سال ۲۰۲۹، ماشینهای هوشمند تحت فرمان شبکه اسکاینت بر جهان مسلط شدهاند و در حال نابودی نسل بشر هستند. تنها امید انسانها، رهبری جان کانر است. ماشینها برای جلوگیری از شکست خود، یک ربات قاتل سایبورگ بهنام نابودگر (T-800) با بازی آرنولد شوارتزنگر را به سال ۱۹۸۴ میفرستند تا سارا کانر، مادر جان را پیش از بهدنیا آمدن پسرش بکشد. همزمان، انسانها نیز سربازی بهنام کایل ریس را برای محافظت از سارا به گذشته میفرستند. سارا کانر که یک پیشخدمت ساده است، ناگهان خود را هدف یک ماشین کشتار توقفناپذیر میبیند که احساس، درد و ترس ندارد و تا مأموریتش را انجام ندهد، متوقف نمیشود. کایل باید ضمن فرار از دست پلیس و نابودگر، سارا را زنده نگه دارد و او را برای آیندهای تاریک آماده کند.
۲۰۰. لبوفسکی بزرگ (The Big Lebowski)

- سال انتشار: ۱۹۹۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۱
جفری لبوفسکی که دوست دارد دود (Dude) صدایش کنند، مردی بیکار و بیخیال در لسآنجلس است که تمام زندگیاش در بولینگ بازی کردن با دوستانش و نوشیدن میگذرد. آرامش او زمانی بههم میریزد که چند اراذل و اوباش او را با یک میلیونر همنام خودش اشتباه میگیرند و روی فرش محبوب اتاقش ادرار میکنند. دود با بازی جف بریجز، فقط برای گرفتن غرامت فرش سراغ آن میلیونر میرود، اما ناخواسته وارد ماجرای پیچیده آدمربایی همسر میلیونر میشود. دوست صمیمی و عصبیاش والتر با بازی جان گودمن، که یک کهنهسرباز ویتنام است و همهچیز را به جنگ ربط میدهد، سعی میکند کمک کند اما نقشههای احمقانهاش فقط باعث دردسر بیشتر میشود. دود درگیر ماجراهایی عجیب با نیهیلیستهای آلمانی، یک هنرمند فمینیست و پلیس میشود.
۲۰۱. مهر هفتم (The Seventh Seal)

- سال انتشار: ۱۹۵۷
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۸
در قرون وسطی و زمان شیوع طاعون سیاه، شوالیهای بهنام آنتونیوس بلاک با بازی ماکس فون سیدو، خسته و پر از تردید از جنگهای صلیبی به خانه بازمیگردد. در ساحلی سنگی، او با تجسم مرگ که ردایی سیاه بر تن دارد روبهرو میشود. مرگ آمده تا جان او را بگیرد، اما شوالیه که ذهنش درگیر سوالاتی بیپاسخ درباره وجود خدا و معنای رنج انسان است، مرگ را به یک بازی شطرنج دعوت میکند تا زمان بخرد. تا زمانی که بازی ادامه دارد، شوالیه زنده میماند. او در طول سفرش به سمت خانه، با گروهی از بازیگران دورهگرد و مردمی که از ترس طاعون به جنون و خرافات کشیده شدهاند همراه میشود و تلاش میکند پیش از مات شدن در صفحه شطرنج، کاری معنادار انجام دهد.
۲۰۲. اشکها و لبخندها (The Sound of Music)

- سال انتشار: ۱۹۶۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۶۳
ماریا با بازی جولی اندروز، راهبهای جوان و پرانرژی در اتریش است که بهدلیل روحیهی آزادش نمیتواند با انضباط صومعه کنار بیاید. او بهعنوان معلم سرخانه به ویلای کاپیتان فونتراپ فرستاده میشود. کاپیتان با بازی کریستوفر پلامر، افسر سابق نیروی دریایی و مردی خشک و مقرراتی است که پس از مرگ همسرش، هفت فرزندش را مثل سرباز تربیت میکند و موسیقی و شادی را در خانه ممنوع کرده است. ماریا با مهربانی و موسیقی، روح زندگی را به این خانه برمیگرداند و نهتنها دل بچهها، بلکه قلب سنگی کاپیتان را هم بهدست میآورد. اما خوشبختی آنها با الحاق اتریش به آلمان نازی تهدید میشود. کاپیتان که مخالف سرسخت نازیهاست، برای پیوستن به نیروی دریایی آلمان احضار میشود و باید تصمیمی خطرناک برای نجات خانوادهاش بگیرد.
۲۰۳. اتاق (Room)

- سال انتشار: ۲۰۱۵
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۶
جوی نیوسام با بازی بری لارسون، هفت سال است که توسط مردی ربوده شده و در یک آلونک کوچک و بدون پنجره زندانی است. او در همین اسارت پسری پنجساله بهنام جک به دنیا آورده و بزرگ کرده است. برای جک، اتاق تمام جهان هستی است و مادرش به او گفته که هر چیزی بیرون از دیوارهای اتاق (که فقط در تلویزیون میبیند) خیالی است. جوی با تمام وجود تلاش میکند دنیایی امن برای پسرش بسازد، اما با بزرگتر شدن جک و بدتر شدن وضعیت روانی رباینده، میفهمد که دیگر نمیتوانند آنجا دوام بیاورند. او نقشهای بسیار خطرناک برای فرار طراحی میکند که اجرای آن کاملاً به شجاعت جک کوچک وابسته است؛ جک باید با دنیایی روبهرو شود که حتی باورش ندارد وجود خارجی داشته باشد.
۲۰۴. بهترین سالهای زندگی ما (The Best Years of Our Lives)

- سال انتشار: ۱۹۴۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۳
سه سرباز آمریکایی از سه نسل و طبقه مختلف، پس از پایان جنگ جهانی دوم به شهر کوچکشان بازمیگردند تا زندگی عادی را از سر بگیرند، اما متوجه میشوند که همهچیز تغییر کرده است. فرد با بازی دانا اندروز، افسر قهرمان نیروی هوایی است که حالا کاری جز فروشندگی پیدا نمیکند و در ازدواجش به مشکل خورده است. ال، بانکداری است که سعی دارد با مصرف الکل خاطرات جنگ را فراموش کند. اما تأثیرگذارترین داستان متعلق به هومر است؛ ملوانی که هر دو دستش را در جنگ از دست داده و با قلابهای فلزی به خانه برگشته است. او از ترحم خانوادهاش بیزار است و میترسد نامزدش دیگر او را نخواهد. فیلم روایتی صادقانه از تلاش این مردان برای پیوند دوباره با جامعهای است که آنها را قهرمان مینامد اما درکشان نمیکند.
۲۰۵. هتل رواندا (Hotel Rwanda)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۹
در سال ۱۹۹۴ و در جریان نسلکشی وحشتناک رواندا، تنشهای قومی میان هوتوها و توتسیها منجر به قتلعام میلیونها نفر میشود. پل روسساباجینا با بازی دان چیدل، مدیر هتل لوکس میل کولین است که خودش هوتو است اما همسرش توتسی. وقتی کشتار شروع میشود و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل عملاً کاری نمیکنند، پل تصمیم میگیرد هتل را به پناهگاهی برای بیش از هزار پناهجوی بیپناه تبدیل کند. او که هیچ سلاحی ندارد، تنها با استفاده از هوش، رشوه دادن به ژنرالها، پذیرایی با مشروبات الکلی و تماسهای دیپلماتیک، سعی میکند ارتش خشمگین و شبهنظامیان را پشت دروازههای هتل نگه دارد. پل هر روز باید بندبازی مرگباری انجام دهد تا جان خانواده و پناهندگانش را در میان دریایی از خون و جنون نجات دهد.
۲۰۶. جوخه (Platoon)

- سال انتشار: ۱۹۸۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۲
کریس تیلور با بازی چارلی شین، دانشجوی جوانی است که تحصیل را رها کرده و داوطلبانه به جنگ ویتنام میرود. او خیلی زود متوجه میشود که جنگ آن چیزی نیست که تصور میکرد. در میان رطوبت کشنده جنگل و نبردهای نامرئی با ویتکنگها، کریس وارد جوخهای میشود که درگیر جنگ داخلی شده است. دو گروهبان با دیدگاههای متضاد بر جوخه تسلط دارند: گروهبان بارنز با بازی تام برنجر، مردی زخمی و بیرحم که معتقد به خشونت مطلق است، و گروهبان الیاس با بازی ویلم دفو، که هنوز انسانیت و اخلاق را حفظ کرده است. کریس در نبرد میان خیر و شر درون خود سربازان گیر میافتد و میفهمد که در ویتنام، خطرناکترین دشمن همیشه در روبرو نیست، بلکه گاهی در کنار شما در سنگر نشسته است.
۲۰۷. پیش از غروب (Before Sunset)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۰
نه سال از شبی که جسی و سلین در وین با هم آشنا شدند و قول دادند شش ماه بعد همدیگر را ببینند، گذشته است. جسی با بازی ایتن هاک، حالا نویسندهای موفق است که داستان آن شب رویایی را در کتابش نوشته و برای تور معرفی کتاب به پاریس آمده است. سلین با بازی ژولی دلپی به دیدن او در کتابفروشی میآید. آنها متوجه میشوند که جسی فقط حدود یک ساعت تا پرواز برگشتش فرصت دارد. این دو نفر در کافهها و خیابانهای پاریس قدم میزنند و درباره زندگیشان در این نه سال صحبت میکنند؛ از ازدواج ناموفق جسی تا ناامیدیهای سلین. برخلاف فیلم اول، صحبتهایشان رنگ واقعیت و حسرت گرفته است. هرچه به زمان پرواز نزدیک میشوند، تنش عاطفی بیشتر میشود و باید تصمیم بگیرند که آیا باز هم فرصت را از دست بدهند یا نه.
۲۰۸. جنگیر (The Exorcist)

- سال انتشار: ۱۹۷۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۱
کریس مکنیل با بازی الن برستین، بازیگری است که متوجه تغییرات رفتاری وحشتناک در دختر ۱۲ سالهاش، ریگان میشود. ریگان شروع به زدن حرفهای رکیک میکند، صدایش تغییر میکند و قدرتی فراطبیعی پیدا میکند که تخت را میلرزاند. پس از اینکه پزشکان با انواع آزمایشهای دردناک از درمان او عاجز میمانند، کریس که مستأصل شده سراغ کلیسا میرود. پدر کاراس، کشیشی روانشناس که خود دچار تزلزل ایمان شده، با دیدن علائم تسخیر شدگی، درخواست کمک میکند. کلیسا پدر مرین با بازی ماکس فون سیدو، یک جنگیر باتجربه را میفرستد. این دو کشیش در اتاق سرد و تاریک ریگان، وارد نبردی مستقیم و فرساینده با شیطانی باستانی میشوند که جسم دخترک را تسخیر کرده و از نقطه ضعفها و گناهان کشیشها برای شکستن روحیه آنها استفاده میکند.
۲۰۹. هاچی: داستان یک سگ (Hachi: A Dog’s Tale)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۴۲
این فیلم بر اساس داستانی واقعی در ژاپن ساخته شده و روایتگر وفاداری بینظیر یک سگ است. پروفسور پارکر ویلسون با بازی ریچارد گر، در ایستگاه قطار یک توله سگ آکیتا را که گم شده پیدا میکند و به خانه میبرد. با وجود مخالفت اولیه همسرش، پیوندی عمیق بین آنها شکل میگیرد. هاچی هر روز صبح پارکر را تا ایستگاه قطار بدرقه میکند و عصرها سر ساعت ۵، روی سکوی جلوی ایستگاه منتظر بازگشت او میماند. اما یک روز، پارکر در کلاس درس دچار سکته قلبی میشود و هرگز بازنمیگردد. هاچی که مرگ را درک نمیکند، حاضر به ترک ایستگاه نیست. او بهمدت ۹ سال، هر روز در سرما و گرما، در همان نقطه همیشگی به انتظار مینشیند به امید اینکه دوست عزیزش از قطار پیاده شود.
۲۱۰. شتاب (Rush)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۴
در دهه ۱۹۷۰، رقابت مرگبار و نفسگیری میان دو راننده فرمول یک، جیمز هانت انگلیسی با بازی کریس همسورث و نیکی لودای اتریشی با بازی دانیل برول شکل میگیرد. این دو نفر قطب مخالف یکدیگرند؛ هانت پسری خوشگذران، بیپروا و جذاب است که با غریزه رانندگی میکند، در حالیکه لودا مردی منضبط، سرد و محاسبهگر است که تمام جزئیات فنی ماشین را تحلیل میکند. رقابت آنها در فصل ۱۹۷۶ به اوج میرسد، زمانی که لودا در پیست نوربرگرینگ آلمان و در هوایی بارانی، دچار تصادفی وحشتناک میشود و در آتش میسوزد. اما اراده آهنین لودا او را وادار میکند تا تنها چند هفته پس از سوختگی شدید و در حالیکه هنوز زخمهایش خونریزی میکند، به پیست بازگردد تا نگذارد رقیب دیرینهاش قهرمانی را بهسادگی تصاحب کند.
۲۱۱. جادوگر شهر اُز (The Wizard of Oz)

- سال انتشار: ۱۹۳۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۸
دوروتی گیل با بازی جودی گارلند، دختری نوجوان در مزرعهای در کانزاس است که آرزو دارد به جایی فراتر از رنگینکمان برود. وقتی گردبادی سهمگین خانهشان را از جا میکند، دوروتی و سگش توتو در سرزمین جادویی و رنگارنگ اُز فرود میآیند. او برای بازگشت به خانه، باید جادوگر بزرگ شهر زمرد را پیدا کند. در طول مسیر جاده آجری زرد، او با سه همراه عجیب آشنا میشود: مترسکی که مغز میخواهد، مرد حلبی که قلب میخواهد و شیر بزدلی که دنبال شجاعت است. این گروه دوستانه باید با هم از جنگلهای خطرناک عبور کنند و با جادوگر خبیث غرب که بهدنبال کفشهای قرمز جادویی دوروتی است، مقابله کنند تا شاید جادوگر بزرگ آرزوهایشان را برآورده کند.
۲۱۲. مصائب ژاندارک (The Passion of Joan of Arc)

- سال انتشار: ۱۹۲۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
این شاهکار سینمای صامت، روایتی تکاندهنده از محاکمه تاریخی ژاندارک در سال ۱۴۳۱ است. ژاندارک با بازی فراموشنشدنی رنی فالکونتی، دختر روستایی جوانی است که ادعا میکند از سوی خداوند مأموریت یافته تا فرانسه را نجات دهد، اما حالا توسط دادگاه کلیسایی وابسته به انگلستان به کفرگویی متهم شده است. فیلم بهجای نمایش صحنههای جنگی، تمام تمرکز خود را بر چهره رنجکشیده ژاندارک و نگاههای خشن و تمسخرآمیز قاضیان و زندانبانان میگذارد. دوربین با کلوزآپهای شدید، اشکها، ترس و ایمان تزلزلناپذیر او را ثبت میکند. ژاندارک زیر فشار روانی شدید بازجویان که میخواهند او را وادار به انکار گفتههایش کنند، مقاومت میکند و قدمبهقدم بهسوی سرنوشت تراژیک خود در آتش پیش میرود.
۲۱۳. کنارم بمان (Stand by Me)

- سال انتشار: ۱۹۸۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۷۵
چهار پسربچه ۱۲ ساله در تابستان سال ۱۹۵۹ در شهر کوچکی در اورگان، تصمیم میگیرند برای پیدا کردن جسد پسری همسن خودشان که گفته میشود در کنار ریل قطار مرده است، راهی سفری ماجراجویانه شوند. گوری با بازی ویل ویتون، پسری حساس و داستاننویس است که با غم مرگ برادر بزرگترش دستوپنج نرم میکند. کریس با بازی ریور فینیکس، رهبر گروه است که سعی دارد از برچسب خانواده خلافکارش فرار کند. تدی و ورن هم هرکدام مشکلات خاص خود را دارند. این پیادهروی طولانی در امتداد ریل راهآهن، بهانهای میشود تا آنها درباره ترسها، امیدها و مشکلات خانوادگیشان صحبت کنند. در پایان این سفر دو روزه، آنها نهتنها با مرگ روبهرو میشوند، بلکه معنای واقعی دوستی و پایان دوران کودکی را درک میکنند.
۲۱۴. پدرم و پسرم (My Father and My Son)

- سال انتشار: ۲۰۰۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
صادق با بازی فیکرت کوشکان، جوانی سرکش است که سالها پیش برخلاف میل پدرش مزرعه خانوادگی را ترک کرد تا در دانشگاه خبرنگاری بخواند و در فعالیتهای سیاسی چپگرا شرکت کند. پس از کودتای ۱۹۸۰ ترکیه، او همسرش را هنگام زایمان از دست میدهد و خودش نیز شکنجه و زندانی میشود. سالها بعد، صادق که سلامتیاش را از دست داده، با پسر کوچکش دنیز به روستای پدری بازمیگردد تا پسرش را به خانواده بسپارد. حسین با بازی چتین تکیندور، پدربزرگ خشمگین و سنتی، هنوز پسرش را نبخشیده است. اما ورود دنیز کوچک با سوالات و شیرینزبانیهای کودکانهاش، دیوارهای سکوت و کینه را در خانه میشکند. این فیلم ترکیهای، روایتی پراحساس از شکاف نسلها و تلاش برای بخشش پیش از آنکه دیر شود است.
۲۱۵. نبرد الجزیره (The Battle of Algiers)

- سال انتشار: ۱۹۶۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۶
در اواسط دهه ۵۰ میلادی، مردم الجزایر برای رهایی از استعمار فرانسه دست به مبارزه مسلحانه میزنند. فیلم با سبکی مستندگونه و واقعگرایانه، نبرد میان جبهه آزادیبخش ملی (FLN) و چتربازان ارتش فرانسه را در کوچه پسکوچههای پیچدرپیچ قصبه (Casbah) نشان میدهد. علی لاپوئانت، خلافکاری سابقهدار است که به یکی از رهبران جنبش مقاومت تبدیل میشود و عملیات چریکی و بمبگذاری علیه فرانسویها را سازماندهی میکند. در مقابل، سرهنگ متیو، فرمانده باهوش و خونسرد فرانسوی، مأموریت دارد به هر قیمتی، حتی با استفاده از شکنجه سیستماتیک، هسته مرکزی مقاومت را نابود کند. فیلم بدون جانبداری احساسی، چرخه خشونت را نشان میدهد؛ جایی که تروریسم انقلابیون و شکنجهگری استعمارگران در تقابلی خونین قرار میگیرند.
۲۱۶. کنیز (The Handmaiden)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۴
در کره دهه ۱۹۳۰ که تحت اشغال ژاپن است، سوک-هی با بازی کیم ته-ری، دختری جیببر و فقیر است که توسط یک کلاهبردار حرفهای که خود را کنت فوجیوارا مینامد، استخدام میشود. نقشه کنت این است که سوک-هی بهعنوان خدمتکار وارد عمارت بانوی ثروتمند و منزوی ژاپنی، بانو هیدکو با بازی کیم مین-هی شود. سوک-هی باید اعتماد بانو را جلب کند و او را راضی کند تا با کنت ازدواج کند. پس از ازدواج، کنت قصد دارد هیدکو را دیوانه جا بزند و به تیمارستان بفرستد تا ثروتش را تصاحب کند. اما اوضاع طبق نقشه پیش نمیرود، زیرا رابطهای عاطفی و پیچیده میان خدمتکار و بانو شکل میگیرد و مشخص میشود که در این عمارت مرموز، هیچکس آن چیزی نیست که تظاهر میکند و نقشههایی تو در تو در جریان است.
۲۱۷. شبکه (Network)

- سال انتشار: ۱۹۷۶
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۳
هاوارد بیل با بازی پیتر فینچ، گوینده قدیمی اخبار تلویزیون است که بهدلیل کاهش آمار بینندگان، اخراج میشود. او در آخرین برنامهاش روی آنتن زنده اعلام میکند که هفته آینده در همان ساعت خودکشی خواهد کرد. این حرف جنجالی باعث شوک مدیران میشود، اما وقتی او در برنامه بعدی فریاد میزند من تا خرخره عصبانیام و دیگه تحمل نمیکنم!، آمار بینندگان ناگهان منفجر میشود. دایانا کریستنسن با بازی فی داناوی، مدیر برنامهریزی بیرحم و جاهطلب شبکه، تصمیم میگیرد از جنون هاوارد سوءاستفاده کند و او را به یک پیامبر خشمگین تلویزیونی تبدیل کند تا پول پارو کند. فیلم هجویهای تند و تیز درباره قدرت مخرب رسانههاست که چگونه حقیقت و انسانیت را فدای سرگرمی و سود بیشتر میکنند.
۲۱۸. دار و دستههای واسیپور (Gangs of Wasseypur)

- سال انتشار: ۲۰۱۲
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: ۸۹
این حماسه جنایی هندی، داستان انتقام خونین بین دو خانواده را طی سه نسل و بیش از شش دهه در شهر واسیپور روایت میکند؛ منطقهای که معادن ذغالسنگ بر آن حکومت میکنند. سردار خان با بازی مانوج باجپایی، پسر کسی است که توسط سیاستمدار و رئیس مافیای قدرتمند، رامادیر سینگ کشته شده است. سردار سوگند میخورد که موهای سرش را بلند نکند تا زمانی که انتقام پدرش را بگیرد. او با روشهای خشن و حیلهگرانه امپراتوری جنایی خود را میسازد و جنگی بیپایان را با سینگ آغاز میکند. این دشمنی به پسران سردار، بهویژه فیصل خان با بازی نوازالدین صدیقی که جوانی معتاد و بهظاهر بیعرضه است، ارث میرسد. فیلم ترکیبی از خشونت عریان، دیالوگهای تند و موسیقی محلی است.
۲۱۹. خوشههای خشم (The Grapes of Wrath)

- سال انتشار: ۱۹۴۰
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۶
تام جود با بازی هنری فوندا، پس از گذراندن چهار سال زندان به مزرعه خانوادگیاش در اوکلاهاما بازمیگردد، اما متوجه میشود که خانوادهاش همهچیز را از دست دادهاند. طوفانهای شن و مکانیزه شدن کشاورزی در دوران رکود بزرگ، باعث شده بانکها زمینهای کشاورزان را مصادره کنند. خانواده جود وسایل اندک خود را بار یک کامیون قراضه میکنند و راهی سفری طولانی در جاده ۶۶ بهسوی کالیفرنیا میشوند، جایی که شنیدهاند کار فراوان است. اما سفر پر از سختی، مرگ و تحقیر است. وقتی به کالیفرنیا میرسند، بهجای بهشت موعود، با اردوگاههای فقیرانه، دستمزدهای ناچیز و رفتار خشن مردم محلی و پلیس روبهرو میشوند. تام در این مسیر دردناک، از یک پسر روستایی ساده به یک مرد آگاه تبدیل میشود که علیه بیعدالتی میایستد.
۲۲۰. دریشیام (Drishyam)

- سال انتشار: ۲۰۱۵
- امتیاز کاربران: ۸.۲
- امتیاز منتقدان: (ثبتنشده)
ویجی سالگانکار با بازی اجی دیوگن، مردی ساده و خانوادهدوست است که سواد زیادی ندارد، اما عاشق سینماست و تمام درسهای زندگیاش را از تماشای فیلمها یاد گرفته است. زندگی آرام او زمانی به کابوس تبدیل میشود که پسر رئیس پلیس منطقه، ناپدید میشود و انگشت اتهام بهسمت خانواده ویجی میرود. در واقع، خانواده او در یک حادثه ناخواسته درگیر مرگ آن پسر شدهاند. ویجی تصمیم میگیرد با استفاده از هوش سرشار و ترفندهایی که در فیلمهای جنایی دیده، برای خانوادهاش یک داستان بینقص و مدارک جعلی بسازد تا ثابت کند در زمان وقوع جرم، آنها جای دیگری بودهاند. او وارد بازی موشوگربهای نفسگیر با پلیس میشود که تمام قدرت و ابزارش را برای شکستن مقاومت این مرد معمولی به کار میگیرد.
۲۲۱. بودن یا نبودن (To Be or Not to Be)

- سال انتشار: ۱۹۴۲
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۸۶
در لهستان سال ۱۹۳۹ و درست قبل از اشغال توسط نازیها، یک گروه تئاتر در ورشو مشغول تمرین نمایش هستند. یوزف تورا با بازی جک بنی و همسرش ماریا، ستارههای این گروه هستند. وقتی جنگ شروع میشود، یک جاسوس نازی قصد دارد لیستی از نامهای اعضای مقاومت لهستان را به گشتاپو تحویل دهد. بازیگران تئاتر تصمیم میگیرند از تنها مهارتی که دارند برای نجات کشورشان استفاده کنند: بازیگری. آنها با پوشیدن لباسهای نازی و گریمهای حرفهای، سعی میکنند جاسوس و فرماندهان آلمانی را فریب دهند. یوزف تورا مجبور میشود نقشهای خطرناکی، از جمله نقش خود هیتلر یا فرمانده گشتاپو را بازی کند. یک اشتباه کوچک در دیالوگ یا لرزش صدا میتواند باعث لو رفتن و مرگ همه آنها شود. این فیلم کمدی سیاه، اوج ترکیب طنز و هیجان است.
۲۲۲. سونات پاییزی (Autumn Sonata)

- سال انتشار: ۱۹۷۸
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۰
شارلوت با بازی درخشان اینگرید برگمن، پیانیست مشهور و جهانی است که پس از هفت سال دوری، تصمیم میگیرد به دیدن دخترش اوا با بازی لیو اولمان برود. اوا که با همسر کشیش خود در خانهای روستایی و آرام زندگی میکند، سعی دارد محیطی گرم برای مادرش فراهم کند. اما لبخندها و تعارفات اولیه خیلی زود رنگ میبازند. در طول شبی طولانی و دردناک، مادر و دختر سفره دلشان را باز میکنند و زخمهای کهنه سر باز میکنند. اوا مادرش را متهم میکند که همیشه هنر و شهرت را به فرزندانش ترجیح داده و با بیتوجهی و خودخواهی، کودکی او و خواهر معلولش را نابود کرده است. این فیلم اینگمار برگمان، روانکاوی عمیق و بیرحمانهای از رابطه مادر و فرزندی است که در آن موسیقی شوپن به ابزاری برای جنگ روانی تبدیل میشود.
۲۲۳. ده فرمان (Dekalog)

- سال انتشار: ۱۹۸۹
- امتیاز کاربران: ۹.۰
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
این اثر در واقع مجموعهای از ده فیلم یکساعته است که هرکدام در یک مجتمع آپارتمانی بزرگ و دلگیر در ورشو لهستان میگذرند. داستانها اگرچه مستقل هستند، اما شخصیتهایشان گاهی در پسزمینه قسمتهای دیگر دیده میشوند. هر قسمت بهطور غیرمستقیم و مدرن به یکی از ده فرمان مذهبی میپردازد، اما نه بهشکل نصیحتگونه؛ بلکه با قرار دادن شخصیتها در موقعیتهای اخلاقی پیچیده و دشوار. ماجراها شامل پدری که به کامپیوتر اعتماد مطلق دارد، پزشکی که باید درباره سقط جنین یک زن تصمیم بگیرد، و جوانی که مرتکب قتل میشود، است. این مجموعه زندگی روزمره و خاکستری ساکنان این ساختمان را نشان میدهد که هرکدام با وجدان، تنهایی و انتخابهای سرنوشتساز خود دستوپنج نرم میکنند.
۲۲۴. پسرانگی (Boyhood)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
این فیلم منحصربهفرد، طی ۱۲ سال واقعی با همان بازیگران فیلمبرداری شده است تا رشد طبیعی یک پسربچه بهنام میسون با بازی الار کولترین را از ۶ تا ۱۸ سالگی نشان دهد. داستان هیچ گرهی دراماتیک عجیب یا انفجاری ندارد، بلکه مجموعهای از لحظات معمولی زندگی است: دعواهای خواهر و برادری، طلاق والدین، جابهجایی خانه، ناپدریهای جدید، اولین عشق و رفتن به کالج. مادر میسون با بازی پاتریشیا آرکت و پدرش با بازی ایتن هاک، هرکدام سعی میکنند با چالشهای زندگی خودشان کنار بیایند و در عین حال فرزندانشان را بزرگ کنند. بیننده بهشکل واقعی شاهد تغییر چهره، صدا و دیدگاه میسون نسبت به جهان است که چطور از یک کودک کنجکاو به مردی جوان تبدیل میشود.
۲۲۵. سه رنگ: قرمز (Three Colors: Red)

- سال انتشار: ۱۹۹۴
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
ولنتاین با بازی ایرن ژاکوب، مدل جوانی است که در ژنو زندگی میکند. او شبی با ماشینش با یک سگ تصادف میکند و برای پیدا کردن صاحبش، به خانه مردی بازنشسته و منزوی میرود. این مرد با بازی ژان-لویی ترنتینیان، یک قاضی سابق است که رفتاری سرد و بدبینانه دارد و وقتش را با شنود غیرقانونی مکالمات تلفنی همسایگانش میگذراند. ولنتاین ابتدا از رفتار غیراخلاقی قاضی شوکه میشود، اما بهمرور کنجکاوی و گفتگوهای آنها باعث شکلگیری ارتباطی عجیب و عمیق میان این دو انسان متفاوت میشود. همزمان، داستان یک دانشجوی حقوق جوان که در همسایگی ولنتاین زندگی میکند و شباهتهای عجیبی به جوانی قاضی دارد، بهموازات داستان اصلی پیش میرود تا سرنوشت همه در یک حادثه دریایی بههم گره بخورد.
۲۲۶. بدنام (Notorious)

- سال انتشار: ۱۹۴۶
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۱۰۰
آلیشیا هوبرمن با بازی اینگرید برگمن، دختر یک جاسوس نازی است که پس از محکومیت پدرش، توسط مأمور دولت آمریکا، تی.آر. دولین با بازی کری گرانت، استخدام میشود. مأموریت او این است که به برزیل برود و به گروهی از نازیهای فراری که در آنجا مخفی شدهاند نفوذ کند. آلیشیا باید با الکس سباستین، یکی از دوستان قدیمی پدرش ازدواج کند تا بتواند اطلاعات کسب کند. دولین که عاشق آلیشیا شده، مجبور است او را به سمت این ازدواج خطرناک سوق دهد. آلیشیا در عمارت سباستین متوجه میشود که کلید حل معما در سرداب شراب و بطریهای مرموزی است که حاوی شراب نیستند. او باید در محیطی پر از سوءظن و زیر نگاه مادر کنترلگر سباستین، مدارک لازم را پیدا کند.
۲۲۷. زنگ تفریح (Playtime)

- سال انتشار: ۱۹۶۷
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۹
موسیو اولو با بازی ژاک تاتی، مردی ساده و قدیمی با پالتوی بلند و پیپ، وارد پاریسی میشود که کاملاً تغییر کرده و به شهری مدرن با آسمانخراشهای شیشهای، خیابانهای تو در تو و تکنولوژیهای گیجکننده تبدیل شده است. او برای یک قرار کاری به ساختمانی اداری میرود اما در راهروهای هزارتو مانند و آسانسورهای عجیب گم میشود. فیلم دیالوگ بسیار کمی دارد و داستان خطی مشخصی را دنبال نمیکند، بلکه مجموعهای از موقعیتهای طنزآمیز درباره برخورد انسان با دنیای مدرن و ماشینی است. اوج ماجرا در یک رستوران گرانقیمت رخ میدهد که تازه افتتاح شده و هنوز آماده نیست؛ جایی که همهچیز از دکوراسیون تا سرویسدهی فرو میریزد و فضا به یک هرجومرج شاد و دیوانهوار تبدیل میشود.
۲۲۸. مهتاب (Moonlight)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۷.۴
- امتیاز منتقدان: ۹۹
داستان زندگی شایرون، پسری سیاهپوست در محلههای فقیرنشین و خشن میامی را در سه مقطع زمانی (کودکی، نوجوانی و بزرگسالی) روایت میکند. شایرون که کودکی کمحرف و درونگراست، بهدلیل تفاوتهایش مدام مورد آزار همسنوسالانش قرار میگیرد و در خانه نیز با مادری معتاد دستوپنج نرم میکند. او پناهگاهی امن نزد خوآن با بازی ماهرشالا علی، یک فروشنده مواد مخدر که برایش نقش پدر را ایفا میکند، مییابد. خوآن به او شنا کردن و ایستادگی را یاد میدهد. با گذشت زمان، شایرون سعی میکند هویت و تمایلات درونی خود را کشف کند و با فشارهای محیطی که میخواهد از او مردی خشن بسازد، کنار بیاید. داستان بر لحظات سکوت، نگاهها و یک دوستی خاص با پسری بهنام کوین تمرکز دارد.
۲۲۹. خانم ناپدید میشود (The Lady Vanishes)

- سال انتشار: ۱۹۳۸
- امتیاز کاربران: ۷.۷
- امتیاز منتقدان: ۹۸
در قطاری که از کشوری خیالی در اروپا بهسمت انگلستان میرود، مسافران بهدلیل بهمن مجبور به توقف میشوند. آیریس هندرسون، دختر جوان بریتانیایی، در هتل با پیرزنی مهربان بهنام خانم فروی آشنا میشود. پس از سوار شدن به قطار، آیریس ضربهای به سرش میخورد و خانم فروی از او مراقبت میکند. اما پس از اینکه آیریس بیدار میشود، خانم فروی ناپدید شده است. وحشتناکتر اینکه تمام مسافران دیگر ادعا میکنند که اصلاً چنین پیرزنی را ندیدهاند و آیریس دچار توهم شده است. آیریس که به عقل خودش شک کرده، با کمک گیلبرت، یک نوازنده موسیقیدان، شروع به جستجو در کوپههای قطار میکند. آنها متوجه میشوند که ناپدید شدن پیرزن بخشی از یک توطئه جاسوسی بینالمللی است که همه در آن دست دارند.
۲۳۰. منچستر از کنار دریا (Manchester by the Sea)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۶
لی چندلر با بازی کیسی افلک، مردی ساکت و منزوی است که بهعنوان سرایدار در بوستون کار میکند و از هرگونه ارتباط اجتماعی پرهیز دارد. پس از مرگ ناگهانی برادر بزرگترش جو، لی متوجه میشود که قیمومیت برادرزاده ۱۶ سالهاش، پاتریک، به او سپرده شده است. او مجبور میشود به زادگاهش، شهر ساحلی منچستر بازگردد؛ جایی که سالها پیش بهدلیل یک تراژدی وحشتناک و غیرقابل جبران که زندگیاش را نابود کرد، از آنجا فرار کرده بود. لی تلاش میکند مسئولیتهای جدیدش را در قبال پاتریک نوجوان که نمیخواهد دوستان و زندگیاش را رها کند، انجام دهد. اما حضور در آن شهر و روبهرو شدن با همسر سابقش رندی با بازی میشل ویلیامز، زخمهای کهنهی او را دوباره باز میکند.
۲۳۱. شبکه اجتماعی (The Social Network)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۵
در سال ۲۰۰۳، مارک زاکربرگ با بازی جسی آیزنبرگ، دانشجوی نابغه دانشگاه هاروارد، پس از اینکه توسط دوستدخترش طرد میشود، در یک شب وبسایتی برای رتبهبندی دختران دانشگاه میسازد که سرورهای دانشگاه را از کار میاندازد. این ایده توجه دوقلوهای وینکلواس را جلب میکند تا روی پروژهای مشابه کار کنند، اما مارک با همکاری بهترین دوستش ادواردو ساورین با بازی اندرو گارفیلد، مسیر خودش را میرود و فیسبوک را خلق میکند. با گسترش سریع سایت و ورود شان پارکر (خالق نپستر)، اختلافات میان مارک و ادواردو بالا میگیرد. فیلم از طریق جلسات حقوقی و بازخوانی پروندههای شکایت، نشان میدهد که چگونه ساخت بزرگترین شبکه ارتباطی جهان، منجر به قطع ارتباط مارک با تنها دوست واقعیاش و خیانتهای شخصی شد.
۲۳۲. پرتره بانویی در آتش (Portrait of a Lady on Fire)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۸.۱
- امتیاز منتقدان: ۹۵
در اواخر قرن هجدهم، ماریان با بازی نومی مرلان، نقاشی جوان است که به جزیرهای دورافتاده در بریتانی فرانسه فرستاده میشود. مأموریت او کشیدن پرترهای از الوئیز با بازی ادل انل است تا این نقاشی برای نامزد نادیدهاش در میلان فرستاده شود. اما الوئیز که مایل به این ازدواج اجباری نیست، از ژست گرفتن برای نقاشان قبلی خودداری کرده است. ماریان خود را بهعنوان همدم و ندیمه معرفی میکند تا روزها با الوئیز قدم بزند و چهره او را به ذهن بسپارد و شبها مخفیانه نقاشی را کامل کند. در طول این پیادهرویهای طولانی در سواحل صخرهای و نگاههای دزدکی، رابطهای عاطفی و عمیق میان نقاش و سوژه شکل میگیرد؛ عشقی که هر دو میدانند با پایان نقاشی، به پایان خواهد رسید.
۲۳۳. عشق (Amour)

- سال انتشار: ۲۰۱۲
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۹۵
ژرژ و آن، زوجی هشتادساله و معلم بازنشسته موسیقی هستند که سالها با عشق و احترام در آپارتمانی در پاریس زندگی کردهاند. زندگی آرام آنها زمانی دگرگون میشود که آن دچار سکته مغزی میشود و نیمی از بدنش فلج میگردد. ژرژ با بازی ژان-لویی ترنتینیان، قول میدهد که او را به خانه سالمندان نفرستد و خودش در خانه از او مراقبت کند. با بدتر شدن وضعیت جسمی و ذهنی آن، فشار روانی و فیزیکی زیادی بر ژرژ وارد میشود. دخترشان که خود درگیر مشکلات زندگی است، گاهی به دیدنشان میآید اما درک درستی از وضعیت ندارد. فیلم تماماً در فضای بسته آپارتمان میگذرد و روایتی واقعگرایانه از تعهد، پیری و چالشهای دردناک مراقبت از عزیزی است که ذرهذره در حال خاموش شدن است.
۲۳۴. دانکرک (Dunkirk)

- سال انتشار: ۲۰۱۷
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۴
در اوایل جنگ جهانی دوم، ۴۰۰ هزار سرباز بریتانیایی و فرانسوی در ساحل دانکرک توسط ارتش آلمان محاصره شدهاند. دریا در روبرو و دشمن در پشت سر آنهاست. فیلم این واقعه را از سه زاویه دید مختلف روایت میکند: زمین، دریا و هوا. در خشکی، سرباز جوانی بهنام تامی با بازی فیون وایتهد سعی میکند به هر قیمتی سوار کشتیهای نجات شود. دریا، مردی غیرنظامی بهنام آقای داوسون با قایق تفریحی کوچک خود بهسمت منطقه جنگی میرود تا سربازان را نجات دهد. در هوا، خلبانی بهنام فاریر با بازی تام هاردی با سوخت محدود سعی میکند از نیروهای ساحلی در برابر بمبافکنهای آلمانی محافظت کند. زمان برای هرکدام متفاوت میگذرد، اما سرنوشت همه آنها در لحظه تخلیه نیروها بههم گره میخورد.
۲۳۵. مرد ایرلندی (The Irishman)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۴
فرانک شیرن با بازی رابرت دنیرو، راننده کامیونی است که در دهه ۱۹۵۰ با راسل بوفالینو با بازی جو پشی، یکی از سران مافیا آشنا میشود و بهعنوان آدمکش و محافظ وارد دنیای تبهکاران میشود. فرانک پلههای ترقی را طی میکند و به جیمی هوفا با بازی آل پاچینو، رئیس قدرتمند اتحادیه کامیونداران آمریکا نزدیک میشود. هوفا که ارتباطات گستردهای با مافیا و سیاستمداران دارد، به یکی از قدرتمندترین مردان کشور تبدیل میشود. فیلم طی چندین دهه، وفاداری، خیانت و خشونت در دنیای جنایتکاران را نشان میدهد و به معمای ناپدید شدن جیمی هوفا میپردازد. فرانک که حالا پیرمردی تنها در خانه سالمندان است، زندگی خود را مرور میکند و از نقشش در حوادثی میگوید که تاریخ آمریکا را تغییر داد.
۲۳۶. زندگیهای گذشته (Past Lives)

- سال انتشار: ۲۰۲۳
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۴
نورا و هه-سونگ، دو همکلاسی و دوست صمیمی در سئول هستند که رابطهای عمیق و کودکانه دارند. اما وقتی خانواده نورا به کانادا مهاجرت میکنند، این ارتباط قطع میشود. دوازده سال بعد، نورا با بازی گرتا لی که حالا در نیویورک نمایشنامهنویس است، از طریق اینترنت دوباره هه-سونگ را پیدا میکند. آنها ساعتها تصویری با هم صحبت میکنند، اما دوری مسافت و اهداف متفاوت زندگی باعث میشود دوباره ارتباطشان قطع شود. دوازده سال دیگر میگذرد و هه-سونگ با بازی تئو یو تصمیم میگیرد برای دیدن نورا به نیویورک بیاید، در حالیکه نورا حالا ازدواج کرده است. دیدار این دو نفر پس از ۲۴ سال، آنها را با احساسات سرکوبشده، مفهوم سرنوشت (این-یون) و انتخابهایی که مسیر زندگیشان را تغییر داده، روبهرو میکند.
۲۳۷. مرا با نامت صدا کن (Call Me by Your Name)

- سال انتشار: ۲۰۱۷
- امتیاز کاربران: ۷.۸
- امتیاز منتقدان: ۹۴
در تابستان سال ۱۹۸۳ در شمال ایتالیا، الیو پرلمن با بازی تیموتی شالامی، پسری ۱۷ ساله و باهوش است که روزهایش را با مطالعه، نواختن پیانو و شنا میگذراند. پدرش استاد باستانشناسی است و طبق رسم هرساله، دانشجویی آمریکایی را برای شش هفته دستیاری به ویلای خود دعوت میکند. الیور با بازی آرمی همر، دانشجویی قدبلند و بااعتمادبهنفس وارد خانه آنها میشود. ابتدا ارتباط الیو و الیور سرد و همراه با کنایه است، اما بهمرور زمان در گردشهای طولانی زیر آفتاب ایتالیا و بحثهای روشنفکرانه، کششی عاطفی میان آنها شکل میگیرد. الیو در این تابستان کوتاه و پرحرارت، احساسات جدیدی را تجربه میکند که مسیر بلوغ و درک او از خودش را برای همیشه تغییر میدهد.
۲۳۸. لا لا لند (La La Land)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- امتیاز کاربران: ۸.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۴
میا با بازی اما استون، بازیگری جوان در لسآنجلس است که در کافهای کار میکند و مدام در تستهای بازیگری رد میشود. سباستین با بازی رایان گاسلینگ، پیانیست جاز است که آرزو دارد کلوب جاز خودش را باز کند اما مجبور است در رستورانها آهنگهای ساده بنوازد. این دو پس از چند برخورد تصادفی، عاشق هم میشوند و یکدیگر را برای رسیدن به رویاهایشان تشویق میکنند. اما با موفقیتهای اولیه، چالشهای جدیدی سر راهشان قرار میگیرد. سباستین برای پول درآوردن به یک گروه موسیقی پاپ میپیوندد که علاقهای به آن ندارد و میا مشغول نوشتن نمایشنامه تکنفرهاش میشود. آنها باید انتخاب کنند که آیا میتوانند همزمان هم عشقشان را حفظ کنند و هم به آرزوهای بزرگ شغلیشان برسند، یا اینکه موفقیت هزینهای سنگین دارد.
۲۳۹. دزدان فروشگاه (Shoplifters)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۹۳
اسامو شیباتا با بازی لیلی فرانکی و همسرش نوبویو، در خانهای کوچک و شلوغ در توکیو با مادربزرگ، خواهر نوبویو و پسری نوجوان زندگی میکنند. آنها خانوادهای فقیر هستند که برای گذران زندگی به حقوق بازنشستگی مادربزرگ و دزدیهای کوچک از فروشگاهها وابستهاند. یک شب سرد، اسامو دختربچهای کوچک و تنها را که آثار کبودی روی بدنش است در بالکن همسایه پیدا میکند و او را به خانه میآورد. با اینکه وضعیت مالیشان خوب نیست، تصمیم میگیرند دخترک را نگه دارند و مثل فرزند خودشان بزرگ کنند. این خانواده عجیب با عشق و صمیمیت کنار هم زندگی میکنند، اما وقوع یک حادثه پیشبینینشده باعث میشود پای پلیس به ماجرا باز شود و رازهای پنهان و شوکهکنندهای درباره نسبت واقعی اعضای خانواده فاش شود.
۲۴۰. ئی.تی. موجود فرازمینی (E.T. the Extra-Terrestrial)

- سال انتشار: ۱۹۸۲
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۹۲
یک سفینه فضایی در جنگلی نزدیک لسآنجلس فرود میآید، اما هنگام پرواز سریع، یکی از موجودات فضایی جا میماند. الیوت با بازی هنری توماس، پسربچهای ۱۰ ساله و تنها، این موجود عجیب و مهربان را در حیاط خانهشان پیدا میکند. الیوت او را به اتاقش میبرد و نامش را ئی.تی میگذارد. او موضوع را فقط به برادر و خواهرش میگوید و سعی میکند ئی.تی را از دید مادرش پنهان کند. ارتباطی تلهپاتیک و عاطفی بین الیوت و ئی.تی برقرار میشود، بهطوریکه احساسات و درد یکدیگر را حس میکنند. در حالیکه ئی.تی تلاش میکند وسیلهای برای تماس با سیارهاش بسازد، مأموران دولتی که رد سفینه را گرفتهاند، بهدنبال پیدا کردن و آزمایش روی او هستند و خانه الیوت را محاصره میکنند.
۲۴۱. سوختن (Burning)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- امتیاز کاربران: ۷.۵
- امتیاز منتقدان: ۹۰
لی جونگ-سو با بازی یو آه-این، نویسندهای جوان و پیک موتوری است که بهطور اتفاقی با دختری بهنام هائه-می که همسایه قدیمیشان بوده، برخورد میکند. هائه-می از او میخواهد که وقتی به سفر آفریقا میرود، مراقب گربهاش باشد. وقتی دختر برمیگردد، مردی ثروتمند و مرموز بهنام بن با بازی استیون ین را همراه خود میآورد که در سفر با او آشنا شده است. بن زندگی لوکسی دارد و تفریح عجیبی برای خودش دارد: او هر چند ماه یکبار گلخانههای پلاستیکی متروکه در روستاها را آتش میزند. پس از اینکه هائه-می ناگهان ناپدید میشود و هیچ خبری از او نمیشود، جونگ-سو که به بن مشکوک است، شروع به تعقیب او میکند و سعی میکند راز آتشسوزیها و ارتباط آن با گم شدن دختر را کشف کند.
۲۴۲. ماشین مرا بران (Drive My Car)

- سال انتشار: ۲۰۲۱
- امتیاز کاربران: ۷.۶
- امتیاز منتقدان: ۹۱
یوسوکه کافوکو با بازی هیدهتوشی نیشیجیما، بازیگر و کارگردان تئاتر است که دو سال پس از مرگ ناگهانی همسر نویسندهاش، هنوز نتوانسته با غم از دست دادن او کنار بیاید. او برای کارگردانی نمایش دایی وانیا اثر چخوف به جشنوارهای در هیروشیما دعوت میشود. مسئولان جشنواره طبق قوانین، رانندهای جوان و کمحرف بهنام میساکی را برای رانندگی ماشین ساب قرمز محبوب کافوکو استخدام میکنند. کافوکو که روی ماشینش حساس است و دوست دارد در حین رانندگی دیالوگ تمرین کند، ابتدا ناراضی است. اما در طول سفرهای روزانه طولانی بین محل اقامت و سالن تئاتر، گفتگویی آرام میان او و راننده شکل میگیرد. آنها بهتدریج رازهای دردناک گذشته و احساس گناه خود را برای هم بازگو میکنند و مرهمی برای زخمهای روحی یکدیگر میشوند.
۲۴۳. او (Her)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۸.۰
- امتیاز منتقدان: ۹۱
در آیندهای نهچندان دور در لسآنجلس، تئودور توامبلی با بازی پراحساس واکین فینیکس، مردی درونگرا و حساس است که شغلش نوشتن نامههای عاشقانه برای دیگران است، اما خودش در حال گذراندن مراحل سخت طلاق از همسرش است. تئودور برای رهایی از تنهایی، یک سیستم عامل هوشمند جدید با هوش مصنوعی پیشرفته خریداری میکند که خودش را سامانتا معرفی میکند (با صدای اسکارلت جوهانسون). سامانتا نهتنها یک دستیار صوتی، بلکه شخصیتی شوخ، باهوش و درککننده دارد که بهسرعت یاد میگیرد و رشد میکند. رابطهای عمیق و عاشقانه میان تئودور و این صدای بدون جسم شکل میگیرد. فیلم به شکلی لطیف و فلسفی به بررسی تنهایی انسان مدرن و ماهیت عشق میپردازد؛ اینکه آیا میتوان عاشق کسی شد که وجود فیزیکی ندارد؟
۲۴۴. تلما و لوییز (Thelma & Louise)

- سال انتشار: ۱۹۹۱
- امتیاز کاربران: ۷.۶
- امتیاز منتقدان: ۸۸
لوییز با بازی سوزان ساراندون، پیشخدمتی منظم و سختگیر است و دوست صمیمیاش تلما با بازی جینا دیویس، زنخانهداری سربههواست که زیر سلطه شوهر کنترلگرش زندگی میکند. این دو تصمیم میگیرند برای فرار از روزمرگی، یک سفر جادهای کوتاه و تفریحی با ماشین فورد تاندربرد لوییز بروند. اما توقف آنها در یک بار بینراهی برای رقص و تفریح، با وقوع یک حادثه خشونتآمیز و تلاش مردی برای تجاوز به تلما، به فاجعه تبدیل میشود. لوییز برای دفاع از دوستش مرد را میکشد و حالا این سفر تفریحی به یک فرار ناامیدانه از دست پلیس بهسمت مکزیک تبدیل میشود. در طول مسیر، این دو زن که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، طعم واقعی آزادی و قدرت را میچشند و پیوندی ناگسستنی میانشان شکل میگیرد.
۲۴۵. آنورا (Anora)

- سال انتشار: ۲۰۲۴
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۸۹
آنورا یا همان آنی با بازی درخشان مایکی مدیسون، یک کارگر جنسی جوان ازبک-آمریکایی در نیویورک است که شانس در خانهاش را میزند. او با ایوان، پسر خوشگذران و بیخیال یک الیگارش میلیاردر روسی آشنا میشود. ایوان که شیفته آنی شده، در یک سفر تفریحی به لاسوگاس بهصورت ناگهانی به او پیشنهاد ازدواج میدهد و آنی که فکر میکند داستان سیندرلا برایش تکرار شده، قبول میکند. اما وقتی والدین قدرتمند و ترسناک ایوان در روسیه از این ماجرا باخبر میشوند، سوار هواپیما میشوند تا شخصاً به نیویورک بیایند و این ازدواج را فسخ کنند. فیلم روایتی پرانرژی، خندهدار و همزمان پرتنش است که در آن رویای شیرین آنی با ورود نوچههای خانواده روسی و واقعیتهای تلخ اختلاف طبقاتی، بهسرعت به هرجومرج کشیده میشود.
۲۴۶. آبی گرمترین رنگ است (Blue Is the Warmest Color)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- امتیاز کاربران: ۷.۷
- امتیاز منتقدان: ۸۹
ادل با بازی ادل اگزارکوپولوس، دختری ۱۵ ساله و درونگراست که احساس میکند چیزی در زندگیاش کم است و نمیتواند با پسرها ارتباط عاطفی عمیقی برقرار کند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که در خیابان بهطور اتفاقی دختری با موهای آبیرنگ بهنام اما با بازی لئا سیدو را میبیند. این دیدار کوتاه، جرقهای در ذهن ادل روشن میکند. آنها دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و اما که دانشجوی هنر و نقاشی است، دنیای جدیدی از آزادی، هنر و عشق را به ادل نشان میدهد. فیلم با جزئیات دقیق و واقعگرایانه، سالهای بلوغ ادل و رابطه پرفرازونشیب این دو نفر را به تصویر میکشد؛ رابطهای که در آن عشق و وابستگی عمیق با تفاوتهای طبقاتی و فکری گره میخورد و آنها را با چالشهای دردناکی روبهرو میکند.
۲۴۷. بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار (Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- امتیاز کاربران: ۸.۰
- امتیاز منتقدان: ۸۵
در میان دریاچهای کوهستانی و بکر، صومعهای کوچک و چوبی شناور است که در آن راهبی پیر و خردمند بههمراه شاگرد خردسالش زندگی میکنند. فیلم در پنج فصل روایت میشود که هرکدام نمادی از مراحل زندگی انسان است. در فصل بهار، پسرک بازیگوش درسهایی درباره کارما و احترام به طبیعت میآموزد (زمانی که سنگی به ماهی میبندد). در تابستان، او که نوجوانی پرشور شده، با ورود دختری بیمار به صومعه، عشق و شهوت را تجربه میکند و استادش را ترک میکند. فصلها میگذرند و پسر که حالا مردی با کولهباری از گناه و خشم است، در پاییز به صومعه بازمیگردد تا نزد استادش (با بازی کارگردان فیلم، کیم کی-دوک) به آرامش برسد. این فیلم شعری تصویری درباره چرخه بیپایان زندگی، رنج و رستگاری است.
۲۴۸. سخنرانی پادشاه (The King’s Speech)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- امتیاز کاربران: ۸.۰
- امتیاز منتقدان: ۸۸
پرنس آلبرت با بازی کالین فرث، پسر پادشاه انگلستان است که از لکنت زبان شدید رنج میبرد و صحبت کردن در جمع برایش کابوس است. پس از مرگ پدرش و استعفای ناگهانی برادر بزرگترش از سلطنت، آلبرت با نام جرج ششم مجبور میشود تاجگذاری کند. این اتفاق در آستانه جنگ جهانی دوم رخ میدهد، زمانی که مردم بریتانیا بیش از هر وقت دیگری به صدای محکم و امیدبخش رهبرشان نیاز دارند. همسرش الیزابت، لیونل لوگ با بازی جفری راش، یک گفتاردرمانگر استرالیایی با روشهای عجیبوغریب را پیدا میکند. لیونل برخلاف پروتکلهای سلطنتی، با پادشاه مثل یک انسان معمولی رفتار میکند و سعی میکند ریشههای روانی لکنت او را پیدا کند. رابطهای دوستانه و غیرمنتظره بین پادشاه و درمانگر شکل میگیرد تا او را برای مهمترین سخنرانی زندگیاش آماده کند.
۲۴۹. بیچارگان (Poor Things)

- سال انتشار: ۲۰۲۳
- امتیاز کاربران: ۷.۹
- امتیاز منتقدان: ۸۷
بلا باکستر با بازی خیرهکننده اما استون، زنی جوان است که پس از خودکشی، توسط دانشمندی دیوانه و نابغه بهنام دکتر گادوین باکستر (که بلا او را خدا صدا میزند) به زندگی بازگردانده شده است. اما دکتر مغز نوزادی را در سر او قرار داده، بنابراین بلا زنی بالغ با ذهن یک کودک نوپاست که باید همهچیز را از صفر یاد بگیرد. او که تشنه کشف دنیا و تجربههای جدید است، با وکیلی خوشگذران بهنام دانکن ودربرن با بازی مارک رافلو فرار میکند و راهی سفری دیوانهوار در شهرهای اروپا میشود. بلا بدون داشتن تعصبات و قیدوبندهای اجتماعی دوران ویکتوریا، آزادانه بهدنبال لذت، آزادی و فلسفه میرود و بهسرعت رشد میکند تا هویت مستقل خود را بهعنوان یک زن آزاد پیدا کند.
۲۵۰. بردمن (Birdman)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- امتیاز کاربران: ۷.۷
- امتیاز منتقدان: ۸۷
ریگان تامسون با بازی مایکل کیتون، بازیگری است که سالها پیش با بازی در نقش ابرقهرمانی بهنام بردمن به شهرت جهانی رسید، اما حالا فراموش شده و سعی دارد با کارگردانی و بازی در یک تئاتر جدی در برادوی، اعتبار هنری خود را پس بگیرد. ریگان در روزهای منتهی به شب افتتاحیه، تحت فشار شدید روانی قرار دارد. او صدایی در سرش میشنود (صدای همان بردمن) که او را نقد میکند و گاهی دچار توهم میشود که قدرتهای ماورایی دارد. فیلم که بهنظر میرسد در یک برداشت بلند و بدون قطع گرفته شده، ما را به راهروهای تنگ و شلوغ پشت صحنه میبرد؛ جایی که ریگان باید با بازیگر همکار خودشیفتهاش (ادوارد نورتون)، دخترش که تازه از بازپروری برگشته (اما استون) و منتقدانی که قصد نابودیاش را دارند، سروکله بزند.
نتیجهگیری
در مقاله جامع ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما، مروری دقیق بر شاهکارهای سینمایی جهان ارائه شده است. معیار اصلی این ردهبندی، و لیست ۲۵۰ فیلم برتر IMDb بوده که با آرای میلیونها کاربر شکل گرفته است. در این فهرست، آثاری ماندگار همچون «شوالیه تاریکی»، «پدرخوانده»، «مشتافسر» و «فرار از شاوشنک» جایگاههای نخست را به خود اختصاص دادهاند. این مجموعه نهتنها بهترین فیلمهای جهان از نظر مخاطبان عمومی را دربرمیگیرد، بلکه طیف گستردهای از ژانرها، از درام و حماسی تا علمیتخیلی و فیلمهنری را پوشش میدهد و نمایانگر تنوع فرهنگی و سینمایی ملل مختلف است. برای دسترسی آسان علاقهمندان فارسیزبان به این آثار، میتوانید با پارسی همراه باشید. این مقاله بهگونهای تدوین شده که هم برای سینماگران حرفهای و هم برای مخاطبان عام مفید باشد و راهنمای جامعی برای کشف برترین آثار سینمایی تاریخ محسوب شود. امیدواریم این مرور، انگیزهای برای کشف یا بازتماشای این شاهکارها باشد. همچنین پیشنهاد میشود از بهترین انیمیشن های دنیا نیز دیدن کنید.
دیدگاهها
6 دیدگاه
نقد و بررسیها
0 نقد و بررسی
نمایش دیدگاه های بیشترنکات مهم برای ارسال نقد و بررسی
نقد و بررسی ثبت نشده است.
نمایش نقد و بررسی های بیشتر